خاطرات جبهه
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

درگيري بالا گرفته بود . بيشتر خيابانها و كوچه ها افتاده بودند دست عراقيها . بچه ها ، كوچه به كوچه مي جنگيدند تا هرچه بيشتر جلوي تانكهاي عراقي كه همه چيز را سر راهشان له مي كردند ، بگيرند .
ما ، سه نفر بوديم ، ولي آنها دونفر بودند .
ما ، سه نفر بوديم . من و دوتاي ديگر از بچه ها . از روي پشت بام خانه ها تردد مي كرديم . نمي شد رفت توي خيابان . دشمن همه جا بود ، توي خانه ها ، كوچه ها ، بازار و …
آنها دو نفر بودند . مانده بودند وسط ميدان . ميدان شهيد مطهري خرمشهر . كسي ديگر از نيروهاي خودي آنجا نبود . همه اش در چند دقيقه خيلي كوتاه اتفاق افتاد . آنقدر كوتاه كه حتي فرصت فكر كردن به اينكه بايد چكار كنيم را هم از ما گرفته بود .
آنها دو نفر بودند ، ولي دور و برشان خيلي نيرو بود . نه نيروي خودي ، كه سربازان وحشي و كماندوهاي دشمن .
آنها خيلي زياد بودند . خيلي مشتاق بودند تا ببينند چه كساني تا اين لحظه در وسط ميدان ، به طرفشان تيراندازي مي كرده و جلويشان را گرفته بوده .
حلقه محاصره را هر لحظه تنگتر مي كردند . خودشان هم تعجب كردند . آنچه مي ديدند ، باورش سخت بود .
آنها دو نفر بودند . دو تا دختر ايراني . دو دختر مسلمان غيرتمند كه چادر برسر ، تا آنجا كه در توانشان بود ، با تيراندازي ، جلوي حركت دشمن را به طرف مسجد جامع سد كرده بودند .
آن همه عراقيها معطل مانده بودند ، فقط به خاطر مقاومت اين دو نفر بود .
عصباني شده بودند . هم عصباني ، هم وحشي . كسي تيراندازي نمي كرد . همه آرام جلو مي رفتند و حلقه محاصره را تنگتر مي كردند .
مبهوت مانده بوديم كه چه كنيم ، و چه خواهد شد ؟ گيج شده بوديم . ناگهان …
عراقيها خيلي به آنها نزديك شده بودند . وحشت كرده بوديم كه آنها اسير خواهند شد . ناگهان …
تق … تق …
همين !
صداي شليك دو گلوله از دو اسلحه ، پشت سر هم به گوش رسيد .
آن دو دختر ، كه رو به روي هم نشسته بودند وسط ميدان ، و كفتارهاي وحشي عراقي اطرافشان را گرفته بودند ، لوله اسلحه شان را به طرف هم گرفتند و با شليك همزمان ، همديگر را از ننگ اسارت به دست دشمن بي دين و پست نجات دادند .
عراقيها مبهوت مانده بودند . ما هم همين طور .
و اشك تنها چيزي بود كه از گوشه چشمان ما سه نفر جاري شد و ديگر هيچ .
آنها هنوز دونفر بودند …
« عنايت صحتي شكوه »

[ ۱۳۸٢/٢/٢٥ ] [ ٧:٠٩ ‎ق.ظ ] [ حمید داودآبادی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رزمنده، جانباز، عکاس، خبرنگار، محقق و نویسنده دفاع مقدس مسئول صفحه "از معراج برگشتگان" نشریه "فرهنگ آفرینش" سردبیر مجله تخصصی اسناد "پانزده خرداد" سردبیر مجله دفاع مقدس "فکه" همکار نشریات: جمهوری اسلامی - کیهان - شلمچه - جبهه - صبح دوکوهه - عاشورا - یاد ماندگار - پلاک هشت – پیک - امتداد و ... مدیر مسئول سایت های: WWW.SAJED.IR و WWW.4DIPLOMATS.COM کتاب‌های منتشر شده: - آیا می‌دانید؟: نکاتی جالب از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس - از معراج برگشتگان: خاطرات کودکی، انقلاب، جنگ - پاره‌های پولاد: تاریخ عملیات شهادت طلبانه در لبنان - پرواز پروانه‌ها: زندگی‌نامه سرداران شهید حسین قجه‌ای، رضا چراغی، علی‌اکبر حاجی‌پور - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا (چاپ دوم با شکل جدید) - حماسه ذوالفقار: زندگی‌نامه سرداران شهید یوسف کابلی، علی‌رضا ناهیدی، محسن نورانی - خاطرات انقلاب اسلامی: مجموعه خاطراتی از انقلاب اسلامی - خاطرات شکنجه: مجموعه خاطراتی از شکنجه در زندان‌های حکومت پهلوی - دجله در انتظار عباس: زندگی‌نامه سردار شهید عباس کریمی - دفاع مقدس در اینترنت: نشانی سایت ها و وبلاگ های دفاع مقدس و ضدصهیونیستی - دیدم که جانم می رود: خاطرات شهید مصطفی کاظم زاده - ستارگان درخشان تاریخ: وصیت‌نامه شهدای مقاومت اسلامی لبنان - سید عزیز: زندگی نامه خودگفته سیدحسن نصرالله - کمین جولای 82: روزشمار گروگان‌گیری دیپلمات ‌های ایرانی در لبنان - یاد ایام: متن کامل خاطرات حضور در جبهه از سال 1360 تا 1367- - یاد یاران: خاطرات حضور در جبهه - القصة الکاملة للاستشهادیین فی لبنان (ترجمه عربی "پاره های پولاد" چاپ لبنان) - : AMBUSH OF JULY1982 ترجمه انگلیسی "کمین جولای 82" به زودی منتشر می‌شود: - تبسم‌های جبهه: خاطرات شاد و شیرین دفاع مقدس - داستان دوکوهه: داستانی برای کودکان - روزی روزگاری جنگی: خاطرات اشکی دفاع مقدس - قاتل سلمان رشدی: زندگی‌نامه شهید "مصطفی مازح" - من قاتل پسرتان نیستم: خاطرات لحظات شهادت دوستان و ...
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب