خاطرات جبهه
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

 بیش از دو هفته است که باریکه غزه، زیر آتش هواپیما، تانک، توپخانه و ناوهای رژیم صهیونیستی است و هر لحظه بر تعداد شهدا و مجروحین که اکثرا کودکان هستند، افزوده می شود. آنچه قابل توجه است، علت و زمان این حمله جنایتکارانه از سوی صهیونیستها است.

ظاهرا بهانه این حمله، کشته شدن 3 جوان یهودی به طرز کاملا مشکوک در مناطق فلسطینی نشین کرانه باختری رود اردن است.
سازمان دفاعی اسرائیل اسرائیلی حماس را مسئول آدم‌ربایی قلمداد نموده‌ است. آنها ادعا کرده‌اند که دو مردِ مظنون به انجام آدم‌ربایی، از اعضایِ حماس هستند. البته هیچ مدرک موثقی از سویِ سازمان دفاعی اسرائیل ارائه نشده و حماس نیز هرگونه مشارکت در این آدم‌ربایی را انکار نموده است.
در پی این آدم‌ربایی که منجر به پیدا‌شدن سه جنازه ربوده‌شدگان شد، نیرو‌های اسرائیلی ۱۰ فلسطینی زیر ۱۸ سال را به قتل رساندند و صدها نفر را نیز در کرانه باختری بازداشت کردند. در طیِ جستجو برای برای ۳ مفقود اسرائیلی، صهیونیست ها تمامی فلسطینی‌هایی را که در پی آزادی گیلعاد شالیت آزاد کرده‌ بود، مجددا بازداشت کردند.
و صدالبته صهیونیست ها هیچ اشاره ای به زنده زنده سوزاندن "محمد ابو خضیره" نوجوان فلسطینی توسط جوانان وحشی صهیونیست نخواهند کرد.

رژیم صهیونیستی به لحاظ ضعفی که در جنگ کلاسیک در زمستان دارد، از جمله طولانی تر بودن شب که صهیونیستها از آن شدیدا وحشت دارند و فقط می توانند با هواپیما و از فاصله بسیار بالا خانه های مسکونی را بمباران کور و بی هدف کنند؛ و یا ضعف تجهیزات زرهی برای تردد در مناطق بارانی و گلی که بزرگترین آفت تانک هاست و باعث در گل ماندنشان می شود و ... همواره از فصل تابستان برای حملات متجاوزانه خود استفاده می کند.

با توجه به آن چه که طی سه چهارسال گذشته در سوریه همسایه فلسطین اشغالی و همچنین در لبنان می گذرد، سردمداران صهیونیست بهترین فرصت را برای تسویه حساب با گروه های مقاومت در غزه، الان دیدند.

متاسفانه گروه های فلسطینی و به خصوص حماس (به غیر از جهاد اسلامی به رهبری عبدالله رمضان و جبهه خلق برای آزادی فلسطین به رهبری احمد جبرئیل) آن گونه که از آنها انتظار می رفت، در ماجرای سوریه عمل نکردند. باوجودی که بیش از 40 سال از حضور و سکنای آوارگان فلسطینی در اردوگاه های سوری به خصوص اردوگاه یرموک در دمشق می گذشت و دولت سوریه همواره مدافع حقوق فلسطینی ها در برابر متجاوزین صهیونیست بوده و هست، رهبران گروه های فلسطینی عملکرد بسیار بدی ارائه دادند.
همراهی و همرزمی با گروه های تروریستی سلفی و وهابی و شرکت فعال در جنگ علیه حکومت سوریه و همچنین حزب الله لبنان، از اموری بود که گروه های فلسطینی را از هدف اصلی شان که آزادسازی سرزمین خودشان بود، باز داشت.

بنیان گذاری و ایجاد "دشمن فعال ولی بی خطر" در کنار سرزمین های اشغالی قلسطین،  به نام داعش، بهترین شیوه ای بود که طی 35 سال گذشته توانست امنیت کشورهای حامی مقاومت – لبنان و سوریه – را برهم زند و امنیت رژیم صهیونیستی را تامین کند!

ارتش اشغال گر، با خیال راحت و اطمینان از اینکه مقاومتی در برارش صورت نخواهد گرفت، دست به تجاوز زد و عملیات خود با نام "تیغه حفاظتی" را آغاز کرد. فلسطینیان عملیات مقابله با متجاوزین را "بنیان مرصوص" نام گذاشتند.

گرچه در این جنایات، همچون دفعات قبل، تعداد زیادی زن و کودک بی دفاع قربانی بمب های صهیونیست ها شدند، ولی مقابله جانانه فلسطینی ها، نشان از شکست طرح های اسرائیل دارد. موشک باران تعداد زیادی از شهرهای صهیونیست نشین از جمله تل آویو که تا پیش از این مناطق امن و دور از دسترس مبارزین فلسطینی محسوب می شدند، از نکات بارز این جنگ است.
درحالی که اکثر تلفات بمباران های غزه را زنان و کودکان تشکیل می دهند، کشته شدن سرهنگ " قصان آلین" فرمانده 41 ساله عرب دروزی تیپ گولانی، حکایت از صدمات و ضربات جبران ناپذیر بر پیکره ارتش متجاوز دارد. کشته شدن تعداد زیادی از کماندوهای یگان های ویژه نیز شدت ضربات را نشان می دهد. در آخرین اخبار، فرمانده یگان ویژه ایغوز نیز مورد اصابت گلوله فلسطینیان قرار گرفت و با جراحت بالا، همراه 30 تن از نیروهای تیپش، از میدان به در شد.
تیپ گولانی و به خصوص یگان ایغوز، از جمله واحدهای ویژه ارتش صهیونیستی هستند که امید اصلی این رژیم برای برون رفت از بحران های اخیر محسوب می شدند ولی گرفتار شدن در باتلاق غزه، آنها را نیز با شکست مواجه کرد.

از برکات جنگ غزه، کنار رفتن پرده از چهره منافقانه و پلید گروه های تروریستی ای بود که چندسالی است در منطقه بروز کرده و به اختلافات قومی و مذهبی دامن زدند.
جنایات اسرائیل در غزه و سکوت القاعده، داعش، طالبان و همه گروه های دست ساخته آمریکا، نشانگر عمق وابستگی آنها به غرب و هدف اصلی شان که تامین رژیم صهیونیستی در منطقه است، خواهد بود.

آن چه مسلّم است، گرچه اخبار شهادت و مجروحیت فلسطینیها دلخراش  است، ولی اینکه صهیونیست ها متحمل تلفات و خسارات بسیاری شده و همچون دفعات قبلا در برنامه ریزی های خود با شکست مواجه شدند، از برکات جنگ اخیر به حساب می آید.
همچنین وحدت کلیه نیروهای مبارز فلسطیی برای مقابله با تجاوز و حملات دشمن خارجی، از نعمات و الطاف خفیّه حوادث اخیر به حساب می آید.
آن چه که باید بدان امید داشت، سرعت گرفتن اسرائیل برای افتادن در سراشیبی سقوط است که از سال 2000 میلادی (1379) و فرار ارتش پرادعای متجاوز از جنوب لبنان کلید خورد و در جنگ های 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه شدت بالایی یافت.
الیس صبح بقریب

[ ۱۳٩۳/٤/۳۱ ] [ ۳:٥٥ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]

گروه بین الملل مشرق- 25اسفند (16 مارس) سالگرد شهادت دختر 23 ساله آمریکایی است که برای حمایت از ملت فلسطین توسط سرباز اسرائیلی به کشته شد. راشل کوری پس از حوادث 11 سپتامبر متوجه مسئله اسلام شد و شروع به تحقیق در این باره کرد و سرانجام با گروهی از دوستان خود راهی فلسطین شد. راشل کوری در حالی که تلاش می کرد مانع از تخریب خانه یک خانواده فلسطینی به دست سربازان اسرائیلی شود، توسط راننده بلدوزر ارتش اسرائیل زیر گرفته شد و به شهادت رسید.

به مناسبت سالگرد شهادت راشل کوری، گفت وگویی را با حمید داوودآبادی محقق و پژهش گر دفاع مقدس و جهان اسلام انجام دادیم. وی از اولین افراد در کشور است که درباره راشل کوری کار کرده است.

راشل کوری /////////////////////// پاسداشت راشل کوری در ایران از عملیات کربلای 5 سخت‌تر است/راشل کوری از خیلی از ماها حزب الهی تر بود/کسی با بوق قطار انقلابی نمی شود

* آقای داودآبادی، از نحوه آشنایی تان با راشل کوری برای ما بگویید:
- شاید یک ماه بعد از شهادت راشل کوری بود که بر حسب اتفاق در یکی از سایت های اینترنتی خارج از کشور مطالبی از نامه های معروف راشل کوری به مادرش دیدم و این برای من خیلی جذاب بود. اما مسئله مهمتر برای من این بود که چطور همه رسانه های آمریکایی در این باره سکوت کرده بودند و ما هم همین رویه را پیش گرفته بودیم و در کشور هیچ مطلبی از راشل کوری و اتفاقی که باعث شهادت وی شده بود، به چشم نمی خورد. همین موضوع باعث شد تا در یکی از خبرگزاری های رسمی کشور که در آن زمان مشغول به کار بودم، هر چی مطلب از راشل کوری بود  منشتر کردم و وبلاگی را هم با نام او راه اندازی کردم و هر چه مطلب در رابطه با او بود، در آن قرار دادم. این بود که دلبستگی من به راشل کوری به عنوان یک جوانی که برای مقابله با خوی جنایت و تجاوزگری صهیونیست ها تا پای شهادت رفته بود، شکل گرفت. اقدامی که  ما در جهان اسلام خیلی کم شاهد آن هستیم.

* شما وقتی از راشل حرف می زنید از لفظ شهادت استفاده می کنید، راشل کوری که مسلمان نبود شهید بشود؟
- یک حدیث از حضرت علی (ع) است که می فرماید: "کافر سخاوت مند را به بهشت نزدیک تر می بینم تا مومن بخیل." حالا راشل کوری کافر نبود و اهل کتاب بود. راشل کوری عشق، جوانی و شادی  را فدا کرد برای اینکه جلوی دشمنی جنایتکار را بگیرد.
ارزش کار راشل فقط جلوی یک بلدوزر ایستادن نیست. کاری که او کرد، با ادعا می گویم، کاری بود که شهید فهمیده در خرمشهر انجام داد. درست است که عراقی ها از روی جنازه شهید فهمیده رد شدند و خرمشهر را گرفتند، ولی او تبدیل به الگویی شده که یاد می داد که باید از جان خود گذشت تا جلوی متجاوز را گرفت.

راشل کوری هم می دانست که با کشته شدن و فدا کردن جانش، شاید نتواند جلوی بسیاری از جنایات صهیونیستها را بگیرد ولی از جانش مایه گذاشت. شاید بگوییم راشل کوری که مسیحی است ارتباطی با شهادت و اسلام ندارد، ولی او از آمریکا به فلسطین آمد و جانش را که با ارزش ترین چیز برای هر فرد است، فدای یک سرزمین و آرمان اسلامی کرد که از اهداف امام خمینی بود. عملی که راشل کوری انجام داد عملی کاملا اسلامی بود. یعنی مقابله با دشمن حتی اگر به قیمت جانتان باشد.

* یک صحبت از شهید مطهری در خصوص فلسطین است که می گوید:
"مراجع تقلید بزرگی مثل آیت الله حکیم و دیگران رسما فتوی داده‌‏اند که کسی که در آنجا کشته می‏شود ، اگر نماز هم نخواند، شهید در راه خداست."1
آیا راشل کوری می تواند مصداق این گفته باشد؟
- من می خواهم بالا تر از این را بگویم. تا کسی خدا را نشناسد، با ظلم مبارزه نمی کند. حضرت علی (ع) می فرماید: "دشمن ظالم باشید و یاور مظلوم." حضرت علی (ع) در گفته خود، کشور و دین و مذهب را مطرح نمی کند. هر کس و هر جا که هستید، باید دشمن ظالم و یاور مظلوم بود و این کاری بود که راشل کوری انجام داد.
این که می گویم راشل یک عمل اسلامی انجام داد، ما در تاریخ معاصر کشورهای غربی و مسیحی چنین چیزی را نمی بینیم. همه اش جنایت و تجاوزگیری را می بینم. حتی شما خوی سربازان آریکایی را ببینید. به کشورهای عراق و افغانستان حمله کردند، خوی وحشی گری دارند.

راشل کوری /////////////////////// پاسداشت راشل کوری در ایران از عملیات کربلای 5 سخت‌تر است/راشل کوری از خیلی از ماها حزب الهی تر بود/کسی با بوق قطار انقلابی نمی شود

* برگردیم به کشور خودمان. چقدر در داخل ایران به راشل کوری به عنوان یک شهید مظلوم نهضت جهانی اسلام پرداخته می شود؟ آیا حتی در حد نام گذاری خیابان یا میدان هم به این شهید مظلوم بها داده شده است؟
- ما باید بین فرهنگ و تبلیغات فرق قائل شویم. آمریکایی ها حساب شده راشل کوری را بایکوت کرده اند و ما حساب نشده همین کار را کرده ایم! سالگرد راشل کوری است و ببینید کدامیک از رسانه های ارزشی ما به شهادت او می پردازند.

* انیمیشن راشل کوری را هم که درست می کند با چادر و مغنعه درست می کنند ...
- تنها راشل کوری نیست؛ اگر در جهان اسلام بگردیم امثال راشل زیاد می بینیم. شهید "سلیمان خاطر" بسیار تاثیر گذار بود و یا شهید "خالد اسلامبولی" که با اعدام "انور سادات" خائن، ضربه بزرگی به صهیونیست ها زد. این شهدا، هم در کشور خودشان مظلوم وغریب هستند و هم در کشور ما. آنها در زمان خود درک درستی از الویت های زمان خود داشتند.

راشل کوری /////////////////////// پاسداشت راشل کوری در ایران از عملیات کربلای 5 سخت‌تر است/راشل کوری از خیلی از ماها حزب الهی تر بود/کسی با بوق قطار انقلابی نمی شود

راشل کوری فرزند زمان خود بود. راشل در زمان خود این بصیرت را داشت که دشمن شماره یک جهان، رژیم صهیونیستی است. وی در زمانی این کار را انجام داد که مالیات مردم آمریکا به طور مستقیم به کمک رژیم اشغالگر قدس می رسید.
کار راشل کوری کار کوچکی نبود. بلدوزر کاترپیلار که باعث مرگ راشل کوری شد، یک بلدوزر آمریکاییست. راشل کوری زیر پای مقامات آمریکایی له شد.

* تفاوت جمهوری اسلامی با حکومت هایی مانند مصر و عربستان که به مسائلی مانند راشل کوری نمی پردازند چیست؟ آیا تفاوتی بین ما در این حوزه ها نباید وجود داشته باشد؟
- راشل کوری شاید اسمی از ایران نشنیده باشد، ولی حرکتش تحت تاثیر انقلاب ایران است. این انقلاب اسلامی بود که اسرائیل را غده سرطانی نامید. تنبلی ها و کم کاری هایی که ما گرفتار آن شده ایم باعث شده است که بعضاً تفاوتی با دیگران نداشته باشیم.

* این "ما" که شما میفرمایید مقصود کیست؟
- منظور من جوان های مسلمان ایرانی است. راشل کوری جان خود را فدای حق کرد. حال ما که کشوری بر حق هستیم، چه تلاشی کرده ایم؟ جوانان ما بعد از جنگ چقدر از جان خود برای ترویج فرهنگ ناب محمدی مایع گذاشته اند؟ غربی ها سالها تلاش کرده اند تا توانستند اسلام آمریکایی را ترویج دهند. ما چکار کرده ایم؟
بر فرض که در سالگرد شهادت راشل کوری مراسمی هم گرفتیم و 20 نفر آدم هم جمع شدند, آخرش چی؟ اینها کارهای تبلیغی و مقطعی است. در صورتی که اقدام راشل کوری باید تبدیل به الگو و فرهنگ شود.

* باز هم من دقیقاً متوجه نشدم. این "ما"یی که شما از آن اسم می برید آیا مردم هستند، مسئولین و سازمان های فرهنگی هستند، دقیقاً منظورتان از "ما" چیست؟
- جوابی که من می خواهم بدهم شاید خوشایند برخی نباشد. کار فرهنگی کردن در بسیاری از سازمان های فرهنگی عین شرکت در عملیات در کربلا 5 است. باید جان کند و فداکاری کرد تا بتوانی به یک سازمان برسی و از بودجه بیت المال برای چاپ کتاب برای شهدا یا برگزاری مراسم برای راشل کوری کمک بگیری.
اگر بخواهیم معطل سازمان ها و ارگان ها بشویم، کاری از پیش نمی رود. مردم خودشان باید به فکر باشند. هر انسانی خودش باید وظیفه خودش را بداند. راشل کوری می تواند الگوی خوبی برای ما باشد. راشل کوری به این تشخیص رسید که باید مبارزه کند و حتی در لحظه شهادتش هم بین شهادت و زندگی می توانست انتخاب کند؛ ولی ما چرا به این درک نرسیده ایم؟ برای اینکه همه کار سازمان های ما تبلیغی است نه فرهنگی. در سالگرد انقلاب برای گرامی داشتن انقلاب تنها به نواختن زنگ کلیسا و بوق قطار اکتفا می شود. آخه کدام جوان با بوق قطار انقلابی می شود؟ مشکل ما در ایران این است که جوانان را وارد عرصه های فرهنگی نکرده ایم.

راشل کوری /////////////////////// پاسداشت راشل کوری در ایران از عملیات کربلای 5 سخت‌تر است/راشل کوری از خیلی از ماها حزب الهی تر بود/کسی با بوق قطار انقلابی نمی شود

بعد از جنگ، کشور ما چند حسین فهمیده به خود دیده است؟ افرادی که بتوانند در حوزه های جهانی قد علم کنند و دیده شوند.
راز حسین فهمیده شدن ندیده شدن است. کسی که به دنبال دیده شدن باشد، حسین فهمیده نمی شود. در شهرستان ها به جرات می توانم بگویم که حسین فهمیده های زیادی داریم که اینها کشف نشده اند. برای مثال گروه شهید ابراهیم هادی را یک معلم جوان اداره می کند که عملکرد یک سال او، مساوی است با عملکرد یکسال بسیاری از سازمان های مسئول در این حوزه. شاید بزرگترین نعمتی که خدا می تواند به جوانان ما بدهد این است که از سازمان ها و ارگان های دولتی قطع امید کنند.

* هدف انقلاب ایران یک هدف جهانی است ولی اتفاقی که در کشور در حال افتادن است، این است که اصلاً توجه زیادی به مسائل جهانی نمی شود. این مشکل چه راهکاری دارد؟
- 20 سال پیش بنده به همراه تعدادی از نویسندگان دفاع مقدس خدمت مقام معظم رهبری رسیدیم. کتابی بود با نام "فرمانده من" که این کتاب حدود 60, 70 صفحه هم بیشتر نیست. آقا فرمودند که همین کتاب را بخش هایی را که در آن از کشتن عراقی ها و مطالب این چنین را حذف کنید و بُعد حماسی آن را برجسته کنید تا بتواند کتاب تاثیر جهانی داشته باشد. توصیه دیگری که آقا داشتند این بود که اگر برای مخاطب خارجی اثری را ترجمه می کنید، بدهید به کسی که زبان مادریش آن زبان خارجی است. رهبر انقلاب اینگونه به مسائل جهانی نگاه می کنند آن وقت مسولین ما حتی حاظر نیستند کوچکترین قدمی بردارند.

* بسیاری از کشورهای غربی که در کارهای فرهنگی قوی هستند برای گروه های جوان بستر سازی می کنند تا جوان ها بتوانند ابزار لازم برای تحرک فرهنگی را داشته باشند. چرا این اتفاق در کشورها ما نمی افتد.
- ما نیاز به ایثارگری و فداکاری مسئولین فرهنگی داریم. چه فداکاری؟! در کار فرهنگی دخالت نکنید. شما را به خدا بخشی از کار را هم به جوان ها بسپارید. برای مثال بستری را برای یک گروه جوان آماده می کنند بعد یک آدم 60 ساله را می خواهند بگذارند تا این جوانان را مدیریت کند در صورتی که این جوانان خود از هرکسی بهتر می توانند این گروه ها را مدیریت کنند.
اگر ما زمان جنگ حسن باقری داشتیم، به خاطر این بود که به آن میدان دادیم. بودجه فرهنگی دست آدم های مشخصی است که هر کاری که باید انجام شود دست آنها است. حسن باقری ها در کشور خفه شده اند. کار فرهنگی جمهوری دست یک مشت آقازاده افتاده است. انگار مد شده است که زنان و فرزندان آقایان NGO تشکیل بدهد یا خود را درگیر کارهای فرهنگی کنند بعد بروند پز بدهند که پسر من یا همسر من در کارهای فرهنگی دخیل است. هدف این انسان ها انقلاب اسلامی نیست؛ هدف اینها پز دادن و خودنمایی است.
1 - http://imam-hossein.blogfa.com/post-162.aspx
مشرق نیوز
26/12/1392
[ ۱۳٩٢/۱٢/٢٦ ] [ ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]

"قصاب صبرا و شتیلا" لقبی بود که یهودیان ساکن فلسطین اشغالی به او داده بودند. او که در حمله متجاوزانه سال 1361 به لبنان، در اردوگاه های صبرا و شتیلا، با هدایت و فرماندهی نیروهای فالانژیست لبنان به رهبری "سمیر جعجع" و "ایلی حبیقه"، هزاران زن و کودک و پیرمرد آواره فلسطینی را سلاخی کرد و به وحشیانه ترین وضع ممکن کشتار کرد.

 

 

شارون در مزرعه خانوادگی اش در سرزمینهای اشغالی فلسطین

 

شارون سوار بر تانک در حال ژیشروی به سوی بیروت ۱۳۶۱

شارون در خیابانهای بیروت اشغالی

ده دوازده سال پیش، یک گروه مستندسازی از شبکه المنار لبنان، برای ساخت زندگینامه امام خمینی (ره) (مستند روح الله) به کارگردانی "محمد دبوق" و دستیاری "موسی احمد قصیر" به تهران آمدند. ترتیبی داده شد تا با آیت الله دری نجف آبادی هم مصاحبه کنند.

آن شب پس از پایان مصاحبه با آقای دری، از ایشان پرسیدم:
- به نظر شما سرنوشت فلسطین و لبنان چه می شود؟
که ایشان سریع جواب داد:
- بروید دعا کنید آرییل شارون بمیرد.
با تعجب گفتم:
- خب حالا شارون هم بمیرد، او که یک نفر از سردمداران رژیم صهیونیستی است، چه تغییری در وضعیت منطقه حاصل خواهد شد؟
که پاسخ شنیدم:
- شما نمی دانید. همه اتکای صهیونیستها به شارون است. اگر شارون بمیردِ، کمر صهیونیسم خواهد شکست. فقط دعا کنید شارون بمیرد.

کشتار آوارگان بی ژناه در اردوگاههای صبرا و شتیلا

 

 



شکست رژیم صهیونیستی به عنوان قویترین ارتش خاورمیانه و چهارمین قدرت هوایی جهان، در جنگ 33 روزه از یک حزب کوچک (حزب الله) و شکست جنگ 22 روزه از حماس (حزبی بسیار کوچک و منطقه ای بسیار محدود) در جنگ 22 روزه غزه، همه و همه حکایت از آن دارد از 8 سال پیش که  شارون به کما رفت، رژیم صهیونیستی شدیدا رو به افول نهاده و به لطف خدا، در سراشیب سقوط قرار گرفته است.

به گفته برخی، صهیونیستها در آموزه های دینی خود، دو اصل بسیار مهم دارند:
اول اینکه اولین شکست ارتش صهیونیسم در جنگ، باعث شدت گرفتن سقوط این رژیم خواهد شد. سند آن هم شکست صهیونیستها در جنگ 33 روزه لبنان و به دنبال آن 22 روزه غزه و سپس 8 روزه غزه است.
دوم اینکه شارون در آموزه هاو القائات مذهبی و خرافی صهیونیستها جایگاه ویژه ای داشته و دارد و بسیاری از صهیونیستها معتقدند با مرگ شارون سقوط صهیونیسم حتمی خواهد بود.

و امروز بولدوزر، شارون جنایتکار، قصاب صبرا و شتیلا، روح مجسم شیطان، به شیطان پیوست تا بر سقوط صهیونیسم جهانی سرعت بخشد.

مرگ جنایتکار ضد بشریت، بر همه مظلومان جهان مبارکباد.

گوشه هایی کوچک از فاجعه کشتار صبرا و شتیلا را اینجا بخوانید:

قصاب صبرا و شتیلا

[ ۱۳٩٢/۱٠/٢٢ ] [ ۳:٤٠ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رزمنده، جانباز، عکاس، خبرنگار، محقق و نویسنده دفاع مقدس مسئول صفحه "از معراج برگشتگان" نشریه "فرهنگ آفرینش" سردبیر مجله تخصصی اسناد "پانزده خرداد" سردبیر مجله دفاع مقدس "فکه" همکار نشریات: جمهوری اسلامی - کیهان - شلمچه - جبهه - صبح دوکوهه - عاشورا - یاد ماندگار - پلاک هشت – پیک - امتداد و ... مدیر مسئول سایت های: WWW.SAJED.IR و WWW.4DIPLOMATS.COM کتاب‌های منتشر شده: - آیا می‌دانید؟: نکاتی جالب از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس - از معراج برگشتگان: خاطرات کودکی، انقلاب، جنگ - پاره‌های پولاد: تاریخ عملیات شهادت طلبانه در لبنان - پرواز پروانه‌ها: زندگی‌نامه سرداران شهید حسین قجه‌ای، رضا چراغی، علی‌اکبر حاجی‌پور - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا (چاپ دوم با شکل جدید) - حماسه ذوالفقار: زندگی‌نامه سرداران شهید یوسف کابلی، علی‌رضا ناهیدی، محسن نورانی - خاطرات انقلاب اسلامی: مجموعه خاطراتی از انقلاب اسلامی - خاطرات شکنجه: مجموعه خاطراتی از شکنجه در زندان‌های حکومت پهلوی - دجله در انتظار عباس: زندگی‌نامه سردار شهید عباس کریمی - دفاع مقدس در اینترنت: نشانی سایت ها و وبلاگ های دفاع مقدس و ضدصهیونیستی - دیدم که جانم می رود: خاطرات شهید مصطفی کاظم زاده - ستارگان درخشان تاریخ: وصیت‌نامه شهدای مقاومت اسلامی لبنان - سید عزیز: زندگی نامه خودگفته سیدحسن نصرالله - کمین جولای 82: روزشمار گروگان‌گیری دیپلمات ‌های ایرانی در لبنان - یاد ایام: متن کامل خاطرات حضور در جبهه از سال 1360 تا 1367- - یاد یاران: خاطرات حضور در جبهه - القصة الکاملة للاستشهادیین فی لبنان (ترجمه عربی "پاره های پولاد" چاپ لبنان) - : AMBUSH OF JULY1982 ترجمه انگلیسی "کمین جولای 82" به زودی منتشر می‌شود: - تبسم‌های جبهه: خاطرات شاد و شیرین دفاع مقدس - داستان دوکوهه: داستانی برای کودکان - روزی روزگاری جنگی: خاطرات اشکی دفاع مقدس - قاتل سلمان رشدی: زندگی‌نامه شهید "مصطفی مازح" - من قاتل پسرتان نیستم: خاطرات لحظات شهادت دوستان و ...
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب