خاطرات جبهه
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

http://davodabadi.persiangig.com/1%20soleymani.jpg

سردار دلیر سپاه اسلام حاج قاسم سلیمانی در عملیات آزادسازی شهر آمرلی عراق

برخی افراد گلایه می کنند:
"مگر همین عراق نبود که به ما حمله کرد، شهرها ی مان را اشغال و ویران کرد و هشت سال جوانان ما فدا شدند تا کشور را از چنگشان نجات دهیم؟
پس چرا حالا باید به عراقیها کمک کنیم؟
به ما چه در عراق چه خبر است و ..."

فقط این را بگم:
ما با ارتش بعث و گارد ریاست جمهوری عراق به فرماندهی صدام حسین ملعون جنگیدیم. نه با ملت عراق.

هر آن کس که در هشت سال جنگ علیه ما جنگید، از دو حال خارج نیست:
- یا زخم خورده و تلفات داده و پشیمان دارد زندگی عادی خود را می گذراند.
- یا دوشادوش القاعده و داعش دارد علیه ملت عراق و علیه مسلمانان جنایت می کند.
مگر نه اینکه جنایتکاران داعش که چند ماهی است به جان ملت عراق افتاده اند، همان پس مانده های ارتش بعث و گارد ریاست جمهوری عراق هستند که این روزها به فرماندهی "عزت ابراهیم الدوری" جانشین و "رغد" دختر صدام حسین، با کمک غرب، سازماندهی شده و دارند علیه حکومت شیعه عراق می جنگند؟!

هیچ چیز عجیبی اتفاق نیفتاده است!
تنها تغییری که پیش آمده، این است که در هشت سال جنگ، دلاوران لشکر بدر به فرماندهی سردار شهید "اسماعیل دقایقی"، دوشادوش ما، علیه ارتش بعث و گارد ریاست جمهوری عراق می جنگیدند و شهید بسیاری هم دادند.

نیروهای لشکر بدر از دو گروه تشکیل می شد:
- مبارزین عراقی که توسط دستگاه اطلاعاتی صدام تحت تعقیب بودند و بستگان شان اعدام شده و یا در زندان بعث بودند. آنها به ایران مهاجرت کردند و برای مقابله با بعث عراق و صدام، به لشکر بدر پیوستند که انصافا حماسه هایی هم آفریدند.
- اسرای عراقی که توسط رزمندگان اسلام در عملیات مختلف اسیر شده، توبه کرده و به سپاه اسلام پیوسته و جمعی لشکر بدر، به مقابله با متجاوزین بعثی پرداختند که بسیاری شان هم شهید شدند.

پس:
ما امروز داریم دوشادوش آنان که روزی در کنار ما علیه صدام جنگیدند، علیه ارتش بعث و گارد ریاست جمهوری و تفاله های فدائیان صدام می جنگیم.
با این تفاوت که:
دیگر جبهه های نبرد علیه متجاوزین، شلمچه و فکه و در کل مرز ما نیست، که خط مقدم، به صدها کیلومتر داخل عراق کشیده شده و دست رزمندگان اسلام، گلوی بعثیان را در قلب خاک عراق می فشارد.

نمونه بارز آن هم آزادی شهر آمرلی عراق از تسلط جنایتکاران داعش بود که حضور، فرماندهی و هدایت حاج قاسم سلیمانی، نماد بارز آن است.
خدا پشت و پناه رزمندگان اسلام که در لبنان، سوریه و عراق، علیه بعثیان و تکفیریان و وهابیون می جنگند، باشد.

[ ۱۳٩۳/٧/۱ ] [ ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ ] [ حمید داودآبادی ]

سال 1382 وقتی آمریکا عراق را اشغال کرد، به هر کسی که احساس می کردم می تواند شنونده و منتقل کننده خوبی باشد، گفتم:

"تا پیش از حمله آمریکا به عراق و اشغال آن، ما با فلسطین اشغالی (حکومت رژیم صهیونیستی) هم مرز بودیم و اگر آن رژیم قصد هرگونه تحرک یا توطئه ای داشت، سایه موشک های حزب الله لبنان بالای سر آنها بود و آنان را از هر حماقتی می ترساند.

سرانجام آمریکا تاب و تحمل خود را از دست داد و برای تامین امنیت رژیم صهیونیستی، طرح حمله به عراق و اشغال آن را ریخت. با این کار، هم آمریکا و هم رژیم صهیونیستی با ایران همسایه شدند!
و حمله آمریکا به عراق، فقط و فقط در جهت همسایگی و هم مرزی با ایران بود و بس.
این که مهره سوخته و تاریخ مصرف گذشته ای همچون صدام را هم حذف می کردند، هدف بعدی بود.

دستگاه های اطلاعاتی صهیونیستی و غربی، به بهانه بازسازی عراق ویران شده، تحت پوشش شرکت های مختلف در مرز ایران مستقر شدند. به حدی که وقتی چند شرکت ایرانی در کردستان عراق قرارداد انجام امور ساخت و ساز بسته و عوامل خود را به آن جا اعزام کردند، به سرعت چند تن از آنان را ترور کردند و با ایجاد رعب و وحشت و عدم امنیت جانی، باعث شدند شرکت های ایرانی از ادامه کار صرف نظر کنند."

آن روزها، ملتمسانه می گفتم:
"امروز باید برای حفظ حریم امنیتی ایران، دست به اقدامی مهم زد.
الان که عراق تحت اشغال است و نان و غذا در آن کشور جنگ زده یافت نمی شود، می توان به قیمتی بسیار مفت، زمین های مقابل مرز ایران را تا عمق چندین کیلومتر خرید؛ چرا که هیچکس به فکر نگه داشتن زمین آن هم در بیابان های مرزی نیست.

بهترین گزینه برای انجام این کار هم نیروهای مبارز و مجاهد عراقی بود که زمان دفاع مقدس، در لشکر بدر و دیگر یگان ها علیه صدام می جنگیدند و حالا به عراق بازگشته اند.

کافی است به آنها کمک شود تا با خرید مناطق متصل به مرز عراق با ایران، هم به بازسازی کشور خود بپردازند، هم حریمی امن در مرزهای ایران ایجاد کنند که اگر خدایی ناکرده هوس شیطنت به سر کسی زد، زمین های آنان، اولین دیوار دفاعی، سنگر و خط پدافندی در داخل عراق علیه متجاوزین باشد."

[ ۱۳٩۳/۳/٢٢ ] [ ٢:۳۸ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]

سال 1382، از همان روزهای اول که آمریکا در خیمه شب بازی خود، مثلا به عراق حمله کرد و توانست بدون هرگونه مقاومتی آن جا را اشغال کند، موضوع مهمی در ذهنم گذشت:
"پس گارد ریاست جمهوری عراق که ما در جنگ آن را دیده و چشیده بودیم، کجاست؟"

"گارد ریاست جمهوری عراق" (حرس الجمهوری) سال 1359  به دستور صدام تشکیل شد. در ابتدا وظیفه اصلی آن حفظ جان صدام و امنیت بغداد بود، ولی در طول جنگ علیه ایران، به مهمترین عنصر تهاجمی عراق تبدیل شد.
گارد ریاست جمهوری عراق یگانی کاملا ویژه، آموزش دیده کماندویی خاص بود که در طول 8 سال جنگ عراق علیه ایران، کاربرد ویژه ای داشت. هر جا ارتش صدام در دام رزمندگان اسلام می افتاد، خطوط نبرد را خالی و واگذار می کرد، صدام دستور می داد تا این گارد که تازه نفس و بسیار مجهز بود، وارد عرصه نبرد شود تا با حملات خوردکننده رزمندگان اسلام مقابله کند.
خشونت، شدت و وحشی گری این یگان، زبانزد سربازان عراق بود؛ چرا که با حضور گارد ریاست جمهوری در مناطق عملیاتی، اگر نیرویی ترسیده، قصد عقب نشینی داشت و یا از جلو رفتن امتناع می کرد، توسط نیروهای گارد که از وفاداران صدام تشکیل شده بود، کشته می شد.
اگرچه در برخی عملیات گارد ریاست جمهوری توانست حملات ایران ر ا سد کند، ولی در بسیاری از عملیات که برجسته ترین آن والفجر 8 و فتح فاو بود، گارد ریاست جمهوری دچار بدترین و بالاترین ضربات و شکست ها شد. و بعدها همین گارد ریاست جمهوری بود که توانست در سال 67 فاو را از ما پس بگیرد!

پس از اشغال عراق توسط آمریکا، اعلام شد که قبل از عملیات، آمریکایی ها توانسته اند با تطمیع و خریدن فرماندهان ارتش عراق، آنها را از مقاومت در برابر خود باز دارند. در آن میان هیچ نامی از فرماندهان گارد ریاست جمهوری عراق و این که چه بلایی بر سر آن نیروی مهم آمده است، به میان نیامد.
از همان اولین روزها، تحلیل و نظرم این بود:
"اگر روزی غرب بخواهد به ایران حمله کند و یا ایران را تحت فشار قرار دهد، بدون شک با استفاده از گارد ریاست جمهوری عراق این کار را خواهد کرد. چرا که بدون درز هرگونه خبری، آن قوای عظیم و مهم را به پیشرفته ترین سلاح و تجهیزات مسلح کرده، دوره های آموزشی خاص را هم داده است تا در زمان مناسب از آنها بهره جوید."

این روزها وقتی اخباری عجیب از عراق رسید که "داعش" به یک باره دست به حملات گسترده زده و برخی شهرهای عراق را هم اشغال کرده است، نظریه قبلی برایم عینیت پیدا کرد. چرا که سرانجام بعد از 11 سال، سر و کله گارد ریاست جمهوری و فرماندهان آن پیدا شد.

داعش، با استفاده از شیوه آمریکا، فرماندهان ارتش عراق را خریده و براساس برخی اطلاعات با استفاده از نیروهای گارد ریاست جمهوری و بعثیان سابق، توانسته این گونه قدرتمند وارد عمل شود.
حال این که ارتش، حکومت و مردم عراق چگونه جلوی این حملات وحشیانه تروریستی را سدّ کنند، بحث بسیار مهمی است.
مسئله اصلی این است که پس از کشتارها و جنایات داخلی گروه های تروریستی داعش، جبهه النصره و جیش الحر در حق یکدیگر، و به دنبال آن پیروزی بشار اسد در انتخابات ریاست جمهوری، ادامه جنگ در سوریه، عملا جز خودکشی و از دست دادن قوا، چیز دیگری نخواهد بود. بر همین اساس القاعده قدرت خود را بر عراق متمرکز کرد تا بلکه بتواند به برخی اهدافی که غرب و در راس آن آمریکا و رژیم صهیونیستی برایش دیکته کرده اند، دست یابد؛ و بدون شک، تمامی گروهک های تروریستی سلفی و وهابی، هیچ هدفی را دنبال نمی کنند مگر تامین امنیت رژیم اشغالگر قدس.

با توجه به سوابق جنگ و نبرد در عراق طی 35 سال گذشته، و آنچه این روزها در عراق می گذرد، فقط باید به عنایت خداوند قادر توانا امید بست.
و به قول استاد بزرگوار آقای "علی رضا کمری":
"عراق سرزمین صدام خیز است!"
و چه بسا باید منتظر تحولاتی بدتر از این، در آن سامان بود.

[ ۱۳٩۳/۳/٢٢ ] [ ۱:٥۱ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رزمنده، جانباز، عکاس، خبرنگار، محقق و نویسنده دفاع مقدس مسئول صفحه "از معراج برگشتگان" نشریه "فرهنگ آفرینش" سردبیر مجله تخصصی اسناد "پانزده خرداد" سردبیر مجله دفاع مقدس "فکه" همکار نشریات: جمهوری اسلامی - کیهان - شلمچه - جبهه - صبح دوکوهه - عاشورا - یاد ماندگار - پلاک هشت – پیک - امتداد و ... مدیر مسئول سایت های: WWW.SAJED.IR و WWW.4DIPLOMATS.COM کتاب‌های منتشر شده: - آیا می‌دانید؟: نکاتی جالب از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس - از معراج برگشتگان: خاطرات کودکی، انقلاب، جنگ - پاره‌های پولاد: تاریخ عملیات شهادت طلبانه در لبنان - پرواز پروانه‌ها: زندگی‌نامه سرداران شهید حسین قجه‌ای، رضا چراغی، علی‌اکبر حاجی‌پور - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا (چاپ دوم با شکل جدید) - حماسه ذوالفقار: زندگی‌نامه سرداران شهید یوسف کابلی، علی‌رضا ناهیدی، محسن نورانی - خاطرات انقلاب اسلامی: مجموعه خاطراتی از انقلاب اسلامی - خاطرات شکنجه: مجموعه خاطراتی از شکنجه در زندان‌های حکومت پهلوی - دجله در انتظار عباس: زندگی‌نامه سردار شهید عباس کریمی - دفاع مقدس در اینترنت: نشانی سایت ها و وبلاگ های دفاع مقدس و ضدصهیونیستی - دیدم که جانم می رود: خاطرات شهید مصطفی کاظم زاده - ستارگان درخشان تاریخ: وصیت‌نامه شهدای مقاومت اسلامی لبنان - سید عزیز: زندگی نامه خودگفته سیدحسن نصرالله - کمین جولای 82: روزشمار گروگان‌گیری دیپلمات ‌های ایرانی در لبنان - یاد ایام: متن کامل خاطرات حضور در جبهه از سال 1360 تا 1367- - یاد یاران: خاطرات حضور در جبهه - القصة الکاملة للاستشهادیین فی لبنان (ترجمه عربی "پاره های پولاد" چاپ لبنان) - : AMBUSH OF JULY1982 ترجمه انگلیسی "کمین جولای 82" به زودی منتشر می‌شود: - تبسم‌های جبهه: خاطرات شاد و شیرین دفاع مقدس - داستان دوکوهه: داستانی برای کودکان - روزی روزگاری جنگی: خاطرات اشکی دفاع مقدس - قاتل سلمان رشدی: زندگی‌نامه شهید "مصطفی مازح" - من قاتل پسرتان نیستم: خاطرات لحظات شهادت دوستان و ...
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب