خاطرات جبهه
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

هیچ وقت فکر نمی کردم بوسه بر یک سنگ، این قدر آرامم کند!
باورتون می شه؟!
نشد بر پای مادر شهیدان حسین و علی اصغر بصیر بوسه بزنم، بر سنگ مزارش بوسه زدم و آرامش گرفتم.

http://davodabadi.persiangig.com/1%20bassir%20%284%29.jpg

http://davodabadi.persiangig.com/1%20bassir.jpg

پدر و مادر شهیدان بصیر

http://davodabadi.persiangig.com/1%20bassir%20%281%29.jpg

http://davodabadi.persiangig.com/1%20bassir%20%282%29.jpg

http://davodabadi.persiangig.com/1%20bassir%20%283%29.jpg

یکی دو سال پیش، جوانی نسل سومی از شهر فریدونکنار در استان مازندران، روبه رویم نشست و از مادر شهیدان بصیر خاطره ای گفت که وجود ناقابل مرا یک پارچه آتنش کرد.
از تاریخ چندان سردرنمی آورم، ولی بعید می دانم در صدر اسلام هم بتوان چنین مادری پیدا کرد.
آن جوان می گفت:

"مادر شهیدان بصیر می گفت:
یک روز به بچه هام گفتم: این قدر غصه نخورید؛ هر دوی شما شهید می شوید.
حسین با تعجب گفت: چطور مگه مادر؟
که گفتم: چون من در نمازهام براتون دعا کردم که شهید شوید."

الله اکبر ... سبحان الله ...
واقعا کجا می توان پیدا کرد مادری بزرگوار را که در اوج عشق به فرزندانش، برای حمایت از دین، انقلاب و کشور، برای شهادت جگرگوشه هایش دعا کند؟
آن مادر عزیز، زمانی این دعای سخت را برای دلبندانش می کند که گریه ها و ضجه های خالصانه فرزندانش را در نمازشب و دعاهایشان دیده و می داند بچه هایش چقدر مشتاق وصل پروردگار هستند.
و به واقع، آن مادر، از بچه هایش جلوتر بوده و بهتر درک کرده آن چه را که بسیاری از فهمش عاجزند!
و چه زیبا گفت امام راحل که "از دامن زن، مرد به معراج می رود."

از آن روز که این خاطره کوتاه ولی سوزان را از مادر شهیدان بصیر شنیدم، تاب و توان از دست دادم تا به فریدونکنار بروم و بر پای آن مادر عزیز بوسه بزنم که متاسفانه شنیدم ایشان فوت کرده است.
سوختم و سوختم. نه از فوت مادر، که مشیت الهی است.
از این که نشد او  را ببینم، حلالیت و رضایت بطلبم و سر بر پایش بگذارم و بگریم.
تا سبک شوم و به آرامش برسم.

و سرانجام خداوند سبحان توفیق داد و پنجشنبه هفته گذشته پنجم تیرماه، توفیق دست داد و به فریدونکنار رفتم.
سراسیمه در گلزار شهدا به دنبال مزار سردار شهید حسین بصیر گشتم و یافتم ولی اول باید از مادرش اذن حضور می گرفتم و گرفتم.
و چه آرامشی از این بالاتر که سرانجام بر سنگ مزار مادر بوسه زدم و ...

برایم خیلی خوب بود. آنقدر که سبک و آرامم کرد.
خدا را شکر و روح مرحومان "سکینه بیگم طیبی نژاد" "محمدحسن بصیر" مادر و پدر شهیدان بصیر شاد.
خدا کند یوم القیامه به دادمان برسند و در پیشگاه خداوند رحمن، شفیعمان گردند

[ ۱۳٩۳/٤/۸ ] [ ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رزمنده، جانباز، عکاس، خبرنگار، محقق و نویسنده دفاع مقدس مسئول صفحه "از معراج برگشتگان" نشریه "فرهنگ آفرینش" سردبیر مجله تخصصی اسناد "پانزده خرداد" سردبیر مجله دفاع مقدس "فکه" همکار نشریات: جمهوری اسلامی - کیهان - شلمچه - جبهه - صبح دوکوهه - عاشورا - یاد ماندگار - پلاک هشت – پیک - امتداد و ... مدیر مسئول سایت های: WWW.SAJED.IR و WWW.4DIPLOMATS.COM کتاب‌های منتشر شده: - آیا می‌دانید؟: نکاتی جالب از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس - از معراج برگشتگان: خاطرات کودکی، انقلاب، جنگ - پاره‌های پولاد: تاریخ عملیات شهادت طلبانه در لبنان - پرواز پروانه‌ها: زندگی‌نامه سرداران شهید حسین قجه‌ای، رضا چراغی، علی‌اکبر حاجی‌پور - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا (چاپ دوم با شکل جدید) - حماسه ذوالفقار: زندگی‌نامه سرداران شهید یوسف کابلی، علی‌رضا ناهیدی، محسن نورانی - خاطرات انقلاب اسلامی: مجموعه خاطراتی از انقلاب اسلامی - خاطرات شکنجه: مجموعه خاطراتی از شکنجه در زندان‌های حکومت پهلوی - دجله در انتظار عباس: زندگی‌نامه سردار شهید عباس کریمی - دفاع مقدس در اینترنت: نشانی سایت ها و وبلاگ های دفاع مقدس و ضدصهیونیستی - دیدم که جانم می رود: خاطرات شهید مصطفی کاظم زاده - ستارگان درخشان تاریخ: وصیت‌نامه شهدای مقاومت اسلامی لبنان - سید عزیز: زندگی نامه خودگفته سیدحسن نصرالله - کمین جولای 82: روزشمار گروگان‌گیری دیپلمات ‌های ایرانی در لبنان - یاد ایام: متن کامل خاطرات حضور در جبهه از سال 1360 تا 1367- - یاد یاران: خاطرات حضور در جبهه - القصة الکاملة للاستشهادیین فی لبنان (ترجمه عربی "پاره های پولاد" چاپ لبنان) - : AMBUSH OF JULY1982 ترجمه انگلیسی "کمین جولای 82" به زودی منتشر می‌شود: - تبسم‌های جبهه: خاطرات شاد و شیرین دفاع مقدس - داستان دوکوهه: داستانی برای کودکان - روزی روزگاری جنگی: خاطرات اشکی دفاع مقدس - قاتل سلمان رشدی: زندگی‌نامه شهید "مصطفی مازح" - من قاتل پسرتان نیستم: خاطرات لحظات شهادت دوستان و ...
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب