خاطرات جبهه
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

خاطره اول:
بهمن 1358

عصر روز جمعه، چریک‌های فدایی در دانشگاه تهران مراسم داشتند. محل تجمع آنها در قسمت بالایی دانشگاه، طرف در شرقی روبه‌روی خیابان طالقانی بود.
گروه های چپی از جمله "سازمان کومه له"، حزب دمکرات"، و "چریک های فدایی" که در کردستان به بهانه خودمختاری و در اصل به نیابت از رژیم بعث عراق می جنگیدند و به وحشیانه ترین وضع ممکن سربازان، پاسداران و پیشمرگان مسلمان را قتل عام می کردند، از دکتر "مصطفی چمران" کینه شدیدی داشتند. در اکثر تظاهرات و مراسم شان علیه دکتر چمران شعارهای تندی می‌دادند. آنها چمران را عامل قتل عام فلسطینی‌های آواره در اردوگاه "تل‌زَعتَر" بیروتِ لبنان می‌دانستند. درحالی ‌که آن فاجعه، توسط نیروهای فالانژیست مسیحی لبنان انجام شده بود. آنها می‌گفتند:
- چمران آمریکایی ... جلاد تل‌زعتر ... جلاد خلق کُرد است

چریکهای فدایی در کردستان رویاروی خلق

حمله به کاروان ارتش در خیابانهای سنندج توسط چریکهای فدایی

 

همه ضدانقلابیون علیه چمران - مجله تهران مصور مرداد ۱۳۵۸

 

شهید چمران پیشاپیش رزمندگان اسلام در نبرد با ضدانقلابیون

 

جنوب لبنان - شهید چمران در سنگر دفاع از اسلام و مسلمین


خاطره دوم:
بهمن 1377

عازم لبنان بودم که یکی از دوستان گفت:
- بد نیست یه سر بریم پیش حاج آقا ... هر چی باشه اون از قبل انقلاب لبنان بوده و با موقعیت اون جا به خوبی آشناست.
درست می گفت، ولی کاملا نه! تعریف موضع گیری های او را علیه امام موسی صدر و شهید چمران زیاد شنیده بودم. خوش نداشتم بروم و با او بحثم شود. به اصرار دوستم، به اتاق حاج آقا (که جدیدا ملقب به دکتر شده و در تلویزیون تفسیر به رای تاریخ می کند. انگاری برای بچه های دبستانی قصه شب می گوید!)  رفتیم و بالاجبار نشستیم پای صحبت هایش.
از همان اول شروع کرد علیه شهید چمران حرف زدن. نه تنها لفظ شهید، که حتی عنوان مرحوم هم برایش به کار نمی برد. خیلی تند علیه او صحبت می کرد. وقتی علت این موضع تندش را پرسیدم، با شدت گفت:
- چمران ضد امام خمینی بود.
با تعجب پرسیدم: "جدا؟ واقعا شهید چمران ضد امام بود؟"
- بله. چمران با امام مخالف بود.
- آخه چطور؟ یعنی شما بر چه اساس این رو می گید؟
- خودم شاهد بودم که چمران عکس امام رو پاره کرد.
- چی؟ چمران عکس امام رو پاره کرد؟
- بله پاره کرد.
- ببخشید حاج آقا، عکس رو پاره کرد یا از دیوار برداشت؟
- چه فرقی می کنه. چه کند، چه پاره کرد.
- خب پاره کردن عکس با برداشتن آن از دیوار، خیلی فرق داره.
- نه چه فرقی می کنه؟ اون با امام مخالف بود و می گفت نباید عکس امام روی دیوار باشه.
- یعنی چی که عکس امام نباید روی دیوار باشه؟ کی بود؟ کجا بود؟
- چند سال قبل از انقلاب. توی لبنان. توی همون مدرسه جبل عامل در شهر صور که با موسی صدر راه انداخته بودن.
- خب قضیه چی بود؟
- چی می خواستی باشه؟ من یه پوستر بزرگ امام زدم به دیوار مدرسه صنعتی جبل عامل که چمران اون رو پاره کرد.
- پاره کرد؟
- چه اصراری داری شما بر الفاظ. حالا کند، برداشت یا پاره کرد. نفس کار مهمه که گفت عکس امام رو این جا نزنید. همین ثابت می کنه که چمران ضد امام بوده.
- خب برای این ادعاش چه دلیلی داشت؟
- یه دلیل بی خود. می گفت اگه عکس امام به دیوار این جا باشه، ساواک شاه نسبت به این جا حساس میشه و دیگه نمیشه کار کرد.
- خب مگه اشتباه می گفت؟
- خب معلومه که اشتباه می گفت. برای همین عکس امام، کلی جوون توی زندان های شاه شکنجه شدن. اون وقت اون توی لبنان می ترسید یه عکس امام به دیوار باشه.

متعجب و مبهوت از این استنباط مورخ که مثلا قرار است تاریخ مبارزات امام خمینی (ره) را برای نسل های آینده روایت کند، از اتاق بیرون آمدم.

چند سال بعد بر حسب اتفاق، میان کتاب های منتشر شده، چشمم به اسنادی از ساواک درباره امام موسی صدر و شهید چمران افتاد که حاکی از این بود که:
"اخیرا تصاویری از خمینی بر دیوارهای مدرسه صنعتی جبل عامل که توسط موسی صدر و چمران اداره می شود نصب شده."
دستور این بود که بر روی افراد مذکور دقت بیشتری شود و شدیدا زیر نظر گرفته شوند.

 

تصاویر منتشر نشده از پیکر شهید چمران 

 

برادر بر بالین شهید چمران

 

غاده جابر همسر چمران به همراه فاطمه  (دختر شهید نواب صفوی) بالای پیکر شهید چمران

 

یاد امام به خیر که در وصف شهید چمران فرمود:

بِسْمِ ‏الله الرََّّحْمنِ الرََّّحیمِ
انالله وانّاالیه راجعون
شهادت انسان‌ساز سردار پرافتخار اسلام و مجاهد بیدار و متعهد راه تعالی و پیوستن به ملاء اعلی، دکتر مصطفی چمران را به پیشگاه ولی‌عصر ـ ارواحنا فداه - تسلیت و تبریک عرض می‌کنم.
تسلیت از آن‌رو که ملت شهیدپرور ما سربازی را از دست داد که در جبهه‌های نبرد با باطل، چه در لبنان و چه در ایران، حماسه می‌آفرید و سرلوحه‌ مرام او اسلام عزیز و پیروزی حق بر باطل بود. او جنگجویی پرهیزکار و معلمی متعهد بود که کشور اسلامی ما به او و امثال او احتیاج مبرم داشت. و تبریک از آن‌رو که اسلام بزرگ چنین فرزندانی تقدیم ملت‌ها و توده‌های مستضعف می‌کند و سردارانی همچون او در دامن تربیت خود پرورش می‌دهد. مگر چنین نیست که زندگی، عقیده و جهاد در راه آن است.
چمران عزیز با عقیده‌ی پاک خالص غیر وابسته به دستجات و گروه‌های سیاسی و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و با آن ختم کرد.
او در حیات با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد. او با سرافرازی زیست و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید.
هنر آن است که بی‌هیاهوهای سیاسی و خودنمایی‌های شیطانی برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند، نه هوی و این هنر مردان خداست.
او در پیشگاه خدای بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش به خیر. اما، ما می‌توانیم چنین هنری داشته باشیم؟ با خداست که دستمان را بگیرد و از ظلمات جهالت و نفسانیت برهاند. من این ضایعه را به ملت شریف ایران و لبنان، بلکه به ملت‌های مسلمان و قوای مسلح و رزمندگان در راه حق و به خاندان این مجاهد عزیز تسلیت عرض می‌کنم و از خداوند تعالی رحمت برای او و صبر و اجر برای بازماندگان محترمش خواهانم.
اول تیرماه شصت
روح‌الله الموسوی الخمینی

[ ۱۳٩٢/٤/٢٧ ] [ ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]

واقعا که لبنان، باوجود مساحت بسیار کمش که یک صدوپنجاه و هشتم ایران است، سرزمین بسیار عجیبی است.
لبنان نه تنها سرزمین عجایب و آثار باستانی، که سرزمین حوادث و اتفاقات عجیب و باور نکردنی است!
حوادثی که بعید است در جاهای دیگر این قدر متضاد ولی در کنار هم! مشاهده کرد.

سی چهل سال پیش، امام موسی صدر به لبنان رفت تا بلکه بتواند شیعیان و در کل مسلمانان آن سامان را متحد کند و به آنها حالی کند که دشمن اصلی، فقط رژیم اشغالگر صهیونیستی است.
آن زمان لبنان شدیدا درگیر جنگی داخلی بسیار تلخ، وحشتناک و طولانی بود.

در یک جبهه، مسلمانان علیه فالانژیستهای مسیحی می جنگیدند و در جبهه دیگر، مسیحیان علیه فلسطینی ها!
در یک سنگر، فلسطینی ها علیه مسلمانان شلیک می کردند و در سنگر دیگر، شیعیان علیه سنی ها!
در یک محله، دروزی ها علیه مسلمانان در جنگ بودند، در محله ای دیگر، مسلمانان علیه نیروهای کمونیست!

در لبنان، بسیار اتفاق افتاده که پدر، فرزند خود، و برادر، برادر خویش را کشته باشد.
در یک خانواده پنج شش نفری، به تعداد اعضای خانواده، طرفدار احزاب مختلف وجود داشت و شدیدا با هم در تضاد و جنگ بودند.
کشوری با چهار میلیون نفر جمعیت، بیش از 300 حزب و گروه تا دندان مسلح داشت که هر روز و شب به هم شلیک می کردند.
در کوچکترین اختلافات از تصادف اتومبیل گرفته تا جرو بحثی ساده، هر که سلاح قدرتمندتر داشت برنده میدان بود.
آن ایام تلخ، نوجوانی 12 ساله اگر همراه خود اسلحه یا نارنجک حمل نمی کرد، قطعا مُرده محسوب می شد!

در آن زمان، امام موسی صدر به لبنان رفت و همه توان خویش را به کار گرفت تا وحدت اسلامی و به دنبال آن وحدت ملی مردم لبنان را هدف اصلی خودش قرار بدهد و فراهم کند؛ و به حق نیز در این مسیر سخت، ثمرات بسیاری عاید لبنان شد که مقاومت امروز حزب الله لبنان در برابر ارتش صهیونیستی و فرار آن از جنوب اشغال شده، کمترین ثمرات آن بشمار می رود.
سرانجام توسط "معمر قذافی" ملعون، امام موسی صدر ربوده شد و تا امروز هیچ خبری قطعی از آن عزیز به دست نیامده است.

همه اینها را گفتم، تا عکسی بسیار عجیب را برای شما به نمایش بگذارم.
سی چهل سال پیش که اسرائیل به جنوب لبنان تجاوز کرد، سرگردی شورشی مسیحی به نام "سعد حداد"، گردانی از ارتش لبنان را که در جنوب مستقر بود جدا کرد و به ارتش اشغالگر صهیونیستی پیوست.
از آن به بعد این گردان که نام خود را "ارتش آزاد جنوب" گذاشته بود، نقش پیشمرگ اسرائیل را بازی کرد و همواره آن بود که بر مردم ساکن مناطق اشغالی فشار می آورد و جنایت و خیانت می کرد.

چند سال پس از ربوده شدن امام موسی صدر در طرحی صهیونیستی که به واقع شدیدترین ضربه به وحدت ملی لبنان و مبارزات علیه اشغالگران بود، اتفاق عجیبی در جنوب لبنان افتاد.
تعدادی از هواداران و عناصر ارتش جنوب لبنان که در بین مردم به "مزدوران سعد حداد" معروف بودند، در خیابان ها براه افتادند و خواستار آزادی امام موسی صدر شدند!
بله درست خواندید: "مزدوران اسرائیل خواستار آزادی امام موسی صدر شدند"!
حالا هدف شان از این حرکت عجیب و غریب چی بود، معلوم نیست.
شاید با این کار خود، به دنبال جذب شیعیان جنوب لبنان بودند که با مقاومت در برابر اشغالگران، عرصه را بر آنان تنگ کرده بودند.

 

اعتصاب در شهرک اشغالی "بنت جبیل" در مرز فلسطین اشغالی، در سالگرد ناپدید شدن امام موسی صدر. درحالی که تصاویر امام صدر و سرگرد شورشی "سعد حداد" فرمانده ارتش جنوب لبنان پیشاپیش جمعیت است!
اول سپتامبر 1981 مصادف با 10 شهریور 1360

نقل از سایت "جنگ لبنان" متعلق به مزدوران اسرائیل

[ ۱۳٩٢/٤/٢۳ ] [ ۳:٠٠ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رزمنده، جانباز، عکاس، خبرنگار، محقق و نویسنده دفاع مقدس مسئول صفحه "از معراج برگشتگان" نشریه "فرهنگ آفرینش" سردبیر مجله تخصصی اسناد "پانزده خرداد" سردبیر مجله دفاع مقدس "فکه" همکار نشریات: جمهوری اسلامی - کیهان - شلمچه - جبهه - صبح دوکوهه - عاشورا - یاد ماندگار - پلاک هشت – پیک - امتداد و ... مدیر مسئول سایت های: WWW.SAJED.IR و WWW.4DIPLOMATS.COM کتاب‌های منتشر شده: - آیا می‌دانید؟: نکاتی جالب از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس - از معراج برگشتگان: خاطرات کودکی، انقلاب، جنگ - پاره‌های پولاد: تاریخ عملیات شهادت طلبانه در لبنان - پرواز پروانه‌ها: زندگی‌نامه سرداران شهید حسین قجه‌ای، رضا چراغی، علی‌اکبر حاجی‌پور - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا (چاپ دوم با شکل جدید) - حماسه ذوالفقار: زندگی‌نامه سرداران شهید یوسف کابلی، علی‌رضا ناهیدی، محسن نورانی - خاطرات انقلاب اسلامی: مجموعه خاطراتی از انقلاب اسلامی - خاطرات شکنجه: مجموعه خاطراتی از شکنجه در زندان‌های حکومت پهلوی - دجله در انتظار عباس: زندگی‌نامه سردار شهید عباس کریمی - دفاع مقدس در اینترنت: نشانی سایت ها و وبلاگ های دفاع مقدس و ضدصهیونیستی - دیدم که جانم می رود: خاطرات شهید مصطفی کاظم زاده - ستارگان درخشان تاریخ: وصیت‌نامه شهدای مقاومت اسلامی لبنان - سید عزیز: زندگی نامه خودگفته سیدحسن نصرالله - کمین جولای 82: روزشمار گروگان‌گیری دیپلمات ‌های ایرانی در لبنان - یاد ایام: متن کامل خاطرات حضور در جبهه از سال 1360 تا 1367- - یاد یاران: خاطرات حضور در جبهه - القصة الکاملة للاستشهادیین فی لبنان (ترجمه عربی "پاره های پولاد" چاپ لبنان) - : AMBUSH OF JULY1982 ترجمه انگلیسی "کمین جولای 82" به زودی منتشر می‌شود: - تبسم‌های جبهه: خاطرات شاد و شیرین دفاع مقدس - داستان دوکوهه: داستانی برای کودکان - روزی روزگاری جنگی: خاطرات اشکی دفاع مقدس - قاتل سلمان رشدی: زندگی‌نامه شهید "مصطفی مازح" - من قاتل پسرتان نیستم: خاطرات لحظات شهادت دوستان و ...
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب