تلخک 9

دیروز پنج شنبه، بهشت زهرا که بودم، برحسب اتفاق، در ایستگاه صلواتی لشکر 10 سیدالشهدا (ع)، یکی از دوستان که گرد سپیدی پیری بر چهره اش نشسته، جلو آمد و کلی با هم حال و احوال کردیم. متعجب ازش پرسیدم که از کجا با هم آشنا هستیم؟ که گفت 30 سال پیش با هم لبنان بودیم ...
در بین صحبت هایش زد زیر خنده و گفت:
- چند روز پیش یکی از دوستانم عکسی از خودش در کنار سیدحسن نصرالله (دبیر کل حزب الله لبنان) نشانم داد و گفت که این عکس را با سیدحسن در لبنان گرفته است.
عکس را که دیدم، تعجب کردم. کلی قسم خورد که این عکس خودمه. زدم زیر خنده. اون عکس تو رو که بلوز بافتنی تنته و کنار سیدحسن ایستادی، از کتاب "سید عزیز" نشونش دادم و گفتم که پس این کیه؟
بیچاره، عکس کله خودش رو بریده و گذاشته بود روی سر تو و همه جا پز می داد که با سیدحسن نصرالله عکس دو نفره داره!

یک آن به زبلی و مثلا زرنگی بعضیا خنده ام گرفت و شک کردم!
نکنه من کله خودم رو گذاشته باشم جای سر اون؟!
ولی این شکم ورقلمبیده قطعا مال خودمه!

/ 1 نظر / 12 بازدید
ولی ملایری

سلام وب سایت حوبی داری پر مطالب ارزنده و ارزشی مخصوصاً خاطرات جبهه که انسان را به حال و هوای زمان می بره موفق باشی