خاطرات جبهه
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

استغفرالله ربی و اتوب الیه
دارم دق می کنم از تنهایی
دارم می سوزم از ترسِ بدون تو موندن!

هیچ وقت فکر نمی کردم بدون تو موندن و تنهای تنهای تنها راهی رو طی کردن، این قدر سخت باشه!

سرما و تاریکی
تنهایی و تنهایی
ناامیدی و یاسی که مثل خوره داره جان و روحم رو می خوره!

دارم می لرزم از ترس بدون تو زیستن
هراس بدون تو مردن، داره نَفَسم رو بند میاره!

مال و منال، زن و بچه، خونه و ماشین، حساب بانکی پرپول و فک و فامیلِ دوروبر
هیچ کدوم جای تو رو نمی گیرن

وقتی که از ترس تنهایی، نصفه شب از خواب می پرم، چشمم که به زن و بچه ام که دورو برم هستند می افته، می رم توی حیاط، عین بچه ها از ترس گریه می کنم.
تنهایی ناله می زنم و می سوزم. طوری که هیچکس از خواب بلند نشه و در ترس من شریک نشه!

دارم می ترسم
اهل و عیال که هیچی، همه مردم شهر هم از خواب بپرن و بیان کنارم، هیچ کدان نه می تونن بفهمن من از چی می ترسم، نه می تونن ترس منو تحمل کنند یا دلداریم بدن!

دارم می ترسم از روزی ...
نه؛ از شبی تاریک و سرد
بی همه
و مهمتر از همه
بی تو
در بیابان برهوت، رها و سرگردان، متوهم و هراسان از دیو و دد!

دارم می لرزم و اشک تلخ می ریزم از ترسی که تنهایی بدون تو رو بهم تزریق می کنه.
از عذابت نمی ترسم
از تنهایی بدون تو می ترسم!

احساس می کنم بدجوری گول دورو بری هام رو خوردم.
زن و بچه شدن وبال گردنم.
دوست و رفیق امروزی هم که بهشون کلی امید بستم، به راحتی ولم می کنند.
فقط کافیه گوشه پرده اعمالم رو براشون بزنی کنار!

رفقای شهیدم که بیست سی سال پیش، از سر دل سیری و خنده! یک قولی دادند و رفتند.
اونم اون قدر گذشته و فراموش شده که من توی این سی سال، سی هزار بار قول هایی رو که به اونا داده بودم، فراموش کردم و عین خیالم نیست.

خدایا دارم می ترسم
از بی تو بودن
از بی تو موندن
از بی تو در برهوت قیامت رها شدن
از بی تو حتی در بهشت رفتن و ...
از بی تو و تنها، در جهنم، به پای گناهان خودکرده، سوختن و ساختن!

خودت خوب می دونی
در انتهای اسفل السافلین هم که باشم، یاد تو آروم دلمه و سردی بخش وجودم در اوج سوزش.

پس خدایا
به من رحم کن.
به پدر و مادرم رحم کن.
به خانوادم رحم کن.
به دوستانی که خیلی مدیونشون هستم رحم کن.

ای امید دل تنهایان و ترسیدگانی چون من
هر گناهی که این سال ها و روزها مرتکب شدم، فقط از ترس تنهایی بوده!
تو که اینارو خوب می دونی
پس بهم رحم کن!

به اشک های اندک امشبم از کابوس و ترس
به خواست پدر و مادر و دوستانی که برام عاقبت بخیری دعا کردن
 رحم کن!

خیلی ترسیدم
و می ترسم از تنهایی شب اول
نه ...
از بی تو زیستن
بی تو مردن
بی تو موندن!
و از تنهایی دائم همیشگی


چه خوش ندای اذانت صدام می کنه
اذان بگو موذن
اذان بگو

آخیش ...
آروم گرفتم
چه قدر خوبه با تو زیستن
با تو بودن
و با تو ...

به من رحم می کنی
یا ارحم الراحمین
؟!!!

شما هم حلال کنید که سخت محتاجم.

هنگامه اذان صبح
جمعه 21 شهریور 1393

[ ۱۳٩۳/٦/٢۱ ] [ ٤:۱٩ ‎ق.ظ ] [ حمید داودآبادی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رزمنده، جانباز، عکاس، خبرنگار، محقق و نویسنده دفاع مقدس مسئول صفحه "از معراج برگشتگان" نشریه "فرهنگ آفرینش" سردبیر مجله تخصصی اسناد "پانزده خرداد" سردبیر مجله دفاع مقدس "فکه" همکار نشریات: جمهوری اسلامی - کیهان - شلمچه - جبهه - صبح دوکوهه - عاشورا - یاد ماندگار - پلاک هشت – پیک - امتداد و ... مدیر مسئول سایت های: WWW.SAJED.IR و WWW.4DIPLOMATS.COM کتاب‌های منتشر شده: - آیا می‌دانید؟: نکاتی جالب از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس - از معراج برگشتگان: خاطرات کودکی، انقلاب، جنگ - پاره‌های پولاد: تاریخ عملیات شهادت طلبانه در لبنان - پرواز پروانه‌ها: زندگی‌نامه سرداران شهید حسین قجه‌ای، رضا چراغی، علی‌اکبر حاجی‌پور - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا (چاپ دوم با شکل جدید) - حماسه ذوالفقار: زندگی‌نامه سرداران شهید یوسف کابلی، علی‌رضا ناهیدی، محسن نورانی - خاطرات انقلاب اسلامی: مجموعه خاطراتی از انقلاب اسلامی - خاطرات شکنجه: مجموعه خاطراتی از شکنجه در زندان‌های حکومت پهلوی - دجله در انتظار عباس: زندگی‌نامه سردار شهید عباس کریمی - دفاع مقدس در اینترنت: نشانی سایت ها و وبلاگ های دفاع مقدس و ضدصهیونیستی - دیدم که جانم می رود: خاطرات شهید مصطفی کاظم زاده - ستارگان درخشان تاریخ: وصیت‌نامه شهدای مقاومت اسلامی لبنان - سید عزیز: زندگی نامه خودگفته سیدحسن نصرالله - کمین جولای 82: روزشمار گروگان‌گیری دیپلمات ‌های ایرانی در لبنان - یاد ایام: متن کامل خاطرات حضور در جبهه از سال 1360 تا 1367- - یاد یاران: خاطرات حضور در جبهه - القصة الکاملة للاستشهادیین فی لبنان (ترجمه عربی "پاره های پولاد" چاپ لبنان) - : AMBUSH OF JULY1982 ترجمه انگلیسی "کمین جولای 82" به زودی منتشر می‌شود: - تبسم‌های جبهه: خاطرات شاد و شیرین دفاع مقدس - داستان دوکوهه: داستانی برای کودکان - روزی روزگاری جنگی: خاطرات اشکی دفاع مقدس - قاتل سلمان رشدی: زندگی‌نامه شهید "مصطفی مازح" - من قاتل پسرتان نیستم: خاطرات لحظات شهادت دوستان و ...
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب