خاطرات جبهه
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
"عبدالحلیم خدام" متولد 1311 (1932 میلادی) شهر بانیاس سوریه، بیش از 40 سال، نزدیکترین دوست، همرزم و معاون اول حافظ اسد رئیس جمهوری فقید سوریه بود. حافظ اسد به خدام شدیدا اعتماد و اطمینان داشت و از او به عنوان مورد اطمینان ترین دوست و سیاستمدار یاد می کرد و همواره از مشورتها و کمکهای وی بهره می برد. چرا که به اعتقاد حافظ اسد، عبدالحلیم خدام خود و خانواده خویش را کاملا وقف کشور سوریه و حکومت آن کرده بود و از دریغ جان و مال برای رهبر آن ابایی نداشت! و این تصویری بود که خدام بیش از چهل سال از خود و خانواده اش در مقابل دیدگان اسد و ملت سوریه ساخته بود.

خدام چنان به حافظ اسد نزدیک بود و آن قدر نسبت به او ابراز وفاداری نشان داده بود که از وی به عنوان "الحرس القدیم" (محافظ قدیمی) یاد می شد.

 

http://davodabadi.persiangig.com/1-khaddam%20%285%29.jpg


طی چهل سال همراهی خدام با دولت سوریه، همواره نقش اصلی او در مهمترین حوادث و بحرانها به چشم می خورد. و این بر اعتماد حافظ اسد به او می افزود. خدام در حکومت سوریه جایگاه ویژه ای داشت و مسائل مهمی چون فعالیت امنیتی نظامی و حضور ارتش سوریه در لبنان، مستقیم زیر نظر او انجام می شد.

در بحرانهایی همچون بسیاری حوادث لبنان و ... که بعدها برای سوریه مشکل ساز شد، همواره ردی از عبدالحلیم خدام به چشم می خورد. بحرانهایی چون سرکوب تظاهرات مخالفین در شهر "حما" در سال 1363، حوادث و حملات تروریستی و انفجارها در لبنان، ترور مخالفین دولت سوریه در داخل و خارج کشور و ... همان اتفاقات و توطئه ها بود که بعدها دستاویز کشورهای غربی و عربی برای مقابله با حکومت سوریه گردید.

 

http://davodabadi.persiangig.com/1-khaddam%20%286%29.jpg


سال 1384 هنگامی که خدام از سوریه گریخت و به آغوش غرب پناهنده شد، اعلام کرد که نه امروز، بلکه از سالیان دور نقش یک نفوذی فعال را در کنار حافظ اسد و در قلب حکومت سوریه ایفا کرده است!

شاید اگر امروز حافظ اسد زنده بود، اصلا باورش نمی شد یارغار و دوست دیرینه اش، دهها سال عامل نفوذی دشمن صهیونیستی و غرب در کنار او بوده تا ضمن بحران آفرینی برای سوریه، سری ترین اطلاعات کشور را نیز با افتخار و شادمانی تحویل دشمنان سوریه بدهد و سرانجام با خوشحالی و لبخند بر لب، به آغوش غرب پناه برده و با افتخار از خیانت و جاسوسی خود به عنوان خدمت به اربابانش یاد کند!

غافل از آنکه برای سیاست بازانی چون عبدالحلیم خدام، پیشتر و بیشتر از آنکه منافع و مصلحت کشور و دین مطرح باشد، منافع خانواده و فرزندان مطرح و هدف بوده است. و همین موضوع آنان را به این عاقبت کشانده که وطن و آرمانهایی را که چه بسا روزگاری برای رسیدن به آن مبارزه کرده و دیگران را نیز تشویق به مبارزه می کردند، فدای مصالح خانوادگی و فرزندان خویش کنند! 

 

http://davodabadi.persiangig.com/1-khaddam.jpg


چه بسا عبدالحلیم خدام طی دهها سال حضور در مهمترین پست حکومتی سوریه، بخصوص در دهه 60 میلادی که استاندار قنیطره بود و در جنگ با اشغالگران صهیونیست شرکت کرد، در معرض خطرناکترین حملات تروریستی نیز قرار داشته که تصور حافظ اسد و دیگر سیاستمداران این بوده که خدام در راه استقلال و شرافت سوریه از بذل جان دریغ ندارد و با افتخار آماده فداکاری در راه وطن خویش است!
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

[ ۱۳٩٢/٦/۱٤ ] [ ۱:٥٧ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]

قبل از هر چیز، به دلیل پرداختن به این موضوع، از خوانندگان وبلاگ خاطرات جبهه پوزش می طلبم. خود نیز واقفم که شان این وبلاگ برتر از این است که به موضوعات این چنینی بپردازم؛ ولی به دلیل اهمیت قضیه و توطئه ای که در پس آن نهفته است، مجبور به انتشار این مقاله شدم.
به همین لحاظ از درج هرگونه تصویری در رابطه موضوع، خودداری می کنم و جهت استناد و اثبات، فقط لینک برخی اخبار و مطالب را قرار می دهم.

چندی پیش خبر تاسف آور و تامل برانگیزی در سایت های خبری و خبرگزاری ها منتشر شد مبنی بر این که هنرپیشه ایرانی "گلشیفته فراهانی" در برابر دوربین ها، دست به اقدامی غیراخلاقی زده و لباس از تن خویش بدر آورده است.

در برابر این عمل زشت، برخوردهای متفاوتی صورت گرفت. از تکذیب شدید پدر و خانواده او گرفته تا استقبال، تعریف و تمجید هوسناک و کریه خارج نشینان فاسدالاخلاقی همچون "نوری زاده" در شبکه ماهواره ای صدای آمریکا.

متاسفانه در داخل نیز، برخی که عنوان هنرمند را با خود یدک می کشند، به دلیل گرایشات سیاسی خاص خویش و دهن کجی به دین و نظام، دست از اخلاق شسته و با بی شرمی تمام از این حرکت دفاع کردند.
نظر تهمینه میلانی درباره گلشیفته فراهانی

از همان اول این سوال برایم مطرح شد:
حالا که گلشیفته به سادگی تمام ترک خانواده و وطن کرده و تن به هر ذلت و خواری سپرده، دیگر چه نیازی است تا با عملی غیراخلاقی، مجددا توجه همگان را به خود جلب کند؟

طی سال گذشته، شاهد بروز انقلاب هایی در کشورهای عربی از جمله مصر بودیم. به دنبال آن، انتخابات مجلس برگزار شد و اسلام گرایان بالاترین آراء را از مردم کسب کردند و این نشان از اسلامی بودن حرکت های منطقه داشت که بدون شک تاثیر گرفته از انقلاب اسلامی و رهبری حکیمانه امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری بوده و هست.

با رشد حرکت های اسلامی در منطقه، اشغال گران صهیونیست که بیش از شصت سال است هنوز نتوانسته اند لقمه چرب و لذت بخشی چون فلسطین را از حلقوم خود پایین بدهند و هر از چندگاه با ناکامی سختی روبه رو می شوند، احساس وحشت کردند.

مصر یکی از کشورهای بسیار مهمی است که رشد اسلام گرایی و حرکت های ضدصهیونیستی، خطرات بسیار زیادی را برای اشغال گران درپی خواهد داشت و از همان اول این انتظار می رفت که صهیونیست ها برای منحرف کردن انقلاب اسلامی مردم مصر، دست به توطئه و دسیسه بزنند.

خدشه دار ساختن چهره انقلابی که با شعار مهم و عظیم "الله اکبر" آغاز شد، یکی از اهداف بزرگ صهیونیست هاست.
این بار غربی های حامی صهیونیسم که همواره در پشت نقاب دفاع از حقوق بشر و آزادی پناه گرفته اند، وارد صحنه شده و برای مقابله با اسلام گرایی، دست به تحرکات بسیاری زدند.

یکی از این حرکات مذبوحانه، عملی بود که چندی پیش دختر جوان مصری در اینترنت انجام داد.

"علیاء ماجده المهدى" 20 ساله که پیش از این تصاویری از حضور خویش در صحنه های انقلاب مصر در میدان التحریر را در صفحه "فیس بوک" خود قرار داده بود، اقدام به انتشار تصاویر خود و همچنین دوست پسرش "کریم عامر" درحالی که عریان شده است نمود. وی علت این کار خود را آزادی اخلاقی و رهایی از قیدوبندهای مذهبی و به خصوص اسلام که با بروز انقلاب در مصر گسترش زیادی پیدا کرده است، عنوان کرد.

علیاء که دانشجوی دانشکده ارتباطات دانشگاه آمریکایی قاهره بوده، به گفته خودش چندی است با خانواده خود قطع رابطه کرده است.

به دنبال آن، دادگاهی در مصر، "عبدالکریم نبیل سلیمان" معروف به "کریم عامر" را به جرم تحریک علیاء و انتشار تصاویر غیراخلاقی خودش با او در اینترنت، مجرم شناخت.

کریم عامر جوان لائیک فارق التحصیل دانشگاه الازهر قاهره، پیش از این در سال 2006 (1385 هـ.ش) به دلیل انتشار مقاله ای توهین آمیز با عنوان "رمضان، ماه نفاق" در دادگاه مصر به 4 سال زندان محکوم شد که با اعتراض و جوسازی سازمان های مدعی حقوق بشر، نجات پیدا کرد.

در راستای حرکت علیاء المهدی علیه اسلام، در سرزمین های اشغالی فلسطین نیز چهل دختر یهودی اقدام به لخت شدن و انتشار تصاویر خود نموده و با او اعلام همبستگی و حمایت کردند.
إسرائیلیات یعربن عن تضامنهن مع علیاء المهدی "المتعریة"

همچنین تعدادی از دختران سرباز ارتش رژیم صهیونیستی، در یکی از دانشکده های نظامی، اقدام به انتشار تصاویر برهنه خود در فیس بوک نمودند.
علیاء المهدى على الطریقة الاسرائیلیة

به دنبال حرکات مشکوک و در پیروی از علیاء، هنرپیشه تونسی "نادیة بوستة" نیز اقدام به انتشار تصاویر غیراخلاقی خود در یکی از مجلات نمود. مهم تر از این، متنی بود که در کنار تصاویر این زن منتشر شد:
"اگرچه جرقه های انقلاب و بهارعربی از تونس شروع و سپس به مصر منتقل شد، حالا می توان گفت که مصر در واکنش به شیوع انقلاب، رقص همراه با برهنگی تدریجی زنان را به تونس انتقال داده است."
فنانة تونسیة تسیر على خطى علیاء وتظهر شبه عاریة على غلاف مجلة

این وسط، برای تکمیل نقشه شوم جهت ضربه زدن به اسلام و برهم زدن اوضاع و احوال کنونی جهان اسلام که کاملا به ضرر صهیونیست هاست، احساس می شد جای ایران خالی است.

جالب آن جا بود که برای اعلام همبستگی با علیاء، تعدادی پسر ایرانی وابسته به فتنه سبز، اقدام به انتشار تصاویر خود با حجاب زنانه در اینترنت کردند.
سایت اینترنتی "طنط زیزی"

گلشیفته فراهانی که درحال حاضر در فرانسه زندگی می کند، بهترین گزینه شناخته شد. این هنرپیشه ایرانی که ترک پدر ومادر و وطن خویش کرده و به گفته خودش نیز مدتی است از همسرش جدا شده، چندی است از کشور رفته و در خارج زیست می کند.

او نیز در اقدامی زشت، جلوی دوربین عریان شد و بلافاصله تصاویر او در فیس بوک وسایت های خبری منتشر شد که سایت های عربی نیز حرکت او را در راستای حرکت علیاء المهدی توصیف کردند.
جلشیفته فراهانى الایرانیة تتعرى على طریقة علیاء المهدى

بدون شک بعد از هر کدام از این اعمال غیراخلاقی، اخباری از تهدید به قتل عاملین آن، از سوی اسلام گرایان و مذهبی ها در سایت ها و خبرگزاری ها به خصوص در جهان عرب، منتشر می شد و می شود که تماما حکایت از توطئه ای کاملا برنامه ریزی شده دارد.

متاسفانه اخیرا اخبار و تصاویر ترحم برانگیزی از جنازه ای در سایت های خبری عربی منتشر شد که حکایت از قتل علیاء المهدی به وحشی ترین شکل ممکن و بریده شدن سرش داشت!
مقتل علیاء المهدی خبر یتداوله الناشطون على شبکات التواصل الاجتماعی

به دنبال آن، برخی سایت های خبری داخلی نیز اقدام به درج خبر و انتشار تصاویر جنازه مذکور نمودند.
مرگ مشکوک دختر هرزه مصری

مرگ مشکوک دختر هرزه مصری

آن گونه که معلوم شده، برای اولین بار سایتی عرب زبان به نام "نهر الحب" این خبر و تصاویر را انتشار داده که متاسفانه سایت های ایرانی، بدون تحقیق و تفحص پیرامون آن، اقدام به انتشار کرده اند.

ظاهرا با نشر این خبر، پازل توطئه تکمیل شد؛ چرا که خبر، این گونه القاء می کرد که دختر مصری قربانی تعصب اسلام گرایان شده است.

متاسفانه سایت های خبری ایرانی، پی گیر ماجرا نشده و خبر حقیقت کشته شدن علیاء المهدی را ندیدند.
سایت اینترنتی "طنط زیزی" با انتشار تصاویر جنازه منتسب به علیاء، اعلام کرد جسدی که برخی مدعی هستند متعلق به علیاء المهدی است، کسی نیست جز دختری برزیلی که سال 2008 (1387 هـ.ش) در شهر "سن پاولو" در تصادف با اتومبیل کشته شده است و اصلا بحث بریده شدن سر وی در میان نیست، بلکه به دلیل ضربه به سرش خون ریزی کرده است.
حقیقة مقتل علیاء المهدی

حال این سوال پیش می آید که:
چرا ما، ناآگاهانه فریب توطئه های صهیونیسم را که برای بدنام کردن اسلام برنامه ریزی شده، می خوریم و در آن نقش ایفا می کنیم؟

با اوضاع و احوال تحولات اخیر کشورهای عربی، باید بیشتر مراقب حرکات فتنه انگیز صهیونیست ها بود؛ چرا که هرگونه روشنگری و بیداری اسلامی در منطقه، رژیم اشغالگر قدس را چندگام به نابودی و زوال نزدیک تر خواهد کرد.
و بنابر گفته امام راحل خمینی کبیر (ره)، "به زودی اسلام سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد."
و این مهم میسّر نیست مگر با پیروی عالمانه و صادقانه از ولایت فقیه، درایت، دوراندیشی و پیش بینی حرکات و توطئه های دشمنان دیرینه اسلام یعنی صهیونیست ها.

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٥ ] [ ۱:٠٧ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]

تعدادی از ترانه سرایان و تصنیف نویسان جنبش سبز لجنی، که طی دو سال گذشته سخت پنچر شده و چه بسا بعضی از آنها که "داور همیشه جشنواره ها" در داخل و تا دلتان بخواهد خارج! بوده اند و از سکه های زر دوران بازندگی (مثلا سازندگی) و افتضاحات (مثلا اصلاحات) تا آن جا که جا داشته تناول نموده و برای ده نسل فرزندان خود اندوخته اند (البته این چیزها را اختلاس و ... نمی گویند چون در هر جشنواره و مراسم و ... خودشان ضربدری برای همدیگر سکه و جایزه تجویز می کنند. حال این که از "بیت المال" باشد یا "مال البیت"، چندان فرقی نمی کند!) به پیشگاه پیر تشخیص، همان که تا پیش از این در نوشته ها و تریبون های مثلا اصلاح طلبان هدف حملات تند بود و نماد سوءاستفاده از بیت المال و سیاهی دولت خفقان و رانت خواری فرزندان و ... بود، شرف حضور یافتند!

اینان که طبق روال وجودی و همیشگی شان، همچون "شب پرست" (به خیال خودشان آفتاب پرست!) روز به روز رنگ عوض کرده اند، غالبا موفق شده اند با نگارش و تقدیم " ... " نامه برای صدا و سیما  همچنان ترانه های سیاه خود را به خورد خلق الله بدهند و از رود جاری بودجه های کلان بهره مند گردند، و مثلا جای پایی برای خود و همپالگی هاشان فراهم آورند، این بار بوی کباب به دماغ شان خورده و لی غافل از آن که ...

و حتما اوامر بزرگان مذبذب سیاستتان آقاسعید و آقاخسرو و آقابهزاد! این است که امروز این گونه تلخ، لبخند زورکی بر لب نشانید و به دستبوس آنکه تا دیروز رئیس دولت قتل های زنجیره ای و عالیجناب سرخپوش و ... می خواندیدش، مشرف شوید! و چه بسا در وصف امام و امیر جدید خویش، ترانه بسرایید!

 دیر آمدید آقایان ...
به قول مرحوم استاد شهریار:
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟

خیلی دیرآمدید ...
آن روزها که همپالگی هایتان و سروران سیاسی و خط دهنده هاتان که در وصف لبخند و گریه شان ترانه می سرودید، بزرگ امروزتان را "عالیجناب سرخپوش" نامیدند و بر او تاختند باید می آمدید دست بوسی و در وصفش شعر می سرودید، بلکه چیزی گیرتان آید که امروز هم مطمئنم ته کاسه چیزی مانده که این گونه خندان به پاچه خواری شتافته اید!

 به قول قدیمی ترها:
تغاری بشکند ماستی بریزد
جهان گردد به کام کاسه لیسان

خوش باشید که این نیز بگذرد.
دیروزتان را دیدیم، امروزتان را هم که معلوم است، خدا رحم کند به فرزندان و خاندانتان با آن چه از دین و دنیا برای فردای تان اندوخته اید!

[ ۱۳٩٠/۸/۱۱ ] [ ٧:۱٦ ‎ق.ظ ] [ حمید داودآبادی ]

بسم الله‌القاسم الجبارین
اخوی بزرگوار حاج سید اسدالله لاجوردی
پیرو مکالمه تلفنی، زندانی رژیم سرنگون شده طاغوت حشمت الله رئیسی را توسط گروه گشت بلال حبشی، به زندان اوین منتقل می‌کنم.
گر‌چه نامبرده در موقع دستگیری مسلح نبود، اما دلایل فراوان وجود دارد که‌ او از رهبران گروهک الحادی و ضدانقلابی چریکهای اقلیت است.
علاوه بر آن فرد مذکور همواره در افکار کفرآمیز و ضلالتهای خود محکم و استوار بوده‌است. آثار شکنجه‌هایی که بر بدن او مانده دلیل آشکاری بر این مدعاست.
باید اضافه کنم که ‌ایشان از سردمداران مبارزه علیه دین، مذهب، و روحانیت بوده و در زندان طاغوت کار را تا حد تحقیر روحانیت و اهانت به مقدسات می‌کشانده ‌است.
گزارش تکمیلی متعاقباً تقدیم می‌شود.
اخوی کوچک شما
محسن مخملباف

 

"حشمت الله رئیسی" از فعالان ضدانقلاب در خارج از کشور که هم بند مخملباف در زندان شاه بوده، در نوشتاری باعنوان "بای سیکل ران آکتور کمیته" در مورد دستگیری خود توسط وی می نویسد:

"در گرمای زودرس اوایل سال ۶۰یکی از چهره های پر آوازه هنر ایران، کلت کالیبر ۴۵ امریکایی خود را در پشت شقیقۀ مردی گذاشته بود و از او خواست که کوچکترین تکانی نخورد و دستهایش را بالای سرش نگهدارد. مادر سالخوردۀ مرد، دست فرزند خود را محکم گرفته بود و رها نمی کرد. مرد که عرق سردی بر شقیقه اش نشسته بود، صورت خود را برگرداند تاچهره شکارچی انسان ها را ببیند. باور نمی کرد چگونه جنایت و هنر می تواند دست در دست هم بگذارد و در وجود یک انسان تجلی کند."

"آیا میتوان در خیابان ها به شکار انسان پرداخت و دگراندیشان را دستگیر و به مسلخ فرستاد و همزمان به فعالیت های هنری و کارگردانی فیلم و تئاتر مبادرت ورزید ؟ "

و سرانجام باید اضافه کرد. اَیا می توان پذیرفت که انسان نماهایی چون مخملباف که معلوم نیست چند نفر را دستگیر و یا با راپرت هایشان به جوخه اعدام سپرده اند، آزادانه بگردند و از آن دردناک تر اینکه در صفوف اعتراضات ایرانیان مقیم خارج کشور سخنگوی مردم ایران شوند؟

 منبع

 

محسن مخملباف در سال 1366 و در واکنش به اکران فیلم سینمایی "اجاره نشین ها" ساخته داریوش مهرجویی در نامه ای خطاب به معاونت وقت سینمایی ارشاد آورده است:

برادر بهشتی،
سلام. خسته نباشید.
انصاف حکم می کند که تلاش شما را در جهت رشد کمی سینما بستایم. اجرکم علی الله؛ اما وجود فیلم‌هایی چون اجاره نشین‌ها را به چه حسابی بگذارم. بی‌دقتی شما؟، بی‌اعتقادی شما؟، در صورت آخر اعتماد پاک مهندس موسوی را به شما نمی توانم ندیده بگیرم. برادر عزیز از شما خیلی خوبی می گویند. خیلی ها می گویند دو سه سال پیش در محضر مهندس مرا امر به ثواب کردید، یادتان هست؟ پس من باب ثواب می گویم؛ حاجی واشنگتن را که گردن نگرفتید، اجاره نشین‌ها به گردن چه کسی است؟ اگر فیلم را ندیده‌اید، ببینید. اگر دیده‌اید یک بار دیگر ببینید. شما را به همان حضرت اباالفضل (ع) تکلیف کسی چون من با شما چیست؟ ارج گذاری‌تان به جنگ را باور کنم یا اغماض‌تان را در مورد امثال اجاره نشین‌ها، امیدوارم که همچنان ما را متحجر ندانید که مثلاً به هنر تبلیغاتی و سفارشی معتقدیم یا با انتقاد مخالفیم. اما انتقاد در چارچوب انقلاب و اسلام یا هجو اصل اسلام و انقلاب؟ توهین می شود اگر بگویم فیلم دیدن بلد نیستید. می توانید بنشینید با هم اجاره نشین ها را ببینیم.

من باب ثواب گفتم، گناه که نکرده‌ام؟

واقع قضیه این است که دو ساعت پیش که فیلم را دیدم حاضر بودم به خودم نارنجک ببندم و مهرجویی را بغل کنم و با هم به آن دنیا برویم. اما یک ربع پیش که با قرآن استخاره کردم خوب آمد که به شما بگویم و نه به کس دیگر. ادای وظیفه کردم؛ ثواب یا گناه؛ آخرت خودتان را به دنیای دیگران نفروشید.
محسن مخملباف

مخملباف در دهه ۶۰ ایام که خیلی دوست دارد مردم آلزایمر بگیرند و آن را فراموش کنند
به همراه مرحومه فاطمه مشکینی و فرزندانش

مخملباف سبز لجنی به همراه مرضیه مشکینی و فرزندانش امروز در خارج از کشور

 

خداوندا!
عاقبت امور همه مان را ختم به خیر بگردان و از لقمه حرام، نفاق، ریا و تزلزل در ایمان و اعتقادات، دورمان گردان.
آمین

[ ۱۳٩٠/۸/٩ ] [ ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ] [ حمید داودآبادی ]

افتخار من این است که خود بسیجی ام ... خداوند مرا با بسیجیانم محشور گرداند. امام خمینی (ره)

از مردن نمی هراسیم، اما می ترسیم بعد از ما ایمانمان را سر ببرند. از یک سو باید شهید شویم تا آینده بماند، و از دیگر سو باید بمانیم تا آینده شهید نشود. "شهید مهدی رجب بیگی"

روزگار عجیبی است.
اگر بعثی ها، لیبرالها و آمریکایی ها یقه ات را می گرفتند و عربده می کشیدند:
"چرا جنگیدید؟"
ملالی نبود.

ولی وقتی می بینی عده ای وازده، که از آقازادگی خود بالاترین بهره را برده و خوردند و امروز لب و لوچه شان را پاک می کنند و فریاد وا اسلاما سر می دهند، دفاع از دین و میهن و جنگیدن با دشمنان را جرمی نابخشودنی به حساب می آورند، کمی جالب می شود.
و فقط کمی! که اگر قرار بود با این بادهای مسموم از نفس بیفتیم، در همان شلمچه، فکه و مجنون پیش از اینها از پا می افتادیم و مثل بعضی ها که تن خویش را به خاک جبهه ساییدند تا بعد از جنگ از برترین امتیازات بهره مند گردند، می شدیم.

هر چه زمان می گذرد، وطن فروشی، خواری و ذلت عده ای که تا دیروز خود را جزیی از ملت ایران به حساب می آوردند، بیشتر معلوم می شود. آنان که امروز اگر در 24 ساعت یک بار با "بی.بی.سی" یا "رادیو آمریکا" مصاحبه نکنند، نفسشان بالا نمی آید!

برخی هم که تا دیروز در خانواده ای می زیسته اند که برخلاف آموزه های دینی شیعه، امام و ولی فقیه را خدا می پنداشتند و خداوند را نماینده ولی فقیه برروی زمین می دانستند، امروز که شکم شان سیر گشته و حساب های خارج از کشورشان انبوه، داد برآورده و دیگران را به دین فروشی متهم می کنند و فریاد می زنند که "چرا در پیشگاه شما ولی فقیه از خدا بالاتر است؟" و خود بهتر می دانند که هیچکس چنین ادعایی نداشته و ندارد مگر خودشان که دیروز با افراط وحشتناک، همه را تکفیر می کردند و امروز با درافتادن در آغوش دشمنان قسم خورده اسلام و ایران، کم آورده، به ایراد تهمت روی آورده و چوب حراج به دین و شرف و ملیت خویش می زنند.

القصه!
روز پنجشنبه 5 آبان 1390 با آقازاده خارج برو "مهدی خزعلی" که تا دیروز از هرگونه رانتی بالاترین بهره را برده و از آقازادگی خود در طریق کسب اموال حلال! و موسسات، انتشارات دفاتر و ... در ایران و خارج استفاده نموده، در نمایشگاه مطبوعات روبه رو گشتم و چند سوالی از او پرسیدم که سعی کرد با پاسخ های بیراه، جنجال راه بیندازد و ... که شرح کامل و فیلم آن را بعدا خواهم آورد.

جالب تر آن بود که افتضاح طلبان (مثلا اصلاح طلبان) و سبزهای لجنی، از آن سوالها برآشفته و دیوانه وار بدون توجه به آنچه که خودشان تا دیروز نام آن را "گفتمان" می گذاشتند و امروز به دلیل تهی بودن، به سبک منافقین قدیم، از هرگونه بحث و گفتگو گریزانند، شروع کردن به "کوفتمان" و تبلیغات منفی!

گشتند و گشتند بلکه برای حمید داودآبادی نکاتی منفی بیابند تا برجسته ساخته و به خیال خام خویش، حیثیت او برباد دهند!
و این، همه آن چیزی است که یافتند و به خیال خودشان بر طبل بی آبرویی بنده کوبیدند:

"حمید داوود آبادی شخصی که مهدی خزعلی را در نمایشگاه مطبوعات بازجویی کرد
همبستگی نیوز: روز جمعه ۶ آبان فیلمی از دکتر مهدی خزعلی در نمایشگاه مطبوعات در برخی سایت های خبری و شبکه های اجتماعی منتشر گردید که نشان می دهد برخی از افراد وابسته به دستگاه های امنیتی و هواداران سید علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی پس از دوره کردن وی به دنبال آن هستند که با طرح سوالاتی جهت دار بتوانند احیانا بهانه ای برای بازداشت وی فراهم آورند.
به گزارش همبستگی نیوز شرح کوتاهی از این ماجرا در سایت شخصی مهدی خزعلی منتشر شده است، در این یادداشت نوشته شده: «دکتر مهدی خزعلی به نمایشگاه مطبوعات واقع در مصلی تهران رفت و پس از حضور در غرفه های اعتماد و شرق به اصرار غرفه داران روزنامه ی جوان [وابسته به اداره سیاسی و بنیاد تعاون سپاه پاسداران] (در جوار فارس و کیهان) وارد غرفه ی آنان شد.»
در فیلم منتشره برخی سعی دارند با سوالاتی از قبیل اینکه «ولی فقیه تو کیست؟»، «نامش چیست؟» فضایی را فراهم آورند که یا مهدی خزعلی پاسخی در جهت خواست آنها بدهد یا پاسخی دهد که در آینده شرایط برای بازداشت مجددش فراهم گردد. وی در پاسخ به سوالات آنان بیان می کند «شما ولی فقیه را بالاتر از خدا می دانید، ولی فقیه من کسی است که خبرگان منتخب مردم آن را انتخاب کنند» وی همچنین در پاسخ به سوالی در خصوص اینکه چرا آمریکا و اسرائیل از شما پشتیبانی می کنند و به شما امید دارند گفت:آمریکا و اسرائیل بیش از همه امیدش به جناح حاکم است به آنها که به نام دین و با استفاده از آیات و روایات دینی به دین ضربه می زنند و همه کار می کنند به آخوندهایی که به نام دین دزدی می کنند.

در میان افرادی که سوال می کردند شخصی که گویا هدایت دیگر سوال کنندگان را برعهده داشت و بیش از دیگران سوالات جهت دار و هدفمند مطرح می نمود فردی به نام حمید داوودآبادی پژوهشگر وابسته به سپاه پاسداران می باشد . وی که نویسنده کتاب «از معراج برگشتگان» است با روزنامه ها و رسانه های وابسته به سپاه پاسداران ارتباط تنگاتنگ و مستمری دارد و پیشتر از اعضای کمیتۀ پیگیری ۴ دیپلمات [اعضا سپاه پاسداران] ربوده شده در لبنان بود.
حمید داوودآبادی که سوالاتش از مهدی خزعلی بیشتر شبیه بازجویی بود تحقیقی را در سال ۸۸ منتشر نمود که نشان می داد«ژرارد ژان فابین باتااوش» خبرنگار فرانسوی که در گزارش مذکور از آن به عنوان جاسوس کهنه کار فرانسوی نامبرده شده در تمام طول مدت اقامت آیت الله خمینی در پاریس و همینطور زمان بازگشت به تهران وی را همراهی می کرده است و در حال حاضر در تهران سکونت دارد و داوودآبادی به دلیل آگاهی از وضعیت ۴ ایرانی ربوده شده در لبنان با وی دیدار نموده است.
انتشار این گزارش از سوی داوود آبادی به خوبی نشانگر ارتباط وی و وابستگیش به دستگاه امنیتی می باشد از آنجایی که در بخش هایی از گزارش مذکور نوشته است:«وقتی از او زمان ملاقاتش با گروگان ها را پرسیدم، گفت که سال ۱۳۷۵ بود و این درست زمانی بود که بر خلاف ادعای او، در آن زمان دیگر فالانژها آن قدرت گذشته را نداشته و زندان و پادگانی هم در اختیار نداشتند. وقتی که بیشتر سوال کردم، او که متوجه شد من کاملا بر اوضاع و احوال بیروت و لبنان تسلط دارم، گفت که با چشمان بسته به آن مکان منتقل شده و چیز دیگری به یاد نمی آورد.».
لازم به توضیح است داوودآبادی در فیلم اخراجی ها نیز با مسعود دهنمکی همکاری داشته است.
سایت همبستگی


این هم نکات منفی شخصیت حمید داودآبادی از نگاه سبزها:
- حمید داوودآبادی پژوهشگر وابسته به سپاه پاسداران می باشد.
- وی نویسنده کتاب «از معراج برگشتگان» است.
- با روزنامه ها و رسانه های وابسته به سپاه پاسداران ارتباط تنگاتنگ و مستمری دارد.
- و پیشتر از اعضای کمیتۀ پیگیری ۴ دیپلمات [اعضا سپاه پاسداران] ربوده شده در لبنان بود.

و دلسوزی سبزها برای لو دادن یک جاسوس خارجی:
- حمید داوودآبادی که سوالاتش از مهدی خزعلی بیشتر شبیه بازجویی بود تحقیقی را در سال ۸۸ منتشر نمود که نشان می داد«ژرارد ژان فابین باتااوش» خبرنگار فرانسوی که در گزارش مذکور از آن به عنوان جاسوس کهنه کار فرانسوی نامبرده شده در تمام طول مدت اقامت آیت الله خمینی در پاریس و همینطور زمان بازگشت به تهران وی را همراهی می کرده است و در حال حاضر در تهران سکونت دارد و داوودآبادی به دلیل آگاهی از وضعیت ۴ ایرانی ربوده شده در لبنان با وی دیدار نموده است. انتشار این گزارش از سوی داوود آبادی به خوبی نشانگر ارتباط وی و وابستگیش به دستگاه امنیتی می باشد.

و بدترین جرم:
- داوودآبادی در فیلم اخراجی ها نیز با مسعود دهنمکی همکاری داشته است.

الحمدلله رب العالمین، بنده به بسیجی بودن خود، به رزمنده بودن، به سربازی مقام معظم رهبری، به ارتباط با عزیزان سپاه پاسداران که خار در چشم دشمنان شده اند و اگر بپذیرند، نوکری نیروهای ارزشی انقلاب اسلامی افتخار می کنم. و دیروز افتخارآفرین جبهه خود را، و امروز سربازی ولایت در جنگ نرم را، با هیچ جایگاهی در ایران و خارج عوض نمی کنم و به لطف خداوند سبحان، شرافت، دین و میهن خویش را با هیچ قیمتی معامله نمی کنم تا مصداق آن نکته اخراجیها قرار گیرم که:
"اگر همینها نمی رفتند جبهه بجنگند، شما امروز به صدام می گفتید آقادایی!"

[ ۱۳٩٠/۸/۸ ] [ ٩:۳۳ ‎ق.ظ ] [ حمید داودآبادی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رزمنده، جانباز، عکاس، خبرنگار، محقق و نویسنده دفاع مقدس مسئول صفحه "از معراج برگشتگان" نشریه "فرهنگ آفرینش" سردبیر مجله تخصصی اسناد "پانزده خرداد" سردبیر مجله دفاع مقدس "فکه" همکار نشریات: جمهوری اسلامی - کیهان - شلمچه - جبهه - صبح دوکوهه - عاشورا - یاد ماندگار - پلاک هشت – پیک - امتداد و ... مدیر مسئول سایت های: WWW.SAJED.IR و WWW.4DIPLOMATS.COM کتاب‌های منتشر شده: - آیا می‌دانید؟: نکاتی جالب از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس - از معراج برگشتگان: خاطرات کودکی، انقلاب، جنگ - پاره‌های پولاد: تاریخ عملیات شهادت طلبانه در لبنان - پرواز پروانه‌ها: زندگی‌نامه سرداران شهید حسین قجه‌ای، رضا چراغی، علی‌اکبر حاجی‌پور - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا (چاپ دوم با شکل جدید) - حماسه ذوالفقار: زندگی‌نامه سرداران شهید یوسف کابلی، علی‌رضا ناهیدی، محسن نورانی - خاطرات انقلاب اسلامی: مجموعه خاطراتی از انقلاب اسلامی - خاطرات شکنجه: مجموعه خاطراتی از شکنجه در زندان‌های حکومت پهلوی - دجله در انتظار عباس: زندگی‌نامه سردار شهید عباس کریمی - دفاع مقدس در اینترنت: نشانی سایت ها و وبلاگ های دفاع مقدس و ضدصهیونیستی - دیدم که جانم می رود: خاطرات شهید مصطفی کاظم زاده - ستارگان درخشان تاریخ: وصیت‌نامه شهدای مقاومت اسلامی لبنان - سید عزیز: زندگی نامه خودگفته سیدحسن نصرالله - کمین جولای 82: روزشمار گروگان‌گیری دیپلمات ‌های ایرانی در لبنان - یاد ایام: متن کامل خاطرات حضور در جبهه از سال 1360 تا 1367- - یاد یاران: خاطرات حضور در جبهه - القصة الکاملة للاستشهادیین فی لبنان (ترجمه عربی "پاره های پولاد" چاپ لبنان) - : AMBUSH OF JULY1982 ترجمه انگلیسی "کمین جولای 82" به زودی منتشر می‌شود: - تبسم‌های جبهه: خاطرات شاد و شیرین دفاع مقدس - داستان دوکوهه: داستانی برای کودکان - روزی روزگاری جنگی: خاطرات اشکی دفاع مقدس - قاتل سلمان رشدی: زندگی‌نامه شهید "مصطفی مازح" - من قاتل پسرتان نیستم: خاطرات لحظات شهادت دوستان و ...
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب