خاطرات جبهه
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

مَن لَم یَشکرِ المخلوق‌، لَم یَشکر الخالق
بله! درست خوندید:
ادای دین به جاسبی و باقرزاده!

بنده در دو دوره، به دو نفر شدیدا مدیونم، و هیچ گاه خدمتی را که آنان در حقم مرتکب شدند، فراموش نخواهم کرد. اگرچه مطمئنم، برخی انتقادها و تذکراتم، باعث شده تصور دیگری از من در ذهن آنها به وجود آید، ولی از حق نمی توان گذشت.
از حق نه باید، و نه می توان گذشت. از انصاف و مسلمانی هم که به دور است.

نه، این طورها هم که شما فکر می کنید نیست؛ اصلا. الحمدلله امروز، نه حقوق بگیر آن دو هستم، و نه طلب یا بدهی ای به آنها دارم! و مطمئن هستم که آنها هم یادشان نخواهد آمد قضیه چیست!

همه آنهایی که با من سروکار دارند، خوب می دانند که بنده، همواره نسبت به آنان که تحولی خاص در مسیر زندگی ام ایجاد کرده اند، احساس دِین و بدهی دارم.

از معلم ادبیات دبیرستانم در سال 1360 که نوشتنم آموخت گرفته، تا مرتضی سرهنگی و علی رضا کمری که در سال 1369 پای مرا به عرصه کتاب دفاع مقدس باز کردند؛ و دیگران.

به خط و ربط، حال و احوال و مسئولیت افراد هم هیچ کاری ندارم. فقط آن چه در حق من ادا کردند، مد نظرم است و بس!
حالا اصل داستان:

 

ادای دِین به دکتر "عبدالله جاسبی" رئیس سابق دانشگاه آزاد اسلامی

 زمستان 1371 بود که بچه محل مان "عبدالله مشاعی" گیر داد که قصد راه اندازی نشریه ای فرهنگی دارند، و خواست تا کمک شان کنم.
برایم خیلی جالب آمد. باوجودی که تک وتوک توی روزنامه ها، خاطره و گاه مقاله می زدم، ولی هیچ وقت به روزنامه نگاری حرفه ای فکر نکرده بودم. آن هم یک صفحه مستقل و کامل، با مسئولیت خودم.

همان روزها، جلسات تحریریه با حضور عبدالله مشاعی، حسن خلاصی، علی رضا علی احمدی، سیدسعید لواسانی و دو سه تای دیگر برگزار شد؛ تا این که اوایل سال 1372 اولین شماره هفته نامه تمام رنگی "فرهنگ آفرینش" منتشر شد.

جالب این بود دکتر عبدالله جاسبی رئیس وقت دانشگاه آزاد اسلامی، که مدیریت آن نشریه را داشت، از همان اول خواسته اش این بود که صفحه ای ویژه دفاع مقدس و شهدا، در فرهنگ آفرینش ایجاد شود؛ و شد.

آن روزها که فقط سه چهارسالی از پایان جنگ می گذشت، کسی آن چنان از جنگ نمی گفت، و خیلی ها به اسم سازندگی، دنبال اهداف خاص خود بودند، صفحه ای ویژه شهدا، معرکه بود.

حق دارید! خود منم تعجب کردم.
جاسبی و دفاع مقدس؟!
بله.

صفحه "از معراج برگشتگان" ویژه دفاع مقدس، هر هفته جای خاص خود را در فرهنگ آفرینش داشت. ویژه نامه های مفصل و چهار صفحه ای هفته جنگ، هفته بسیج و دهه فجر هم گلِ کار بود.

اولین و تنها صفحه رنگی ویژه دفاع مقدس، که از این مزیت به بهترین نحو استفاده کرده و با انتشار تصاویر بکر و ارزشمند، جای خود را در ارائه این فرهنگ ماندگار ساخت.

چهار پنج سالی که این صفحه را منتشر می کردم، کاملا آزاد بودم و انصافا هیچ مشکلی پیش نیامد.

انتشار این صفحه که یکی از خاطرات شیرین فراموش ناشدنی است، ورود حرفه ای ام به عرصه مطبوعات بود که رمز موفقیت آن، فضای بازی بود که مدیریت نشریه دکتر جاسبی و به ویژه افرادی همچون سیدسعید لواسانی و یوسف زمانی - سردبیران آن – ایجاد کردند.

همان جا بود که مرحوم "محمدرضا آقاسی" - که آن زمان به حوزه هنریِ زم ممنوع الورود شده بود - عصرها می آمد، گوشه تحریریه، پشت میز کز می کرد، سیگارش را دود می کرد، چای پررنگش را سر می کشید و بند بند "مثنوی شیعه" را می سرود.
اشعاری که آن زمان، حتی روزنامه های ارزشی وقت هم جرات انتشار آنها را نداشتند، ولی در فرهنگ آفرینش، تمام و کمال منتشر شد.

از آن جا، خیلی ها حرفه ای های بعدی مطبوعات و نویسندگان چیره دست شدند. حتی چندتایی که نوشته های شان را برای شان دست کاری کامل کرده و به نام خودشان منتشر می کردم، بعدها این ور و آن ور شدند کسانی که نوشته ها و کتاب های من را نیز زیر ذره بین گرفتند، داوری کرده و ایرادات شاگرد بر استادی! وارد کردند.

مطمئنا اجر و مزد دکتر عبدالله جاسبی، بنیان گذار "فرهنگ آفرینش" و صفحه "از معراج برگشتگان"، در پیشگاه خداوند سبحان محفوظ است که:
والله لایضیع اجر المومنین.

 

 


ادای دین به سردار "سیدمحمد باقرزاده" رئیس سابق بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس

 

از نقطه ورود حرفه ای ام به عرصه مطبوعات گفتم، حالا باید از آن که باعث و بانی ورود حرفه ای ام به عرصه فضای مجازی - همین اینترنت خودمان - شد، بگویم.

بهار 1385 بود که "احسان محمدحسنی" زنگ زد و گفت دو نفر از بچه های بنیاد حفظ آثار میان پیشت انصافا حالشون رو نگیر. منم فقط به خاطر گل روی احسان خان، گفتم چشم.
احسان هیچ وقت بدِ من را نخواسته و این تجربه دیرینه ام بوده و هست.
چیه؟ حسودیتون می شه؟! خب دمش گرمه. شما هم یاد بگیرید دیگه!

وقتی زنگ دفترم به صدا درآمد، دو جوان وارد شدند. قیافه های محجوب و متین، از همین حزب اللهی های امروزی.
اسم شان "ابوذر اسدی" و "جواد تاجیک" بود. (البته امروز با گذشت 6 سال، دیگه خیلی آتیش پاره شده اند!)

وقتی گفتند از طرف رئیس بنیاد حفظ آثار آمدند سراغم، داشتم جوش می آوردم؛ ولی به احسان قول داده بودم حال مهمان را نگیرم.

وقتی از تحولات اولیه بنیاد به ریاست سردار سیدمحمد باقرزاده گفتند، خوشم آمد. مخصوصا وقتی رفتند سراغ بحث سایت اینترنتی دفاع مقدس.

از روزی که با کامپیوتر آشنا شدم، آرزو به دلم بود که بتوانم از تکنولوژی روز، به بهترین نحو در مسیر فرهنگ جبهه استفاده کنم.

وقتی هم با اینترنت آشنا شدم که واویلا.
آرزوی راه اندازی سایتی عظیم و جامع درباره دفاع مقدس، همواره در وجودم زبانه می کشید.

گفتم که هر کمکی از دستم بربیاید، بهشان می کنم. رفتند و چند روز بعد آمدند. وقتی گفتند باقرزاده گیر داده که مسئولیت سایت را خودم بپذیرم، متعجب شدم.
زیر بار نمی رفتم و علتش هم این بود که با توجه به انتقاداتی که همواره به بنیاد حفظ آثار داشتم، ترجیح می دادم وارد سیستم آن نشوم. ولی نشد!

وقتی سردار باقرزاده حکم مدیریت سایت اینترنتی ساجد (سایت جامع دفاع مقدس) را به نامم زد، دیگر ذوق زده شدم. آرزوهایم داشت برآورده می شد و شد.

6 سال از 22 اردیبهشت 1385 گذشت و سایت ساجد، با همت عزیزانی چون علی اکبر رئیسی، علی ترکمان، امیرحسین دهقان، ابراهیم داوودی، سیداحمد سیدی حائری، نوید رئیسی، علی موحدی، عباس ملاجعفری و ... شد آن چه امروز به عنوان عظیم ترین پایگاه اینترنتی دفاع مقدس در فضای مجازی، پیش چشم مخاطب قراردارد.

جدای از کارهای معمول ساجد، باز گذاشتن دست ما، در کار و فعالیت توسط سردار باقرزداه و اطمینان و اعتماد او، ثمرات عظیم دیگری داشت که چه بسا خود او نداند چه کرده! که هرچه اجر و مزد است، بنده با جان و دل متعلق به او می دانم و بس.
همین که خدا فرصتی داد تا در آن عرصه فعالیت کنم، خودش نعمتی عظیم و لذتی فراموش نشدنی بود.

جمع آوری آثار شهدا، به شیوه ای کاملا نو و ارزشی، یکی از آن کارها بود که محصول زحمات و پی گیری های شدید "حسین ثالثی" بود.
حتی بسیاری از شهدا و دوستانم که خود را کشتم و نتوانسته بودم عکس و آثار آنها را تهیه کنم، ثالثی با همت فراوان، همه آنها را جمع آوری کرد.

بدون شک، شیوه ارتباط گیری، پی گیری مداوم، خستگی ناپذیری، دل سوزی و احساس مسئولیت ثالثی و محسن رنگین کمان، از رموز موفقیت آرشیو عظیم و گرانقدر ساجد بوده و هست.

مهم ترین شیوه در جمع آوری آثار، احترام بجا به خانواده شهدا بود. آنان را با احترام کامل دعوت می کردند، حتی هزینه رفت وآمد و پذیرایی آنان برعهده ساجد بود، و پس از اسکن کلیه تصاویر و آثار، آنها را در آلبوم ها و کیف های مخصوص قرار داده و نسخه ای هم از لوح فشرده آثار را به خانواده می دادند که دیگر لازم نباشد به اصل اسناد مراجعه شود.

حدود 000/200 عکس ناب و منتشر نشده، ثمره پشتکار ثالثی است و زحمات بسیار زیاد رنگین کمان که دوشادوش همدیگر، بدون آن که مسئولین بنیاد روح شان هم از این اتفاق عظیم و ارزشمند اطلاع داشته باشد، به خانواده شهدا خدمت می کردند.
و صدالبته جدای از وظایف کاری و حتی حقوق و مزایای شان.

فعالیت در ساجد، خصلتی زیبا و ارزشمند را روزی من کرد که چه بسا از همه ایام فعالیتم در آن جا، همین مرا بس.

قانونی در ساجد حکمفرما بود که برای خود ما بسیار شیرین و خاطره آفرین بود:

"هر کس از در آمد تو یا تلفن زد که عکسی از شهدا یا جنگ خواست، بدون این که نامش را بپرسید و این که برای چه کاری می خواهد، هر آن چه را نیاز دارد، حتی بیشتر از توقعش، برایشان آماده کرده و بدون اخذ ریالی هزینه تقدیم شان کنید."

همان بود که گاه هزاران تصویر ناب، بر لوح فشرده تقدیم عزیزان می شد تا هر استفاده ای می خواهند بکنند.

این که چیزی نبود، خصلت ارزشمند این بود که "هر آن چه احساس می کردیم فقط ما داریم و دیگران ندارند، به همه بدهیم."
 
ساجد شده بود محل تبادل اطلاعات، فیلم و عکس ناب دفاع مقدس.
بچه ها، هارد و فلش خود را می آوردند و هرکه هرچه داشت، به دیگران می داد تا در تکثیر آن تلاش کرده باشد. و این گونه آرشیو سایت نیز تکمیل می شد.

همه اینها را که گفتم، مدیون فرصت ارزشمندی هستم که سردار باقرزاده در اختیارمان گذاشت تا توانستیم گنجی عظیم از آثار شهدا در ساجد گرد آوریم.

همان که روزی باقرزاده در بازدید از ساجد، با دیدن اسناد و مدارک موجود، متعجب شد و گفت: "این اسناد ارزشمند حتی در مرکز اسناد بنیاد وجود ندارد." و راست می گفت.

مطمئنا اجر و مزد سردار سیدمحمد باقرزاده، بنیان گذار سایت ساجد، در پیشگاه خداوند سبحان محفوظ است که:
والله لایُضیع اجر المومنین

[ ۱۳٩۱/٦/٢٠ ] [ ٩:٥۳ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رزمنده، جانباز، عکاس، خبرنگار، محقق و نویسنده دفاع مقدس مسئول صفحه "از معراج برگشتگان" نشریه "فرهنگ آفرینش" سردبیر مجله تخصصی اسناد "پانزده خرداد" سردبیر مجله دفاع مقدس "فکه" همکار نشریات: جمهوری اسلامی - کیهان - شلمچه - جبهه - صبح دوکوهه - عاشورا - یاد ماندگار - پلاک هشت – پیک - امتداد و ... مدیر مسئول سایت های: WWW.SAJED.IR و WWW.4DIPLOMATS.COM کتاب‌های منتشر شده: - آیا می‌دانید؟: نکاتی جالب از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس - از معراج برگشتگان: خاطرات کودکی، انقلاب، جنگ - پاره‌های پولاد: تاریخ عملیات شهادت طلبانه در لبنان - پرواز پروانه‌ها: زندگی‌نامه سرداران شهید حسین قجه‌ای، رضا چراغی، علی‌اکبر حاجی‌پور - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا (چاپ دوم با شکل جدید) - حماسه ذوالفقار: زندگی‌نامه سرداران شهید یوسف کابلی، علی‌رضا ناهیدی، محسن نورانی - خاطرات انقلاب اسلامی: مجموعه خاطراتی از انقلاب اسلامی - خاطرات شکنجه: مجموعه خاطراتی از شکنجه در زندان‌های حکومت پهلوی - دجله در انتظار عباس: زندگی‌نامه سردار شهید عباس کریمی - دفاع مقدس در اینترنت: نشانی سایت ها و وبلاگ های دفاع مقدس و ضدصهیونیستی - دیدم که جانم می رود: خاطرات شهید مصطفی کاظم زاده - ستارگان درخشان تاریخ: وصیت‌نامه شهدای مقاومت اسلامی لبنان - سید عزیز: زندگی نامه خودگفته سیدحسن نصرالله - کمین جولای 82: روزشمار گروگان‌گیری دیپلمات ‌های ایرانی در لبنان - یاد ایام: متن کامل خاطرات حضور در جبهه از سال 1360 تا 1367- - یاد یاران: خاطرات حضور در جبهه - القصة الکاملة للاستشهادیین فی لبنان (ترجمه عربی "پاره های پولاد" چاپ لبنان) - : AMBUSH OF JULY1982 ترجمه انگلیسی "کمین جولای 82" به زودی منتشر می‌شود: - تبسم‌های جبهه: خاطرات شاد و شیرین دفاع مقدس - داستان دوکوهه: داستانی برای کودکان - روزی روزگاری جنگی: خاطرات اشکی دفاع مقدس - قاتل سلمان رشدی: زندگی‌نامه شهید "مصطفی مازح" - من قاتل پسرتان نیستم: خاطرات لحظات شهادت دوستان و ...
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب