تلخک 10

ده بیست سال پیش، حوزه هنری جشنواره داستان نویسی علیه سلمان رشدی برگزار کرد. "م ح. ج" شاعر و داستان نویس، به عنوان دبیر جشنواره انتخاب شد. اونم آدم سفت و خشک، شروع کرد به مدیریت آثار رسیده. ناگهان در عملی قاطع و ضرب العجلی از سوی مدیریت حوزه هنری (محمدعلی زم، حجت الاسلام پریروز، پالایشگاه دار و رئیس حوزه هنری اسبق، قهوه خانه سنتی دار دیروز و معاون مناطق آزاد تجاری کشور امروز دولت تدبیر و امید) آقای "ا. ح" یکی از داستان نویسان حوزه هنری بجای فرد قبلی به عنوان دبیر جشنواره منصوب شد.

همه از این حرکت نابهنگام و بی دلیل آن هم وسط داوری آثار رسیده، متعجب شدند.
خلاصه، آقای "ا. ح" دبیری جشنواره را محکم برعهده گرفت و جشنواره به سرعت برگزار شد.
روز برگزاری مراسم و اعطای جوایز که سکه باران بود، همه نویسندگانی که در مراسم شرکت داشتند، انگشت به دهان ماندند.
داستان نویسان توانا و باسابقه که انتشار کتاب های بسیاری  هم در سابقه خود داشتند، نفر دوم به بعد شدند.
دخترکی شونزده هفده ساله، به عنوان نفر اول معرفی شد و داستانش هم به عنوان داستان برتر، کلی سکه زر جارو کرد و برد!

"ا. ح" دبیر جشنواره، در برابر سوال خبرنگاران که این خانم کیست؟ فقط گفت:
"ایشون هم مثل بقیه، داستان خودش رو ارسال کرد و چون ویژگی های خاصی داشت، برنده شد."
وقتی از ایشان پرسیدند:
"این دختر خانم تا حالا کتابی منتشر کرده؟ یا اصلا در نشریات و یا جای دیگه د استانی منتشر کرده؟" ایشون گفت:
"این خانم داستان های زیادی نوشته ولی چون علاقه نداره معروف بشه، اونارو منتشر نکرده."

حالا اینکه اگر این خانم یک داستان نویس غریبه بوده و مثل بقیه داستانش را برای جشنواره فرستاده، پس شما از کجا می دونید که ایشون کلی داستان نوشته ولی علاقه ای به انتشار نداشته، از کجا درآمده، آقای دبیر سکوت کرد.

جشنواره تمام شد و چندی بعد، برخی داستان نویس های قدیمی که این انتخاب عجیب خیلی بهشون فشار آورده بود، ول کن قضیه نشدند و دنبال ماجرا را گرفتند.
سرانجام توانستند اصل موضوع را کشف کنند که:
دخترک جوان، از بستگان بسیار نزدیک آقای "ا. ح" دبیر جشنواره بود که دایی محترم، به نام او داستان نوشته و در میان داستان های دیگر قرار داده و و به عنوان نفر اول همه سکه ها را جارو کرد.
خب البته حق و حقوق دایی محفوظ بود و ایشون هم حق السهم حلال حلال خویش را اخذ نمودند.
و صدالبته دیگر هیچ اثری از دخترک یک شبه داستان نویس شده، در ادبیات کشور نشد.
مدیریت حوزه هم برای اینکه به فرهنگ و ادب کشور اساعه ادب نشه، بی سر و صدا قضیه را ختم به خیر کرد.
الحمدلله! وگرنه حیثیت جشنواره ادبی در مملکت لکه دار می شد!

/ 3 نظر / 39 بازدید
مقاومت اسلامی

با سلام،وبلاگ مقاومت اسلامی سعی در معرفی هر چه بیشتر هسته های مقاومت اسلامی در سراسر دنیا را دارد.با لینک کردن وبلاگ ما به تحقق این هدف مهم کمک کنید. و من الله توفیق...

ولی ملایری

سلام، از موقعی که فهمیدم وب سایت داری هر روز نوشته های شما را مطالعه مینمایم و از آن خاطرات،که باید عبرتی برای نسل بعد از دفاع مقدس باشد و جناب عالی آن را درست و به جا نگارش فرموده اید. لذت می برم یادشهدا را فقط با مطالعه وصیت نامه های آنها و عمل کردن به خواسته هایشان و راهشان می شود پاسداری کرد .انشالله خداوند این توفیق را به ما عطا فرماید حقیر همرزم شما