خاطرات جبهه
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

هنرمندان زیر پوست قلاده‌های طلا
این بار با بازیگر "قلاده‌های طلا" داودآبادی: طالبی لحظه‌های فیلم را کاملا از روی صحنه‌های سال 88 می‌ساخت.
 
"همه ما قلاده داریم؛ بعضی‌هامان قلاده‌هایی از جنس پوست گاو بلغاری و برخی هامان قلاده‌هایی از جنس طلا"
فیلم را که دنبال می‌کنی، چند دقیقه ای نگذشته، این دیالوگ به خوبی به دلت می نشیند که اسم فیلم چه طور حکایت از خود فروشی آدم‌هایی دارد که در طول این سی سال گذر از انقلاب، به اسم هزار و یک جور گروهک بیگانه  از "ام آی سیکس" گرفته تا منافقین، برای این مملکت نقشه می ریخته اند؛ همان موقع یاد ساده لوحی آدم‌هایی می‌کنی که در شلوغی های آن روزها چه طور بازی خوردند.
قلاده های طلا، فیلمی است که باید دیده شود، چه برای آنهایی که در فتنه 88 از لشگر جهل خودشان را کنار کشیدند، و چه آنهایی که در امتحان آن روزها باختند ...

http://snn.ir/pic/13910107025_201286021e.jpg


 این بار به سراغ حمید داودآبادی، فعال فرهنگی رفتیم تا از نگاهش، نقاط مثبت فیلم را جویا شویم؛ داودآبادی تجربه بازی در فیلم قلاده های طلا را هم داشته است:
 
دیکتاتورهای بزرگ فرهنگی از "قلاده‌های طلا" ترسیده‌اند:
جناح اصلاح طلب، با شعار "زنده باد مخالف من" روی کار آمد، درحالی که این شعاری بیش نبود و در دوره اصلاحات، کاملا خلاف این شعار عمل می شد.
جریان مقابل که ما می شناسیم، از لحاظ فرهنگی دیکتاتورهای بزرگی هستند که در نگاه کوچکشان، کسی حق ندارد برخلاف نگاه آنها کاری کند. دشمن ما ساده لوح است و در این قافله از ما عقب ماندند؛ آنها از ابزار هنر و فرهنگ نتوانستند برای هدف اشتباهشان استفاده کنند و این زرنگی بود که ابوالقاسم طالبی انجام داد.
 
هرجا دشمن به شما فحش داد بدانید کارتان را درست انجام دادید:
این آدم‌ها از ساخته شدن فیلم "قلاده های طلا" ترسیده اند؛ این واکنش را قبلا نسبت به فیلم اخراجی های 3 هم نشان داده بودند؛ به نظر من بهترین برخورد با این افراد، بی تفاوتی است.
به قول فرمایشات حضرت آقا: هر جا که دیدید دشمن به شما فحش می دهد، بدانید کارتان درست است. این فیلم دشمنان و جریان فتنه را لرزانده، چرا که هنرمندانه و با زبان مردم در این فیلم صحنه ها به تصویر کشیده شده.
 
تاثیر قلاده های طلا بعدها مشخص خواهد شد:
آنها در جریان فتنه چه در bbc و چه در شبکه های دیگر، بارها از مستندهای ساخته شده خود استفاده کردند، اما فیلم سینمایی قلاده های طلا توانست یک ادبیات جدیدی را در برابر دشمنان ایجاد کند.
این فیلم، تصویر واقعی را با فن هنری قوی به تصویر کشیده؛ این فیلم قطعا فروش بالایی خواهد داشت و تاثیرش را در بین مردم بعدها خواهیم دید.
 
طالبی لحظه‌های فیلم را عینا از روی صحنه های سال 88 می‌ساخت:
طالبی این فیلم را فقط برای ادای دینش به انقلاب ساخته است که الحق از پس ماجرا خوب برآمده. او برای ساختن صحنه های فیلم، مستندهای سال 88 و صحنه‌های خیابانی را می‌دید و بعد لحظه‌های فیلم را عینا می‌ساخت.
 
پرداختن به هشت ماه دفاه مقدس در دوران فتنه از هشت سال جنگ تحمیلی واجب‌تر است:
حوادث فتنه 8 ماه دفاع مقدس بود که ما در داخل مملکت خودمان از کشور دفاع کردیم؛ در آن روزها با آدم‌هایی مبارزه کردیم که دوست دیروز و دشمن امروز شده بودند؛ ما آن روزها در برابر خوارج قیام کردیم.
ابوالقاسم طالبی اگر در ماجرای فتنه به شکل مستقیم وارد می شد، در جایگاه نظامی آدم‌ها را دستگیر می کرد، خدمتش به اندازه ساخت این فیلم تاثیر گذار نبود.
این فیلم، به دوستان ارزشی در وزارت ارشاد نشان داد که پرداختن به هشت ماه دفاع مقدس در دوران فتنه، از هشت سال جنگ تحمیلی واجب تر است.
 
قرار نیست ما هم در دوره اصلاحات علیه فرهنگ و سینما اعتراض کنیم، هم در دولت اصولگرا:
راجع به فیلم های گشت ارشاد و زندگی خصوصی هم سوال من این است که آقایون شمقدری و سجادپور مدعی ارزش های انقلابی اند، اگر بنا باشد ما در دوره اصلاحات علیه فرهنگ مملکت تظاهرات کنیم، در دولت  اصول گرا هم این اتفاق بیفتند، که نمی شود.
از امثال این فیلم ها، قطعا برخی افراد منفعت می برند؛ همان طور که جلوی تولید فیلم عشق های مثلثی گرفته نمی شود.
 
بنده خودم در کار فیلم نامه و فیلم سازی هستم، یک فیلمنامه برای این که مجوز بگیرد، باید از ده ها فیلتر فرهنگی و غیرفرهنگی عبور کند، حالا چه می شود فیلم هایی مثل گشت ارشاد مجوز می گیرد؛ مشخص نیست.
بعضی آقایان، با ارزش های اسلامی بازی می کنند.
۷/۱/۱۳۹۱

خبرگزاری دانشجو

[ ۱۳٩۱/۱/٩ ] [ ٥:٢۱ ‎ق.ظ ] [ حمید داودآبادی ]

خسته نباشی برادر. خدا قوت. خدا خیرت بده.
آخرش یکی پیدا شد یک چیزی درباره فتنه 88 بسازد و پته فتنه گران و اربابانشان را بریزد روی آب.

من اهل تاکتیک نیستم و از تکنیک هم سر درنمیارم! فقط با محتوا کار دارم. این که ساختار فیلم چگونه بود و این حرفها، مال اهل فن و سینماگرانه، نه من.

شب گذشته در سالن نمایش وزارت ارشاد، فیلم "قلاده های طلا" که قرار بود در برج میلاد به نمایش دربیاد، در جمعی تقریبا خصوصی و بسته، نمایش داده شد.

"قلاده های طلا" که به واقع صریح ترین و رک ترین فیلم سیاسی سال های پس از انقلاب اسلامی است، طی ماه هایی که ساخته و پرداخته شد، با حملات و تهاجم زیادی چه از جانب دشمنان و فتنه گران، و چه از جانب مثلا دوستان! رو به رو شد.

جالب این بود، آنانی که دو سال پیش در خیابان های تهران سطل زباله به آتش می کشیدند و فریاد "مرگ بر دیکتاتور" سر می دادند، یک بار دیگر نشان دادند که پایش بیفتد، در زمینه فرهنگی، خودشان از هر دیکتاتور و مستبدی سرتر هستند!

برخوردهای خشن وحشیانه، موضع گیری های تند و متعصبانه فتنه گران را، پیش از این در برابر فیلم سینمایی "اخراجیها 3" دیدیم که همه توان خود را به کار گرفتند تا با آن مقابله کنند. از فحاشی و تحریم گرفته یا علم کردن فیلمی غیرسیاسی که هیچ ربطی به فتنه نداشت، برای مقابله با فروش اخراجیها، تا کپی برداری غیراخلاقی و انتشار سی.دی غیرقانونی برای مقابله با استقبال مردمی از اخراجیها که الحق مردم هم استقبال خوبی از آن نشان دادند و فتنه گران همچنان در سوز و گداز خود باقی ماندند.

چند روز گذشته، فتنه گران دندان های خود را برای مقابله با فیلم "قلاده های طلا" نشان دادند و خط و نشان کشیدند که اگر این فیلم پخش شود ما فلان می کنیم و چنان! سینما به هم می ریزیم و ...!

گویند روزی "ملانصرالدین" خواست از روی پل رد شود. مردی با الاغش از مقابل آمد و سد راه او شد. پس از جروبحث های بسیار، ملانصرالدین گفت:
- اگر نگذاری من اول رد شوم، همان کاری را که با اهالی روستای قبلی انجام دادم با تو خواهم کرد..
مرد ترسید و کنار رفت تا ملا بگذرد. وقتی از او پرسید که مگر با اهالی روستای قبلی چه کرده است؟ ملا گفت:
هیچی. آنها از روی پل کنار نرفتند، پس من رفتم کنار تا آنها اول بگذرند!"

و این درست همان چیزی است که پس از مرگ کودک ناقص الخلقه فتنه 8 ماهه سال 88 شاهد بودیم، که هر از چندگاهی، صدایی از خود بروز می دهند بلکه عده ای ساده لوح باورشان شود جنبش سبز لجنی گنجی و موسوی، کروبی و گوگوش، رجوی و پهلوی، نوری زاد و نوری زاده، بی.بی.سی و اسرائیل همچنان زنده است و همین اندک، خیلی بیشمارند! آن قدر که خودشان نمی توانند همدیگر را به حساب آورند و تاب تحمل یکدیگر را از کف داده اند!

متاسفانه برخی مسئولین ذی ربط نیز با فیلم "قلاده های طلا" برخوردی خلاف آن چه تصور می رفت، انجام دادند و از اکران آن جلوگیری کردند که جای بسی تامل و توجه دارد.

باوجودی که گفته می شود اصلاحات بسیاری در "قلاده های طلا" صورت گرفته، ولی ظاهرا همین ته مانده هم مجوز نمایش نگرفته است.

ضمن خسته نباشید به برادر عزیز و متعهد "ابوالقاسم طالبی" و همه عوامل و دست اندرکاران فیلم، از فیلمبردار و هنرپیشگان گرفته تا همه آنهایی که هر یک به نوعی در به انجام رساندن این اتفاق بزرگ سیاسی سینمایی تاریخ سینمای ایران شریک بودند، سوالاتی در ذهنم نقش بسته که بد نیست کسی پاسخ گوید:

- مگر شورا یا گروهی قبل از صدور مجوز ساخت فیلم، فیلمنامه را نمی خوانند تا اگر قرار است اصلاحاتی صورت بگیرد، همان جا روی کاغذ انجام گیرد نه بعد از صرف هزینه کلان و ساخت فیلم؟

- مگر نه این که طی 33 سال گذشته، بزرگ ترین ضربات به نظام، از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت آیت الله بهشتی گرفته تا انفجار و شهادت رجایی و باهنر رئیس جمهور و نخست وزیر، و دیگر ترورها و بمب گذاری ها، توسط عوامل نفوذی دشمن و بخصوص منافقین صورت گرفته است؟ پس چطور است که نشان دادن خیانت نفوذ این جنایت کاران، مشکل دارد و ...

آیا نباید در تاریخ ثبت شود که خائنان، چه ظلم عظیمی در حق ملت ایران و بخصوص خانواده، همکاران و همرزمان خود روا داشته اند؟

من که کاره ای نیستم تا از علت و عللی که برای عدم نمایش "قلاده های طلا" اعلام نشده سر دربیاورم، فقط خواستم خسته نباشیدی گفته باشیم به عواملی که بخصوص در شب های ماه مبارک رمضان، از افطار تا سحر زحمت کشیدند و این فیلم را به این جا رساندند.

مخصوصا آقای طالبی با آن قلب خسته و شکسته  اش که زیر تیغ جراحی هم رفته، ولی بجای استراحت و خوش نشینی، احساس وظیفه کرده و همچنان میدان دار دفاع از ارزش های اسلام و انقلاب اسلامی است.

به قول امام راحل "ما مامور به انجام وظیفه هستیم نه مسئول نتیجه".
بدون شک، آقای طالبی و دوستان و همکارانش، آن چه را وظیفه خطیر خویش در پرده برداری از چهره کریه منافقانه فتنه 88 داشتند، انجام دادند؛ حال ادامه این کار بسته به نظر و نگاه مسئولین امر است.

امیدوارم با تدبیر و دوراندیشی مسئولین امر شاهد نمایش عمومی این فیلم ارزشمند باشیم.

همه عوامل فیلم "قلاده های طلا" خسته نباشید و اجرتان با بی بی دوعالم فاطمه زهرا (س).
 و مطمئنا "والله لایضیع اجرالمومنین"

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱٩ ] [ ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ ] [ حمید داودآبادی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رزمنده، جانباز، عکاس، خبرنگار، محقق و نویسنده دفاع مقدس مسئول صفحه "از معراج برگشتگان" نشریه "فرهنگ آفرینش" سردبیر مجله تخصصی اسناد "پانزده خرداد" سردبیر مجله دفاع مقدس "فکه" همکار نشریات: جمهوری اسلامی - کیهان - شلمچه - جبهه - صبح دوکوهه - عاشورا - یاد ماندگار - پلاک هشت – پیک - امتداد و ... مدیر مسئول سایت های: WWW.SAJED.IR و WWW.4DIPLOMATS.COM کتاب‌های منتشر شده: - آیا می‌دانید؟: نکاتی جالب از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس - از معراج برگشتگان: خاطرات کودکی، انقلاب، جنگ - پاره‌های پولاد: تاریخ عملیات شهادت طلبانه در لبنان - پرواز پروانه‌ها: زندگی‌نامه سرداران شهید حسین قجه‌ای، رضا چراغی، علی‌اکبر حاجی‌پور - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا (چاپ دوم با شکل جدید) - حماسه ذوالفقار: زندگی‌نامه سرداران شهید یوسف کابلی، علی‌رضا ناهیدی، محسن نورانی - خاطرات انقلاب اسلامی: مجموعه خاطراتی از انقلاب اسلامی - خاطرات شکنجه: مجموعه خاطراتی از شکنجه در زندان‌های حکومت پهلوی - دجله در انتظار عباس: زندگی‌نامه سردار شهید عباس کریمی - دفاع مقدس در اینترنت: نشانی سایت ها و وبلاگ های دفاع مقدس و ضدصهیونیستی - دیدم که جانم می رود: خاطرات شهید مصطفی کاظم زاده - ستارگان درخشان تاریخ: وصیت‌نامه شهدای مقاومت اسلامی لبنان - سید عزیز: زندگی نامه خودگفته سیدحسن نصرالله - کمین جولای 82: روزشمار گروگان‌گیری دیپلمات ‌های ایرانی در لبنان - یاد ایام: متن کامل خاطرات حضور در جبهه از سال 1360 تا 1367- - یاد یاران: خاطرات حضور در جبهه - القصة الکاملة للاستشهادیین فی لبنان (ترجمه عربی "پاره های پولاد" چاپ لبنان) - : AMBUSH OF JULY1982 ترجمه انگلیسی "کمین جولای 82" به زودی منتشر می‌شود: - تبسم‌های جبهه: خاطرات شاد و شیرین دفاع مقدس - داستان دوکوهه: داستانی برای کودکان - روزی روزگاری جنگی: خاطرات اشکی دفاع مقدس - قاتل سلمان رشدی: زندگی‌نامه شهید "مصطفی مازح" - من قاتل پسرتان نیستم: خاطرات لحظات شهادت دوستان و ...
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب