خاطرات جبهه
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام، امیدوارم که سرحال و خوش باشی و هیچگونه نگرانی و کسالتی در موقع شستن و جارو کردن منزل و پخت و پز کردن، خلاصه درس و مشق و از اینجور حرفها نداشته باشی.
غرضم! از نوشتن چند خط، ادای وظیفه و درعین حال جویایی سلامتی حضرتعالی و حسین آقا میباشد. البته زیاد از شما ناراحت نیستم چون نامه هایی که پشت سرهم تو و زهرا و راضیه نوشته بودید آنقدر زیاد بود که صندوقهای پستی از سنگینی آن تاب مقاومت را از دست داده اند و اینطور که شایع شده صندوقهای پست از قم تا اینجا همه روی زمین افتاده اند و نامه های بیشمار شما از آنها بیرون ریخته و اینطور که میگویند همه اهالی شهرهای بین راه را بسیج کرده اند تا نامه هایتان را که بعضی از آنها تا کیلومترها بوسیله باد پراکنده شده جمع آوری نمایند و اینطور که شما جواب نامه ها را داده اید فرصت ندارم سرم را بخوارانم یا بخارانم، که البته دومی صحیح است.
به هر جهت درست است که اینجا هستم، اما خوبیهای تو و زحمتهایی را که حسین آقا کشیده اند فراموش نمیکنم، البته این را هم بگویم که زندگی ما در اینجا بسیار شیرین تر از گذشته است. خوب خداوند قسمت ما کرده که با رزمندگانی همنشین باشیم که از همه چیز خودشان گذشته اند.
دیروز دوتای آنها از جیبشان قرآن کوچکی را درآورده بودند و با خنده قرآنهایشان را بو می کشیدند، علت را پرسیدم گفتند به شما مجردها نیامده. بعد یکی از آنها قرآنش را جلوی بینی من گرفت، بو کردم، بوی عطر میداد، به من گفت بوی عطر طرف است (منظورش زنش بود) و دیگری هم مثل این یکی بود. اینها از زن و بچه شان گذشته اند و در بیابانها با یک آفتابه به حمام می روند و داخل قوطی چای میخورند و روی گونی نماز میخوانند، موهای همدیگر را کوتاه می کنند و یک لقمه برنج را با یک قاشق خاک بیابان قورت می دهند و شبها هم از شر نیش پشه ها امان ندارند، اما با این همه دوریها و سختیها میسازند برای اینکه میدانند چه میکنند و هیچ شکایتی هم ندارند. برعکس آدمهای پرتوقعی که همه چیز دارند و بازهم حرص میزنند و تا وقتی دهانشان می جنبد، می خورند و اگر زیاد بیکار باشند، فقط نق میزنند و از زمین و زمان شکایت میکنند و کارشان ساختن شایعه است و تضعیف کردن پشت جبهه، و حالا هم که دارم این نامه را مینویسم همچادری ام خیس عرق است، درحالیکه مگسها او را اذیت میکنند، اما با این همه در خواب خوشی فرورفته، و این سکوت را بهترین فرصت برای نوشتن نامه میدانم.
بگذریم، از خودم برایت بنویسم فعلاً در خرمشهر نیستم و این نامه را هم از جایی دیگر برای تو مینویسم و کارمان خوردن بیت المفت است ...
قرار بود عید برای چند روزی مزاحم شویم ولی طبق فرمان امام جبهه را نمی شود ترک کرد، بنابر این تابستان خدمت خواهم رسید، اگر توفیق حاصل شود. البته امیدوارم که جواب این نامه را بدهید، در غیر اینصورت اگر آمدم تمبرهایی را که داده ام پس می گیرم.
قصه ما به سر رسید، کلاغه به خونش نرسید.
التماس خرما داریم.
اگر خانه شما گربه دارد در اسرع وقت کشته میشود.
تقاضای خود را به این آدرس ارسال نمائید:
خرمشهر- سپاه خرمشهر- توسط برادر گلشن (روابط عمومی)، لطفاً این نامه را به برادر بهروز مرادی بدهید.
باکمال تشکر - 21/12/62

عکاس، نقاش، نویسنده و هنرمند شهید بهروز مرادی

[ ۱۳٩۳/۱٠/٢٦ ] [ ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رزمنده، جانباز، عکاس، خبرنگار، محقق و نویسنده دفاع مقدس مسئول صفحه "از معراج برگشتگان" نشریه "فرهنگ آفرینش" سردبیر مجله تخصصی اسناد "پانزده خرداد" سردبیر مجله دفاع مقدس "فکه" همکار نشریات: جمهوری اسلامی - کیهان - شلمچه - جبهه - صبح دوکوهه - عاشورا - یاد ماندگار - پلاک هشت – پیک - امتداد و ... مدیر مسئول سایت های: WWW.SAJED.IR و WWW.4DIPLOMATS.COM کتاب‌های منتشر شده: - آیا می‌دانید؟: نکاتی جالب از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس - از معراج برگشتگان: خاطرات کودکی، انقلاب، جنگ - پاره‌های پولاد: تاریخ عملیات شهادت طلبانه در لبنان - پرواز پروانه‌ها: زندگی‌نامه سرداران شهید حسین قجه‌ای، رضا چراغی، علی‌اکبر حاجی‌پور - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا (چاپ دوم با شکل جدید) - حماسه ذوالفقار: زندگی‌نامه سرداران شهید یوسف کابلی، علی‌رضا ناهیدی، محسن نورانی - خاطرات انقلاب اسلامی: مجموعه خاطراتی از انقلاب اسلامی - خاطرات شکنجه: مجموعه خاطراتی از شکنجه در زندان‌های حکومت پهلوی - دجله در انتظار عباس: زندگی‌نامه سردار شهید عباس کریمی - دفاع مقدس در اینترنت: نشانی سایت ها و وبلاگ های دفاع مقدس و ضدصهیونیستی - دیدم که جانم می رود: خاطرات شهید مصطفی کاظم زاده - ستارگان درخشان تاریخ: وصیت‌نامه شهدای مقاومت اسلامی لبنان - سید عزیز: زندگی نامه خودگفته سیدحسن نصرالله - کمین جولای 82: روزشمار گروگان‌گیری دیپلمات ‌های ایرانی در لبنان - یاد ایام: متن کامل خاطرات حضور در جبهه از سال 1360 تا 1367- - یاد یاران: خاطرات حضور در جبهه - القصة الکاملة للاستشهادیین فی لبنان (ترجمه عربی "پاره های پولاد" چاپ لبنان) - : AMBUSH OF JULY1982 ترجمه انگلیسی "کمین جولای 82" به زودی منتشر می‌شود: - تبسم‌های جبهه: خاطرات شاد و شیرین دفاع مقدس - داستان دوکوهه: داستانی برای کودکان - روزی روزگاری جنگی: خاطرات اشکی دفاع مقدس - قاتل سلمان رشدی: زندگی‌نامه شهید "مصطفی مازح" - من قاتل پسرتان نیستم: خاطرات لحظات شهادت دوستان و ...
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب