خاطرات جبهه
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

برخی دوستان ساده اندیش، از انتشار مصاحبه با "علی اکبر محتشمی پور" از حامیان سرسخت موسوی که متاسفانه در برابر شعار صهیونیستی و آمریکایی پسند "نه غزه، نه لبنان" که از سوی کروبی و موسوی در تضاد با تفکرات و اندیشه های حضرت امام خمینی اظهار می شد، موضع روشنی اتخاذ نکرد، ناراحت شدند. آنها ادعا می کردند نباید محتشمی را به چالش می کشیدیم و ...
الحمدلله انتشار آن گفت وگو باعث شد تا آقای محتشمی پور بیدار شده و با موضع گیری تند علیه همخطان دیروزش، مواضع اصولی خود را در دفاع از آرمان های امام و مقام معظم رهبری در دفاع از مظلومان جهان بخصوص لبنان و فلسطین، اعلام کند.

این که چرا این اعلام مواضع این قدر دیر (چندین ماه پس از فراگیر شدن شعار صهیونیستی و آمریکایی پسند "نه غزه، نه لبنان" که متاسفانه هزینه ای بسیار سنگین برای سابقه ارزشی نظام، و تاثیر بسیار منفی بر وجهه جمهوری اسلامی ایران در لبنان و فلسطین و امتیازی مثبت و بزرگ برای آمریکا و رژیم صهیونیستی بود) و پس از اطمینان از شکست مفتضحانه کودتای سبز لجنی اعلام شده، جای بسی سوال دارد.

البته از فرد تند و صریحی چون ایشان که منتقدین خود را "خر" و بی شعور" می خوانند، انتظار می رفت شجاعت بیشتری به خرج دهد و صراحتا موضع خود را در برابر شعار صهیونیستی و آمریکایی پسند "نه غزه، نه لبنان" و عاملان و بانیان منحرف آن اعلام کند.
ولی باز جای شکرش باقی است که ایشان به سرنوشت دیگران که با تکیه بر حق بودن مواضع انحرافی خویش، به دامان دشمن پناه بردند، دچار نشد!

ظاهرا روزهای اخیر، نشستی با عنوان "نسبت جنبش دانشجویی و مساله فلسطین" در دبیرخانه حمایت از فلسطین مجلس شورای اسلامی به همت کمیته‌ دانشجویی این دبیرخانه و با حضور جمعی از دانشجویان برگزار شده که آقای محتشمی پور به صراحت از اجحاف ها مواضع اشتباه دولت "هاشمی رفسنجانی" و "سیدمحمد خاتمی" در قبال مسئله فلسطین انتقاد کرده است.
 
به گزارش خبرگزاری ایسنا در ادامه نشست، علی‌اکبر محتشمی‌پور پس از مناظره عبدی و سلیمی‌نمین خاطرنشان کرد:
- حمایت از فلسطین و مقاومت و مقابله با ستمگران و اسراییل و صهیو نیست‌ها یک بحثی است که هم بعد منافع ملی و هم بعد انسانی و هم بعد دینی دارد.

محتشمی بدون اشاره به کسانی که تا دیروز آنان را حق مطلق می پنداشته، با اشاره به روایات اسلامی گفت:
- سوال این است که آیا حق و حقیقت را باید با اشخاص سنجید، یا این‌که باید اشخاص را با حق و حقیقت سنجید؟ آن‌چه هست این است که نمی‌شود بگوییم چون فلان جریان خاص چنین گفته و چنین عمل کرده حق است، بلکه باید اشخاص را با حق سنجید.

وی با اشاره به روایتی از امام علی(ع) درباره این‌که هیچ مردمی نمی‌توانند با دشمنی که در داخل سرزمین آمده است پایداری کند و ذلیل می‌شود، تصریح کرد:
- باید خاکریز را به بیرون مرزها برد.

وی با اشاره به "بی‌اطلاعی از میزان کمک‌های دولت به مردم فلسطین" گفت:
- جنگ هشت ساله هزاران هزینه مالی و جانی از ما گرفت برای جلوگیری از چنین هزینه‌یی بر کشور است که باید اجازه نداد تا چنین خسارت‌هایی وارد شود و به مردم فلسطین کمک کرد تا در مقابل اسراییل مقاومت کنند و این کمک‌ها برای منفعت ملی ماست.

محتشمی‌پور افزود:
- حرکت‌های مردمی در ایران که امام آن‌ها را حمایت می‌کرد شاخص مبارزه با اسراییل را در بر می‌گرفتند، این‌که بعد از انقلاب چه رخ داد، بحث جداگانه‌ای است. تا وقتی که امام حیات داشتند این سیر یک سیر صعودی در رابطه با حمایت مظلومین عالم و مبارزه با ظالمان بود.

محتشمی با اشاره به اساس گرایش مادی‌ گرایانه در دولت‌ها پس از رحلت امام خمینی (8 سال دولت "هاشمی رفسنجانی" و 8 سال دولت "سیدمحمد خاتمی") گفت:
اقدامات موجب سرخوردگی و انحراف در اصول انقلاب شد و اندیشه امام را زیر پا گذاشتند، نمی‌خواهم بگویم یکی یکی دولت‌ها چه شد، معتقدم ما به عنوان ملت ایران و جمهوری اسلامی ایران و انقلاب ایران از سه منظر موظفیم از ظالم تبری جویم و تمام قدرت‌مان را برای از بین بردن ظلم به کار گیریم. این‌که موفق می‌شویم یا نه به نظر من حرف درستی نیست.

محتشمی بدون اشاره به شعارهای انحرافی و صهیونیستی حرکت سبز لجنی در ماه های اخیر، ادامه داد:
- موضع شخصی من گفته‌های امام است که فرمودند؛ برخی در میان شما هستند که اسرائیل را می‌خواهند به رسمیت بشناسند، اما اگر می‌خواهید فلسطین آزاد شود، راهی ندارد جز این‌که تا زمانی که حتی یک یهودی نیز در آن‌جا باقی نماند، مقاومت کنید. این یک موضع واقعی است و این‌که برخی می‌گویند در آن کشور دو بخش فلسطینی و یهودی در کنار هم قرار بگیرند، درست نیست و مشکل فلسطین را حل نمی‌کند.

وی بدون اشاره به مواضع دوستان و همفکران خود طی ماه های اخیر که هزینه بسیار سنگینی برای حیثیت جمهوری اسلامی در میان مظلومان و آزادی خواهان جهان بخصوص لبنان و فلسطین، و شادی بسیار برای آمریکا و رژیم صهیونیستی در پی داشت، گفت:
- امیدوارم همه به وظایف خود آشنا شده و منافع ملی را در نظر بگیرند و کسانی که وجدان انسانی و اسلامی را قبول دارند نیز بدانند که از هر نظر این وظیفه ماست که از مقاومت فلسطین حمایت شود.

با وجود این اظهارات، از محتشمی پور انتظار می رود به عنوان یک روحانی انقلابی با آن سوابق ارزشمند، موضع خود را در قبال کسانی که سازشکارانه و ذلیلانه، رژیم صهیونیستی را به عنوان کشور اسرائیل به رسمیت شناختند و در برابر آرمان های حضرت امام، مواضع شدیدا تند و انحرافی در جلب رضایت آمریکا گرفتند، اعلام کرده و شجاعانه خط خود را از جریانات انحرافی جدا کند.
برای خودم و ایشان "عاقبت به خیری" آرزومندم.

اصل خبر به نقل از "خبرگزاری ایسنا"
http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1446597

[ ۱۳۸۸/٩/٦ ] [ ۱:٢٧ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]

علی اکبر محتشمی رئیس کمیته صیانت از اکاذیب میر حسین موسوی که همچنان نان خود و خاندانش از حمایت جمهوری اسلامی ایران از فلسطین و لبنان تامین می شود، و در آشوب های آمریکا پسند بعد از انتخابات ریاست جمهوری، برای جذب مشتری و گرفتن ژست اپوزیسیون، شعار صهیونیست پسند "نه غزه، نه لبنان" را طرح کرد، این روزها برای فرار از افتضاحی که در گفت وگو با خبرنگاران در دمشق ببار آورد، به تکاپو افتاده است.

این تندروی شدید اللحن هتاک، که خبرنگارانی را که علت حمایت او به عنوان رئیس جمعیت حمایت از فلسطین از شعار صهیونیست پسند "نه غزه، نه لبنان" را جویا بودند، "خر" و "بی شعور" خطاب کرد، این روزها به تقلا افتاده تا دوباره خود را به جنبش های ضد صهیونیستی بچسباند بلکه آبروی رفته اش در پای میر حسین موسوی و کروبی، به جوی خشکیده سوابقش بازگردد!

او که ظاهرا جدیدا به تهران بازگشته، ولی همچنان از آفتابی شدن هراس دارد، با کمک سایت های اینترنتی حامیان موسوی، تلاش دارد تا خود را بسیار مهم و بزرگ جلوه دهد و این گونه القاء کند که:
"مخالفت با محتشمی، یعنی مخالفت با حزب الله لبنان و فلسطین"!

جدیدا سایت های موسوی که تا دیروز در راستای خواست آمریکا، یقه می دریدند و حنجره هاشان پاره شده بود و شعار صهیونیست پسند "نه غزه، نه لبنان" را سر می دادند، امروز دل سوز حزب الله لبنان شده اند و برای "تنش در روابط ایران و حزب الله لبنان" نوحه می سرایند!

دروغ گویان حامی موسوی مدعی شده اند که به دلیل برخی انتقادها، حزب الله لبنان از حکومت جمهوری اسلامی ایران رنجیده است!!!
فرد مجهول الهویه ای (مثل همه نویسندگان سایت های زنجیره ای موسوی) با نام مثلا " هاشم طباطبائی" مدعی شده:

"این انتقادها طیفی از مسائل از توهین به خانواده آیت الله خمینی و حمله به برخی چهره های مهم سیاسی در کشور مانند علی اکبر محتشمی که روابط دیرینه و مستحکمی با رهبری حزب الله دارد، تا چگونگی برگزاری و مدیریت انتخابات ریاست جمهوری را در بر می گیرد."

و سعی کرده افتضاح خبری محتشمی را به خانواده حضرت امام (ره) و حتی انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ربط بدهد!!!
زهی خیال باطل.

محتشمی هم بهتر است بجای آسمان و ریسمان به هم بافتن و یک گفت وگوی ساده خبرنگاران را به فیلم های جاسوسی و جیمزباندی و تعقیب و مراقبت تبدیل کردن، تکلیف خود را با شعار صهیونیست پسند "نه غزه، نه لبنان" روشن کند و تناقض موجود بین این شعار خائنانه در حق آرمان های امام، با ریاستش بر جمعیت حمایت از فلسطین را معلوم کند.

بزرگ ترین مشکل به اصطلاح اصلاح طلبان که همواره تلاش نامقدس شان را بر زمین زده و در پیشبرد اهداف مرموز ناکام شان گذاشته، عدم صداقت و شفافیت بوده و هست.

اگرچه اینان همواره شعار دروغین "دانستن حق مردم است" را سر داده اند، ولی همواره با دوگانگی و تضاد رفتاری خویش، باعث ریزش هواداران خود شده اند.

محتشمی هم بهتر است بجای بغض و کینه ای که به خاطر مسائل خانوادگی که از دستگیری بستگانش در باند توطئه گران کودتای سبز لجنی از نظام به دل گرفته، تکلیف خود را با راه و مرام امام و فامیل خویش که محاکمه شان نشان از توطئه های دیرینه شان علیه انقلاب اسلامی و امام و رهبری دارد، معلوم کند و "حق را ملاک شناخت افراد کند، نه افراد را ملاک شناخت حق!"

آن چه به نظر می رسد، برخی افراد که خود را یار دیرین و نزدیک به امام راحل می دانند، امروز نشان داده اند که در طول سال های بودن در کنار امام، اصلا از شخصیت امام خمینی هیچ گونه شناخت درستی بدست نیاورده اند وگرنه برخورد امام با نوه خود "سید حسین" در اولین سال های پیروزی انقلاب اسلامی، و همچنین برکناری صریح و سریع آیت الله منتظری از قائم مقامی رهبری، نشان می دهد که امام، (علی (ع) گونه) به هیچ وجه حاضر نبود نظام اسلامی را فدای مصلحت بستگان و دوستان خویش کند و در این راه، با هیچکس رودربایستی نداشت.
روحش شاد

[ ۱۳۸۸/۸/٢٧ ] [ ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ ] [ حمید داودآبادی ]

اکبر گنجی، حمیدرضا جلایی پور، سعید حجاریان، حشمت الله طبرزدی، محسن آرمین، عمادالدین باغی، ابراهیم اصغرزاده، عباس عبدی و ... همه و همه کسانی هستند که روزگاری جزو سردمداران جریانات افراطی و تندرویی بودند که چه بسا در جلسات خصوصی خویش، بنیانگذار و رهبر انقلاب اسلامی امام خمینی را نیز به کندروی، کوتاه آمدن و سازش در برابر مخالفین بخصوص "لیبرال ها" محکوم می کردند.

اینها همان کسانی بودند که همه لیبرال ها چون بازرگان و یزدی را تکفیر کرده و همه هم و غمشان از میدان بدر کردن آنها بود و بس که آن را نیز عملی کردند.

کسانی که زمانی همه آرزویشان (فقط آرزویشان، چون اهل عمل نبودند) این بود که بتوانند تمامی سردمداران کفر جهانی، آمریکا و شوروی را به درک واصل کنند و برای عملی کردن شعارهای تند خود، لحظه شماری می کردند.

کسانی که همه مخالفین چه مذهبی، چه مارکسیست، منافق و یا لیبرال را کافر حربی دانسته و اعدام و ترور آنان را واجب می دانستند و کردند.

کسانی که برهه های مختلفی مسئولیت های مهم و سنگینی نیز در دست داشتند و دهه 60 مملو است از تندی و خشونت آنان. همان خشونتی که امروز، همنوا و همصدا با کسانی که خود آتش بر سرشان باراندند، منافقین و ضد انقلابیون خارج نشین، نظام جمهوری اسلامی را به آن محکوم می کنند.

اینان این روزها اصلاح طلب و ضد خشونت دو آتشه شده اند و این تنها نظام جمهوری اسلامی و امام خمینی است که باید بار همه آنچه را در 30 سال گذشته بوجود آمده بر عهده بگیرد و جالب این که کسی نمی پرسد چه کسانی آن اعمال را مرتکب شدند؟

کسانی که با کوهی از "شور" و بدون ذره ای "شعور"، در حرکت جوشان انقلاب خود را جای دادند و آن کردند که خود خواستند، و امروز از منتقدین و مخالفین سرسخت همین نظام شده اند.

قدیمی ها درباره این گونه افراد اصطلاح جالب به کار می بردند و می گفتند:
"طرف بعد از این که شیر خورد، سینه مادرش را گاز می گیرد."
و این به درستی مصداق همین اشخاص "خشونت مزاج" اصلاح طلب است و بس.

یکی دیگر از این افراد که طی ماه های اخیر، انقلاب اسلام، امام و رهبرش را به سادگی به دنیای سیاست بازان قدرت طلب باخت، "علی اکبر محتشمی پور" است.

وی در دهه 60 بر مسند وزارت کشور نشست و همچنین دوره ای سفیر ایران در سوریه بود. او که این روزها شدیدا اصلاح طلب شده! و از خشونت های گذشته نظام در برابر مخالفین بسیار ناراحت است!!! تا پیش از این حمایت از مظلومان فلسطین و لبنان از افتخاراتش بود و معتقد بود که باید تا محو کامل رژیم اشغالگر قدس، به مبارزه علیه آن ادامه داد و همه توان نظامی و اقتصادی را نیز در این راستا به کار گرفت.

او که خود را از بنیانگذاران جنبش های ضد صهیونیستی خاورمیانه می دانست، این روزها به بیماری فراموشی دچار شده و همچون یار دیرینش شیخ "عبدالله نوری" که با افتخار به همه آرمان های امام پشت پا زد و "دولت اسرائیل" را به رسمیت شناخت، این روزها یکی از منادیان شعار صهیونیستی و آمریکا پسندانه "نه غزه، نه لبنان" شده است.

این که چرا چنین آدم دو شخصیتی ای هنوز در راس جمعیتی برای حمایت از مردم فلسطین نشسته است، نشان از فرصت طلبی او و امثال اوست که با شعاری آمریکایی، جوانان بی گناه را به خیابان می کشانند و مردم را به جان هم می اندازند و خون شان را بر سنگفرش خیابان ها جاری می کنند، ولی هنگامی که پای منافع اقتصادی و مادی به نام فلسطین وسط بیاید، در صف اول هستند و به نام حمایت از همان غزه که به هوادران ساده اندیش شان القا می کنند نباید از آن حمایت کرد، سفرهای خارجی با دلارهای تا نخورده می روند و ...

جناب آقای محتشمی پور!
ضد آمریکایی و ضد صهیونیست دیروز!
رئیس کمیته صیانت از اکاذیب موسوی و کروبی امروز!

نکند واقعا باورت شده با اتخاذ مواضع اخیرتان علیه نظام که هورا و هوار ضد انقلابیون خارج نشین همچون گوگوش و گنجی، رضا پهلوی و مریم و مسعود رجوی را به دنبال داشته، آمریکا شما را از لیست سیاه "سیا" و "اف.بی.آی" خارج می کند و برای یک بار هم که شده، قبل از ملاقات "ملک الموت"، می توانید سری به فرنگ بزنید و با هوادران امروزی خویش، بر سر سفره های رنگین، طعام حلال! تناول بفرمایید!!!

نخیر آقا.
آمریکا، اگر 100 سال هم بگذرد، زخمی را که به واسطه اشغال سفارتش (لانه جاسوسی) بر پیکرش وارد شده، فراموش نخواهد کرد و همچنان پرونده آن مفتوح است.

آمریکا، اگر 100 سال هم بگذرد، ضرباتی را که در انفجار سفارت خانه هایش (لانه های جاسوسی خاورمیانه) در بیروت خورد و شکست مفتضحانه تکه پاره شدن 241 کماندوی تفنگدار دریایی اش در انفجار مقرمارینز بیروت را فراموش نخواهد کرد و خودتان بهتر می دانید که چه کسانی را مسئول آن می داند.

آنها هیچگاه عظمتی را که انقلاب اسلامی ایران و رهبر کبیر آن امام خمینی ابهت پوشالی شان را شکسته، از یاد نخواهند برد و منتظر فرصتند تا زهر خویش را بریزند.

حال اگر هدف دیرینه، امروز در نقش خادمی بی جیره مواجب ظاهر شود، باعث نخواهد شد تا سابقه او از یاد آمریکا برود.

پس مردانه بر سر مواضع انقلابی و اسلامی گذشته خویش بمانید که بازگشت از آنها، چیزی جز ذلالت در برابر دشمنان اسلام، امام و انقلاب اسلامی نیست.

دفاع سرسختانه امروزتان از موسوی، همه را به یاد دفاع جانانه تان از "صدام یزید" می اندازد.
یادتان که نرفته؟! یا می خواهید آن را هم پنهان کنید؟
"در مجلس سوم نطق تاریخی "دفاع از صدام" را در کارنامه دارید. آری! دفاع جان‌نثارانه از "صدام کافر" که به بهانه حمله نخست امریکا به عراق.
یادتان که هست در آن نطق، صدام را به عنوان "خالد بن ولید ثانی" تجلیل و تحسین کردید، و جانبازی در راه او را واجب شمردید!
همین طور که امروز برای موسوی سینه سپر کرده اید، آن روز شدیدا معترض بودید که چرا جمهوری اسلامی در دفاع از صدام علیه آمریکا، نیرو نمی فرستد و اقدامی نظامی انجام نمی دهد؟!

آقای مدافع خالدبن ولید!
می‌دانستید یا نه، که خالد بن ولید، شمشیرزنی جنایتکار بوده است. وی همان کسی است که به دلیل دلباختگی به همسر یک مسلمان، شوهر او را کشت و زنش را بدون نگه داشتن عده به همسری گرفت، و البته شوهر او را متهم به نامسلمانی کرد تا خون او حلال شود! خالد بن ولید برای انجام این جنایت هولناک مورد توبیخ و طرد پیامبر خاتم صلی‌الله علیه و آله و سلم قرار گرفت.
(نقل به مضمون از پاسخ دیرینه خانم رجبی به جنابعالی)"

آقای محتشمی پور!
تا به سرنوشت همه آنانی که در بالا نام شان را برای یادآوری ات ذکر کردم دچار نشدی، تکلیفت را با امام و راه او مشسخص کن و فقط و فقط به این سوال جواب بده:

آیا شعار صهیونیستی "نه غزه نه لبنان" را قبول داری یا نه؟ اگر قبول داری، چرا همچنان به نام غزه و لبنان از بیت المال تناول می فرمایی؟!

و اگر قبول نداری، غیرتمندانه و مردانه! تکلیفت را با سازندگان و مدعیان و حامیان این شعار معلوم کن.

[ ۱۳۸۸/۸/٢٢ ] [ ۱:٠۳ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]

روز گذشته، خبرگزاری قدسنا که نان فلسطین را می خورد و آش فریادگران "نه غزه، نه لبنان" را هم می زند! در اقدامی تبلیغاتی و عجولانه، به تطهیر یکی از سردمداران خویش که همه بود و نمودش از فلسطین و لبنان است ولی در ماه های اخیر، از طراحان شعار صهیونیستی "نه غزه، نه لبنان" بود، "علی اکبر محتشمی پور" پرداخت.

محتشمی پور طی ماه اخیر به بهانه برگزاری کنفرانسی در سوریه درباره جولان به آن کشور رفت و به دلیل این که رئیس کمیته صیانت از آراء و اکاذیب میر حسین موسوی و یکی از برپاکنندگان آشوب های بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم بود، جرات بازگشت به ایران را ندارد.

این خبرگزاری خصوصی و ملک شخصی شده که فلسطین را بسیار پاستوریزه و در راستای اهداف موسوی و کروبی و محتشمی می پسندد، اقدام به انتشار گفت وگویی کاملا مبهم و نامعلوم با محتشمی پور نموده است تا مثلا ثابت کند که وی به ایران بازگشته است. آن هم با تصویری قدیمی از ایشان!

این نوپایان فعال در عرصه خبر! با ذکر این که :
"روایت محتشمی پور از جنجال یاد شده در حاشیه برگزاری نشست مجمع سازمانهای غیر دولتی و فعالان حامی فلسطین توسط یک منبع آگاه نقل شده است که عینا منتشر می شود."
فراموش کرده اند که دیگر برای همه مشخص شده "یک منبع آگاه" در عرصه کار خبری، چیزی نیست جز القای خبری کذب که هیچ گونه منبعی برای آن وجود ندارد. وگرنه برای مصاحبه با هر کس در داخل ایران، نه نیاز به عملیات امنیتی است و نه پنهان نمودن نام منبع. شاید که دست اندرکاران خبرگزاری از آقای محتشمی می ترسند که از ذکر نام منبع آگاه شان هراس دارند؟!

این خبرگزاری که کاملا در راستا و همسو با شعار صهیونیستی "نه غزه، نه لبنان" به دفاع عجولانه از محتشمی پرداخته است، آورده:
این منبع به قدسنا گفت:  به رغم اصرار اعضای مجمع سازمانهای غیر دولتی و فعالان حامی فلسطین در خصوص صدور بیانیه یی از سوی مجمع در محکومیت اقدام جنجالی یک وبلاگ که در چند خبرگزاری داخلی نیز منتشر شد اما محتشمی پور با هرگونه موضع گیری در این خصوص از سوی مجمع در حمایت از خود مخالفت کرد و تنها به این نکته بسنده کرد که " احساس می کنم نباید به این موضوع پرداخته شود چراکه به عقیده من اهمیتی ندارد و باعث سوء استفاده می گردد".
و هیچ گونه اشاره ای به سوال خبرنگاران از محتشمی درباره شعار آمریکایی پسند "نه غزه، نه لبنان"  نکرده است

براستی اینان کدام قومی هستند که اموال بیت المال را شخصی در اختیار گرفته و با پولی که باید به مظلومان فلسطین کمک شود، راه به راه سفرهای خارج از کشور می روند و در تضاد با آموخته های پیامبر اکرم (ص) در خیابان های ایران وقیحانه شعار "نه غزه، نه لبنان" سر می دهند؟

آقایان بفرمایید بیانیه بدهید ببینیم چه شاهکاری می کنید؟
نکند باورتان شده همین بیانیه های آبکی شما در محکومیت جنایات رژیم صهیونیستی – که خدا می داند هر کدامش برای بیت المال ده ها میلیون تومان آب می خورد – 22 روز مردم مظلوم غزه را زیر وحشیانه ترین بمباران نظامی و تبلیغاتی آمریکا، انگلیس و اسرائیل (حامیان و مشوقان امروزی طیف آقای محتشمی پور با پرچم و شعار "نه غزه، نه لبنان") به پایداری تا پیروزی فراخواند؟!

نکند به آرمان های امام درباره فلسطین اهانت شده که این گونه برافروخته اید؟
شما را چه شده که بجای محکومیت فحاشی و هتاکی کسی که مثلا زمانی از مسئولین مملکتی بوده، به دفاع ار مواضع امروزی آن که کاملا با آرمان های امام و اسلام درباره دفاع از مظلوم و مقابله با ظالم است می پردازید؟

بفرمایید بیانیه بدهید و از کسی که وقیحانه در برابر ضبط صوت، منتقدین خود را "خر" و "بی شعور" خطاب می کند، حمایت کنید.

اول که شنیدم آقای محتشمی به انتشار مصاحبه هتاکانه اش جواب داده، گفتم حتما ایشان به ایران بازگشته، ولی وقتی مصاحبه ساختگی و خیالی خبرگزاری قدسنا را خواندم، مطمئن شدم که این گفت وگو کاملا ساختگی و برای پنهان ساختن هراس وی از بازگشت به ایران است؛ وگرنه چرا ایشان با یک "منبع آگاه" مصاحبه کرده و از هر گونه عکس و فایل صوتی خبری نیست؟

همه این تلاش ها برای پوشاندن خبر فرار محتشمی از احتمال بازداشت است و بس.
چه کسی گفته محتشمی در ایران است؟ بیاید ثابت کند.
بنده با قاطعیت می گویم که ایشان به هیچ وجه به ایران بازنگشته است. اگر آمده که باید از پناهگاه خارج شود!

آقای محتشمی پور!
یار دیروز امام و مخالف امروزی نظرات امام!
اگر چه مطمئنم که هیچ گفت وگویی با شما انجام نشده!
ولی حداقل یک بار برو و فایل صوتی افاضات کلام خویش را گوش کن. من خجالت کشیدم که جنابعالی روزی وزیر جمهوری اسلامی و سفیر و ... بودید.
ببین چه کسی فحاشی کرده و دیگران را آنچه لیاقت خویش است، خطاب می کند!
جدا اگر ضبط صوت جلویت نبود، خدا می کند چه الفاظ رکیک تری به کار می بردی!

حضرات خبرگزاری قدسنا!
شما را چه می شود؟
با بیت المالی که در دستتان است تا از مظلومان غزه حمایت کنید، دارید چه می کنید؟
نکند این اموال می شود پوسترهایی که در دست بی شرفان سبزپوشی که در حمایت از آمریکا و رژیم صهیونیستی "نه غزه، نه لبنان" سر می دهند؟

حضرات منبع آگاه!
به قول مولا علی (ع):
"حق را ملاک شناخت اشخاص قرار دهید، نه اشخاص را ملاک شناخت حق."

محتشمی پور گر چه دستش را در راه حمایت از آرمان های لبنان و فلسطین از دست داده است، ولی امروز همچون یار دیرینش "عبدالله نوری" که با افتخار تمام در تضاد با تفکرات امام راحل، دولت اشغالگر "اسرائیل" را به رسمیت شناخت و تشویق و احسنت صهیونیست ها را برای خود خرید، امروز وقتی در برابر این شعار صهیونیستی پاسخی ندارد، یعنی کاملا جلودار صف حامیان اشغالگران قدس است و با آنان که تیر بر قلب کودکان مظلوم غزه می نشانند، فرقی نیست.

آقای محتشمی پور!
اگر ررررررر آمدی ایران، خدمت می رسم.
چقدر زود مرا یادت رفته.
نویسنده کتاب "پاره های پولاد" تاریخ عملیات شهادت طلبانه لبنانی ها علیه اسرئیل هستم. چند بار حتی در منزلتان برای تکمیل تحقیقاتم خدمت رسیدم. چه کسی آگاه تر و بهتر از شما در زمینه عملیات علیه آمریکا و اسرائیل در لبنان؟!
راستی، دلم برای دستتان می سوزد. با تفکرات امروزتان که پیرو مخالفین ولایت شده اید، حیف که آن را در راه لبنان از دست بدهید!
شاید برای مصافحه با بسیاری دیگر بدردتان می خورد!

خوش نداشتم با جنابعالی که بنا برادعای خودت بنیان گذاری حزب الله لبنان را در سابقه ات داری، این گونه برخورد کنم ولی دیدم کوتاه آمدن در برابر ادعاهای ظالمانه امروزتان در برابر آرمان های امام، ظلم به خون مطهر شهیدان ایران، لبنان و فلسطین است. شاید که با نگاهی به دست خویش، از پیروی دروغگویان و خائنان به آرمان های انقلاب اسلامی و امام، دست بردارید!

[ ۱۳۸۸/۸/٢٠ ] [ ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]

وقتی محتشمی در برابر یک سوال ساده، منتقدینش را "خر" و "بی شعور" می خواند ... باید که منتظر بود تا دیگران برای او یقه بدرانند و مثلا پاسخ بدهند.
او اگر قدرت جواب دادن داشت که تا امروز زبان در کامش نمی چسبید!
مگر چه جواب می تواند داشته باشد؟
من هم اگر ذره ذره زندگی ام از لبنان و فلسطین تامین شده بود، حالا که شکمم سیر شده، راحت به همه ادعاها و آرمان های دیروزم پشت پا می زدم و برای رسیدن به قدرتی جدید، روی نقشه می گشتم بلکه کشور بحران زده ای بیابم که با آرمان های "امام جدید" "میرحسین خان کروبی"! بخواند بلکه از آن جا هم برای نسل در نسل آینده ام آلونکی کوچولو به اندازه خانه مصادره ای "رئیس شرکت آدامس خروس" تامین شود!

القصه:
یک نفر به نام "سید کمال دعایی" که نمی شناسمش، در سایت "پارسینه" در دفاع از محتشمی پور، با لفاظی و بازی با جملات و ردیف کردن کلمات احساسی و ... سعی کرده است از او حمایت کند و خبرنگارانی را که از محتشمی فقط یک سوال داشتند و آن هم این که:
"موضع شما در برابر شعار نه غزه، نه لبنان، چیست؟"
محکوم به بی ادبی کند.
خودتان بروید به این نشانی و مطلب او را بخوانید.

http://parsine.com/fa/pages/?cid=12205

این هم جواب تند و دندان شکن من:

آقای "ما"
چقدر آسمون و ریسمون را به هم می بافی! معلومه سوالی که از محتشمی شده تو رو هم بدجوری سوزونده!
اگر یک "جو" غیرت در وجود خود می دیدند، فقط به این قسمت سوال جواب می دادند که از محتشمی شده: "چرا نه غزه، نه لبنان"
چرا تا دیروز که غزه و لبنان زیر آتش بمباران وحشیانه صهیونیست ها بود و به قول خودتان "آنها درگیر جنگی نیابتی در دفاع از آرمان های انقلاب اسلامی بودند"، "هم غزه، هم لبنان"؛ ولی امروز که شکم هاتان از سیری برآمده و حساب هاتان مملو گشته، دیگر "نه غزه، نه لبنان"؟
محتشمی ای که هنوز به عنوان رئیس کمیته حمایت از فلسطین در خانه مصادره ای میلیاردی در منطقه فرشته تهران زندگی می کند و برای شرکت در کنفرانس فلسطین به سوریه رفته بود. او که همه نان و وجودش فقط از همان دوران سفارتش در سوریه کسب شد و همچنان نسل اندر نسلش از نان فلسطین و لبنان می جوند! به چه حقی مدافع شعار صهیونیستی "نه غزه نه لبنان" می شود. او اگر حداقل برای حرف خودش اعتنایی قائل باشد، باید حمایتش را از فلسطین قطع کند. می دانی چرا این کار را نمی کند؟ چون اگر قطع کند از گرسنگی خواهد مرد.
براستی که اگر برخی از همین حضرات، ذره ای غیرت دینی و مردانگی ای که امام حسین (ع) می فرماید: "اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید" در وجودشان بود، از لحظه ای که این شعار صهیونیستی از دهان سردمدارانشان بیرون آمد، به حرمت نان و نمکی که از انقلاب خورده اند و به حرمت نام امام که امروزه همه وجود و بودشان از اوست، راه خود را از راهبران خائن به امام و انقلاب اسلامی جدا می کردند.
رحمت بر آن که با وجودی که در دفاع از موسوی زندان هم رفت، ولی در برابر این شعار مسموم، در نامه ای خطاب به موسوی، بر او تاخت و خواست که تکلیفش را با این شعار که کاملا در تضاد با آموخته های پیامبر اکرم (ص) و دین اسلام است، روشن کند.
ولی محتشمی برای این سوال، فقط با هتاکی و اهانت جواب داد. اگر خبرنگار با او تندی کرده او فقط یک جوان است و کنجکاو، ولی او که مثلا دنیا دیده است و پر تکبر و دارای هزار و یک عنوان و اسم و رسم مقام و منبع درآمد و مثلا سال هایی نماینده مملکت در این جا و آن جا بوده و مثلا سیاستمدار است و وزیر کشور بوده است و فلان ...
او چرا این گونه خام و هتاکانه سخن می گوید. اگر این مدافع و یار موسوی است، وای اگر میرحسین می شد رئیس جمهور. اگر مجلس به یکی از وزرایش رای نمی داد، کروبی لشکر اراذل به خیابان می کشید و محتشمی هم سوار بر اسب مراد، همه ملت را خر و بی شعور می خواند!
یک بار دیگر فایل صوتی را گوش کن. اگر تو بودی و او در همان اولین سوال تو را "خر" و "بی شعور" خطاب می کرد بر دهانش نمی کوبیدی؟!
چقدر شانتاژ بازی می کنید. خود محتشمی زبان در کامش چسبیده آن وقت تو شدی مدافع او؟
تهدید به قتل کجا بود؟ گفت اگر همین مردم بفهمند تو رئیس کمیته صیانت آرا موسوی بودی تکه بزرگه ات گوشت است.
آن هم که گفت "تو جرات نداری به ایران برگردی"، چون کسانی که در دمشق بودن می گفتند که "چند وقتی است محتشمی به سوریه آمده و به ایران نمی رود چرا که از خطر بازداشت می ترسد و به این جا پناهنده شده."
با این که محتشمی گفت فردا صبح یعنی جمعه 24 مهر به ایران باز می گردد، هنوز خبری از بازگشت او نشده است. شاید هم آمده و در گوشه ای دیگر پناه گرفته و یا این که دارد برای مخالفت با فلسطین و لبنان، طرح های صهیونیست پسندتری در سر می پروراند. موسوی اعلم!
تهدید به قتل هم که تو از آن دم می زنی، آن بود که در سایت یاران میرحسین خط دادند که "باید خود را منفجر کنیم تا فرماندهان سپاه را بکشیم" و چند روز بعد سردار شوشتری به همین روش کشته شد.
لطفا کمتر از "ما" دم بزن. حداقل مثل میرحسین بگو "من" و بعد همه را دروغگو فلان و ... خطاب کن.
کسی شما را جایی نمی برد. شما نترسید. اصلا کسی با شما کاری ندارد.
مطمئن باش آن که "ما" را می خواست به جایی ببرد، آن بود که منافعش را در آن سوی آب می دید و گروه گروه دارند به آغوش همانان که تا دیروز شیطان و دشمن می خواندندش، پناه می برند و چون گنجی و مخملباف و ... برای تکه ای نان، هزار خوش رقصی می کنند!
آن که مامن و ملجاش شده بی بی سی و آمریکا، الحمدلله نتوانست بر قطار قدرت سوار شود که بی محابا و بی هیچ ریل و راهی، می خواست همه را از کوره راه ها و دره های مرگبار، به ایستگاه غرب ببرد. شاید که باورش شده:
"در غرب خبری هست!"

[ ۱۳۸۸/۸/۱٦ ] [ ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ ] [ حمید داودآبادی ]

این هم فایل صوتی فایل صوتی اظهارات محتشمی پور :

http://uploading.com/files/362977fd/mohtashamipour.wma

[ ۱۳۸۸/۸/٩ ] [ ٤:٥٠ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]

پنجشنبه شب 23/7/1388 هنگامی که "علی اکبر محتشمی پور" رئیس کمیته صیانت آراء میر حسین موسوی و از سران آشوب های بعد از انتخابات ریاست جمهوری، جهت شرکت در کنفرانس سازمان های مردم نهاد حامی فلسطین که در سوریه برگزار می شد، به دمشق آمده بود، در حرم حضرت زینب (س) مورد سوال دو خبرنگار ایرانی قرار گرفت.
محتشمی‌پور که شدیدا تلاش داشت مردم او را نشناسند و به همین خاطر در صحن حرم، عمامه را از سرش بر می داشت، با روبه رو شدن با خبرنگاران ایرانی، عصبانی شد و از پاسخ دادن به سوالات آنان که در کمال تعجب می دیدند حامی شعار صهیونیستی "نه غزه، نه لبنان" حامیان موسوی، به عنوان رئیس جمعیت حامیان فلسطین به دمشق آمده است، طفره رفت.
محتشمی‌پور در حالی که شدیدا عصبی شده بود، سعی داشت با متبسم نشان دادن چهره، خود را خون سرد نشان دهد که این شگرد با تلاش او برای قاپیدن ضبط خبرنگار، خنثی شد.
خبرنگاران که خواستار روشن شدن مواضع محتشمی در برابر فلسطین و لبنان بودند، از او خواستند که بگوید چرا تا چندی پیش فلسطین و لبنان در اولویت اعتقادی امثال او بود ولی امروز، همراه و همگام با همه ضدانقلابیون و از همه بدتر بلندگوهای رژیم صهیونیستی، به نفی همه آرمان های امام خمینی (ره) پرداخته است.
این برخورد محتشمی‌پور نشان گر این مسئله است که برخی افراد، برای دست یابی به منافع و مصالح شخصی خود، حاضرند آرمان ها و اعتقاداتی را که زمان برای آن تا پای جان مایه گذاشتند، امروز به سادگی قربانی کنند.
لازم به ذکر است که علی اکبر محتشمی‌پور سفیر اسبق ایران در دمشق، مدعی است که "حزب الله لبنان" را او پایه گذاری کرده و از فعالان عرصه فلسطین نیز می باشد. وی که هنوز رئیس جمعیت حامیان فلسطین است، هنگامی که در دهه 60 از مدافعین سرسخت آرمان های لبنان و فلسیطن بود، در توطئه بمب گذاری صهیونیست ها در بسته ای که برای او فرستاده بودند، در راه آرمان های برحق امام خمینی (ره) در دفاع از مظلومان فلسطین و لبنان، به شدت مجروح شد که قطع یک دست از مچ و جراحات بسیار دیگری را برای او به دنبال داشت.
محتشمی‌پور از جمله افرادی است که آمریکا و صهیونیست ها به دلیل ضرباتی که از حضور او در لبنان و سوریه در دهه 60 خوردند، به شدت از او عصبانی هستند و وی از اولین نفرات لیست "سازمان سیا" و "اف .بی .آی" آمریکا برای ربودن یا ترور می باشد.
در هنگامه انتخابات دهم ریاست جمهوری، محتشمی‌پور همچون موسوی و کروبی، به سادگی همه آرمان ها و اعتقاداتش را در پای قدرت فدا کرد و با سر دادن شعار صهیونیستی "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" سعی کرد تا لبخند دشمنان دیرین خود را بطلبد!

متن کامل گفت وگو با علی اکبر محتشمی‌پور:

م ـ حاجی سؤال منو جواب می‌دید؟
محتشمی‌پور: اینجا جای دعا و ...
م ـ حاجی دعا چیه؟ دعا باید اثر داشته باشه. ما دین رو از شما یاد گرفتیم. انقلاب رو از شما یاد گرفتیم. استکبارستیزی رو از شما یاد گرفتیم، اون‌ وقت طرفدارای شما میان توی خیابونای تهران داد می‌زنن می‌گن: نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران. شما هم که دم از فلسطین می‌زنین، من نمی‌تونم این تعارض رو حل کنم.
محتشمی‌پور: جواب ندارم بدم؛ چون شما نمی‌فهمی.
م ـ من نمی‌فهم؟! من جوان جویای جوابم.
محتشمی‌پور: اگه شعور داشتی می‌فهمیدی.
م ـ با طرفداراتون هم ...
محتشمی‌پور: برو اون ‌ور ...
م ـ من موندم کروبی‌ای که زن شهدا رو صیغه می‌کرده ...
محتشمی‌پور: برو از کروبی بپرس.
م ـ چه فرقی داره؟ حضرت‌عالی رئیس کمیته صیانت از آرای اون بودی! جواب سوال های منو کی باید بده؟ این گندی که زدید به مملکت و حیثیتش رفت و ...
محتشمی‌پور: به تو چه ربطی داره؟
م ـ یعنی چی چه ربطی داره؟ شما که توی ایران نیستید کسی از شما سؤال کنه ...
محتشمی‌پور: تو ایران باهات صحبت می‌کنم.
م ـ شما اصلا جرات می‌کنی پات رو بذاری ایران؟
محتشمی‌پور: عجب خری هستی! من فردا ایرانم ...
م ـ ا، یعنی چی می‌گی خری؟
محتشمی‌پور: خب معلومه دیگه این جور که حرف می‌زنی همینه دیگه ...
م ـ جواب منو نمی‌دی؟
محتشمی‌پور: به تو جواب نمی‌دم.
م ـ آهان... همه‌تون همینید. اون میرحسین‌تون هم یک‌بار نیومد مصاحبه کنه به کسی جواب پس بده.
محتشمی‌پور: شما انسان هستی یا نیستی؟
م ـ من خبرنگارم، دنبال جواب سوالم می‌گردم. الان هم دارم صدات رو ضبط می‌کنم. چهار روز دیگه می‌ذارم روی سایت. درست حرف بزن، شما یک‌ زمانی وزیر کشور بودی.
د: حاج‌آقا جلوی موج سبزی‌ها هم همین جوری صحبت می‌کنی؟ بهشون می‌گی خرید؟ شما که به مخالف خودت می‌گی خری، نمی‌فهمی؟
م ـ هم عکست رو گرفتم، هم صدات رو ضبط کردم. باید مردم بفهمند با یک سوال‌ کننده چطور حرف می‌زنید.
محتشمی‌پور: هر کاری می‌خوای بکنی بکن.
د: حاج آقا امام را ارزان فروختی به موسوی و کروبی ...
محتشمی‌پور: شما که بلدید از این کارها بکنید. برید بکنید.
د: از دستت خجالت بکش حاج‌آقا، دستت رو برای چی دادی؟ برای کروبی دادی؟ برای زندان زنان کروبی دادی؟
محتشمی‌پور: شماها که می‌تونید همه کاری بکنید.
د: شما که بدتر از همه هر کاری می‌تونید بکنید. خدای این کارهایید.
محتشمی‌پور: من حرفی ندارم با شما بزنم.
م ـ ما حرف داریم با شما.
محتشمی‌پور: بزنید. شما که دارید، روزنامه دارید، تلویزیون دارید.
م ـ شما هم ...
محتشمی‌پور: اینترنت دارید...
م ـ اینترنت که مال ارباب‌های شماست. مال یو اس‌ آ ست.
د: مگه شما نداشتید؟ مگه شما گوگوش رو، اکبر گنجی رو ندارید. از این گنده‌تر می‌خوایید؟ اون ها که دارن حرف‌های شما رو می‌زنن. الان شما امامتون شده گوگوش. مگه نشده حاج آقا؟ شما همه افتخارتون به اینه که گوگوش اومده سبز می‌پوشه. همه عشق آقای موسوی مگه این نیست؟
محتشمی‌پور: شما که این‌ جور متهم می‌کنید ...
د: متهم نمی‌کنیم. خودتون می‌گید. شما از زندان زنان کروبی خبر نداری؟ از فسادهای کروبی توی بنیاد شهید خبر نداری؟ همه رو می‌دونی ...
محتشمی‌پور: شما هی فحش می‌دید ...
م ـ ما کی فحش دادیم. شما به من گفتی خر. من به شما گفتم سوال دارم دنبال جواب سوالم هستم.
محتشمی‌پور: مگه شما آزاد نیستی که سوال کنی؟
م ـ مگه شما دستت رو برای لبنان ندادی؟
محتشمی‌پور: به شما چه ربطی داره دستم رو برای چی دادم؟
م ـ نه غزه نه لبنان یعنی چی؟ شما به ما یاد داد دادید استکبار ستیزی رو.
محتشمی‌پور: من هر کاری کردم به خاطر خدا کردم.
م ـ به خاطر خدا هم خلافش رو انجام می‌دید؟
(در این زمان محتشمی پور با عصبانیت دست انداخت تا ضبط صوت را از خبرنگار بقاپد.)
م ـ ا. حاجی این یه دونه که نیست که ماها معمولا چند تا از اینها داریم. رکوردر من رو هم که بشکنی چیزی عوض نمی‌شه ...
د: شما با سعید حجاریان و خسرو تهرانی چه فرقی داری؟ از خون رجایی گذشتید به خاطر خسرو تهرانی؟
م ـ ببین ... این مردمی که اومدن این جا برای زیارت، یک نفرشون سبزی نیستن. خدا شاهده اگر داد بزنم که این رئیس کمیته صیانت از آرای کروبی و موسویه، تیکه بزرگه‌ات گوشته. این جوری هستن مردم. طرفدارای شما توی شمال تهران دارن الواط بازی درمیارن.
د: دینت رو مجانی فروختی حاج‌ آقا ... برو عاقبتت رو خدا به‌ خیر کنه.
(در این زمان محتشمی پور با عصبانیت راهش را کشید و به طرف بیرون حرم رفت و همراه با میزبانان پاکستانی اش سوار بر ماشین مدل بالایی شد و رفت.)

[ ۱۳۸۸/۸/٩ ] [ ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ ] [ حمید داودآبادی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رزمنده، جانباز، عکاس، خبرنگار، محقق و نویسنده دفاع مقدس مسئول صفحه "از معراج برگشتگان" نشریه "فرهنگ آفرینش" سردبیر مجله تخصصی اسناد "پانزده خرداد" سردبیر مجله دفاع مقدس "فکه" همکار نشریات: جمهوری اسلامی - کیهان - شلمچه - جبهه - صبح دوکوهه - عاشورا - یاد ماندگار - پلاک هشت – پیک - امتداد و ... مدیر مسئول سایت های: WWW.SAJED.IR و WWW.4DIPLOMATS.COM کتاب‌های منتشر شده: - آیا می‌دانید؟: نکاتی جالب از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس - از معراج برگشتگان: خاطرات کودکی، انقلاب، جنگ - پاره‌های پولاد: تاریخ عملیات شهادت طلبانه در لبنان - پرواز پروانه‌ها: زندگی‌نامه سرداران شهید حسین قجه‌ای، رضا چراغی، علی‌اکبر حاجی‌پور - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا (چاپ دوم با شکل جدید) - حماسه ذوالفقار: زندگی‌نامه سرداران شهید یوسف کابلی، علی‌رضا ناهیدی، محسن نورانی - خاطرات انقلاب اسلامی: مجموعه خاطراتی از انقلاب اسلامی - خاطرات شکنجه: مجموعه خاطراتی از شکنجه در زندان‌های حکومت پهلوی - دجله در انتظار عباس: زندگی‌نامه سردار شهید عباس کریمی - دفاع مقدس در اینترنت: نشانی سایت ها و وبلاگ های دفاع مقدس و ضدصهیونیستی - دیدم که جانم می رود: خاطرات شهید مصطفی کاظم زاده - ستارگان درخشان تاریخ: وصیت‌نامه شهدای مقاومت اسلامی لبنان - سید عزیز: زندگی نامه خودگفته سیدحسن نصرالله - کمین جولای 82: روزشمار گروگان‌گیری دیپلمات ‌های ایرانی در لبنان - یاد ایام: متن کامل خاطرات حضور در جبهه از سال 1360 تا 1367- - یاد یاران: خاطرات حضور در جبهه - القصة الکاملة للاستشهادیین فی لبنان (ترجمه عربی "پاره های پولاد" چاپ لبنان) - : AMBUSH OF JULY1982 ترجمه انگلیسی "کمین جولای 82" به زودی منتشر می‌شود: - تبسم‌های جبهه: خاطرات شاد و شیرین دفاع مقدس - داستان دوکوهه: داستانی برای کودکان - روزی روزگاری جنگی: خاطرات اشکی دفاع مقدس - قاتل سلمان رشدی: زندگی‌نامه شهید "مصطفی مازح" - من قاتل پسرتان نیستم: خاطرات لحظات شهادت دوستان و ...
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب