خاطرات جبهه
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

چیزی که برای همه‌ی ما عجیب بود و اوایل باور آن برای‌مان خیلی سخت و مشکل می‌آمد صحنه‌هایی بود که می‌دیدیم و دل انسان را تکان می‌داد. این را می‌توانم بگویم که تکان‌دهنده‌ترین و سخت‌ترین لحظاتی که در تفحص پشت‌سر می‌گذاشتیم، همان‌جا بود. باورش برای خود ما که می‌دیدیم مشکل بود، چه برسد به کسی که نیامده، ندیده، می‌خواهیم برایش تعریف کنیم.

http://davodabadi.persiangig.com/1%20tafahhos-.jpg


آن صحنه، شهدایی بودند که عراقی‌ها پیکرشان را در توالت‌های‌شان انداخته بودند. چاه‌های فاضلاب و جاهایی که مشخص بود شهدا را داخل آنها انداخته و همان‌جا دست‌شویی‌‌شان را احداث کرده‌اند. این مسئله، اوایل برای هیچ‌کس قابل تصور و قبول نبود. غالبا درکار تفحص به محل دست‌شویی‌ها که می‌رسیدیم، ناخودآگاه حالت تنفر و انزجار در وجودمان پیدا می‌شد و زود از کنار آن رد می‌شدیم.
همه‌ی مسائل از آن‌جا شروع شد که یکی از روزها، متوجه لبه‌ی پوتینی شدیم که از خاک کنار دست‌شویی بیرون زده بود. با اکراه آن‌جا را کندیم و درکمال حیرت به استخوان پای انسانی برخوردیم. از همان‌جا بود که چند گور دسته‌جمعی پیدا کردیم و حدود 28 یا30 شهید درآوردیم.

http://davodabadi.persiangig.com/1%20tafahhos.jpg


اولین محل را که کندیم، شش - هفت شهید پیدا شدند. همین‌طور یکی دیگر، تا به قسمتی رسیدیم که خود دست‌شویی قرارداشت. مکان این صحنه‌ها در ارتفاع 143 فکه، منطقه‌ی عملیاتی والفجر یک بود. محلی که گردان‌های خندق، کمیل و حنظله از لشکر حضرت رسول (ص) آن‌جا عملیات کرده بودند.
 از آن به‌بعد، بچه‌ها به هر دست‌شویی که می‌رسیدند، با ناراحتی و دل‌شکستگی تمام، آن‌جا را می‌کندند و پیکر مطهر شهدا را خارج می‌کردند. شاید از هر ده دست‌شویی عراقی که در منطقه به‌چشم می‌خورد، در هفت تای آنها شهید یافت می‌شد.
شهیدی بود که همرزمانش محل شهادت او را درکنار ارتفاع نشان دادند؛ حدود یک سال بچه‌ها اطراف آن ارتفاع را می‌گشتند ولی از او خبری نبود. سرانجام پیکر او جزو شهدایی یافت شد که گفتم. در اوج مظلومیت، درحالی که دست‌ وپای‌شان را با سیم تلفن بسته بودند.
یکی دیگر از این صحنه‌ها که دل‌مان را آتش می‌زد، این بود که دست بعضی از این شهدا را با پیشانی بندهای‌شان بسته بودند. حالا تصور کنید، با چه فشاری دست‌وپای مجروحین را بسته‌اند و این‌گونه وحشیانه به‌شهادت رسانده‌اند.
بعد از پیش آمدن این مسئله، جاهایی را که محل انباشت زباله و ... بود، جست‌وجو کردیم و متاسفانه در آن‌جاها نیز شهید پیدا کردیم.
راوی: مرتضی شادکام
نقل از کتاب "تفحص" نوشته حمید داودآبادی - صفحه 99
چاپ دوم: پاییز 1393 موسسه شهید احمد کاظمی

[ ۱۳٩٤/٤/٩ ] [ ٢:٤۳ ‎ق.ظ ] [ حمید داودآبادی ]

نشر یازهرا (س)، در راستای فعالیت های ارزشمند خود در ترویج فرهنگ دفاع مقدس، اقدام به انتشار کتابی از خاطرات تفحص پیکر مطهر شهدا نمود.

"آسمان زیر خاک" خاطرات برگزیده از کتاب تفحص است که پیش از این به قلم حمید داودآبادی منتشر شده بود.

http://davodabadi.persiangig.com/aseman.jpg

 

تصاویر رنگی و بکر مرتبط با خاطرات، از جمله ویژگی های این کتاب است.

www.yazahra-publication.com

نشانی فروشگاه : تهران، میدان انقلاب اسلامی، خیابان کارگر جنوبی، خیابان شهدای ژاندارمری، پـاساژ ناشران و کتاب فروشان کوثر، شماره 1

تلفن : 66962116 - 66465375

[ ۱۳٩٤/۱/٢٤ ] [ ٩:۳٩ ‎ق.ظ ] [ حمید داودآبادی ]

چاپ جدید کتاب تفحص نوشته حمید داودآبادی، با اضافات جدید، از سوی موسسه شهید احمد کاظمی منتشر شد.

تفحص

چگونه و چرا پیکر شهدا در مناطق جنگی باقی می ماندند؟
چگونه و به چه وسیله پیکر شهدا پس از سال ها، پیدا می شوند؟
چگونه استخوان های شهدای ایرانی و اجساد عراقی تفکیک می شوند؟
چگونه پس از سال ها، مکان دفن شهدا در مناطق عملیاتی شناسایی می شود؟
چگونه و چرا نیروهای تفحص در عملیات کشف شهدا، خود به شهادت می رسیدند؟

و دهها و بلکه صدها "چگونه" دیگر، که طی تحقیق میدانی در مناطق عملیاتی تفحص و گفت وگو با پیشکسوتان تفحص و جستجوی پیکر مطهر شهدا، در کتاب تفحص به آنها پاسخ داده شده است.

تفحص
اولین و تنها کتابی که به سوالات و ابهامات پیرامون باقی ماندن، کشف، تبادل و تشییع پیکر مطهر شهدای دفاع مقدس، مستند و معتبر پاسخ می دهد.

کتاب تفحص در 444 صفحه و قطع رقعی، با قیمت 120/000 ریال در دسترس مخاطبان می باشد.

علاقه مندان به تهیه کتاب تفحص، می توانند با مراجعه به سایت


من و کتاب
www.manvaketab.ir


نسبت به خرید اینترنتی آن اقدام کنند

[ ۱۳٩۳/٩/۱۳ ] [ ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ ] [ حمید داودآبادی ]

یکی دو سالی می شه که این نوشته توی ذهنم بازی می کنه.
دیشب جاتون خالی افطاری سر مزار پنج شهید گمنام در کنار پادگان امام حسن (ع) بودیم.
حرفای خیلی قشنگی با دوستان رد و بدل شد.
قشنگ و خیلی خیلی عجیب.
بدجور هوایی شدم!
دست خودم نیست.
شاید بگین جوگیر شده!
هر چی شما بگین، درست.
ولی من حرف دل خودمو می نویسم، شما هم برام دعا کنید که حاجتم برآورده بشه.

چیز عجیبی هم از خدا نمی خوام.

http://davodabadi.persiangig.com/1mammad%20shahbaz.jpg


اسمش "محمد شهبازی"یه، ولی توی بچه هیئتی ها و جبهه ایا، به "ممّدِ شهباز" معروفه.
بچه میدون خراسونه. از اون بچه های باحال تفحص.
بیست سالی می شه که می شناسمش و اگه تحویل بگیره، با هم رفیق هستیم.
اتفاقا آشناییمون هم از تفحص و فکه شروع شد.

خدا به ممّد شهباز، یه توفیق عجیب داده!
اونم اینه که پیکر اکثر قریب به اتفاق شهدای تفحص رو اون غسل داده.
از سعید شاهدی و محمود غلامی گرفته تا مجید پازوکی و علی محمودوند و ...

به اینکه دیگرون بهش چه جوری نگاه میکنن و چی میگن، اصلا کاری ندارم.
فقط این برام مهمه که هر کس زیر دست ممّد شهباز شسته و غسل و کفن بشه، معلومه جاش خیلی خوبه!

ممّد شهباز که غسال نیست! اون فقط شهدا و دوستان اهل دل رو غسل میده. اونم با روزه و نوحه و ذکر مصیبت اهل بیت (ع).

ممّد شهباز نه سرداره و نه رئیس، نه مدیره و نه ...
اون فقط یه بچه بسیجیه. درست از اونایی که امام دوستشون داشت.

امیدوارم و آرزوم اینه که ممّد شهباز منو غسل بده!
اونم وسط حیاط "معراج شهدای تهران".
همون جا که بدن چاک چاک از مین والمری مجید پازوکی و حسین صابری رو غسل داد.
ممّد عسگری و داوود قادری هم روضه بخونن و بقیه، های های برای اهل بیت (ع) گریه کنن.

خدایا!
محتاج یه مرگ خوبِ خوبم.
نمی گم راحت، چون مرگ، راه رسیدن به خودته پس راحت و شیرینه.
ولی مرگ پاک، نعمتیه که این روزا، روزی هر آدمی نمی شه.

خدایا!
این روزا که ماه رمضانت داره تموم می شه، تازه فهمیدم که خیلی تشنمه.
تشنه خودت.
آخرین روزهای ماه رمضان 1393

[ ۱۳٩۳/٥/٥ ] [ ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رزمنده، جانباز، عکاس، خبرنگار، محقق و نویسنده دفاع مقدس مسئول صفحه "از معراج برگشتگان" نشریه "فرهنگ آفرینش" سردبیر مجله تخصصی اسناد "پانزده خرداد" سردبیر مجله دفاع مقدس "فکه" همکار نشریات: جمهوری اسلامی - کیهان - شلمچه - جبهه - صبح دوکوهه - عاشورا - یاد ماندگار - پلاک هشت – پیک - امتداد و ... مدیر مسئول سایت های: WWW.SAJED.IR و WWW.4DIPLOMATS.COM کتاب‌های منتشر شده: - آیا می‌دانید؟: نکاتی جالب از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس - از معراج برگشتگان: خاطرات کودکی، انقلاب، جنگ - پاره‌های پولاد: تاریخ عملیات شهادت طلبانه در لبنان - پرواز پروانه‌ها: زندگی‌نامه سرداران شهید حسین قجه‌ای، رضا چراغی، علی‌اکبر حاجی‌پور - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا (چاپ دوم با شکل جدید) - حماسه ذوالفقار: زندگی‌نامه سرداران شهید یوسف کابلی، علی‌رضا ناهیدی، محسن نورانی - خاطرات انقلاب اسلامی: مجموعه خاطراتی از انقلاب اسلامی - خاطرات شکنجه: مجموعه خاطراتی از شکنجه در زندان‌های حکومت پهلوی - دجله در انتظار عباس: زندگی‌نامه سردار شهید عباس کریمی - دفاع مقدس در اینترنت: نشانی سایت ها و وبلاگ های دفاع مقدس و ضدصهیونیستی - دیدم که جانم می رود: خاطرات شهید مصطفی کاظم زاده - ستارگان درخشان تاریخ: وصیت‌نامه شهدای مقاومت اسلامی لبنان - سید عزیز: زندگی نامه خودگفته سیدحسن نصرالله - کمین جولای 82: روزشمار گروگان‌گیری دیپلمات ‌های ایرانی در لبنان - یاد ایام: متن کامل خاطرات حضور در جبهه از سال 1360 تا 1367- - یاد یاران: خاطرات حضور در جبهه - القصة الکاملة للاستشهادیین فی لبنان (ترجمه عربی "پاره های پولاد" چاپ لبنان) - : AMBUSH OF JULY1982 ترجمه انگلیسی "کمین جولای 82" به زودی منتشر می‌شود: - تبسم‌های جبهه: خاطرات شاد و شیرین دفاع مقدس - داستان دوکوهه: داستانی برای کودکان - روزی روزگاری جنگی: خاطرات اشکی دفاع مقدس - قاتل سلمان رشدی: زندگی‌نامه شهید "مصطفی مازح" - من قاتل پسرتان نیستم: خاطرات لحظات شهادت دوستان و ...
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب