خاطرات جبهه
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

دیروز داشتم با "رضا مصطفوی" سردبیر فعال و پرتلاش "امتداد" چت می کردم.
چیه تعجب کردین؟ ما هم بلدیم!
تقصیر خودش بود. انگاری یه نیشتر تیز زد سر دلم و منم که از خدا خواسته تا یکی تلنگری بهم بزنه، بلکه یه ذره تکون بخورم و دردامو سر یکی آوار کنم، همین طوری گرفتمش زیر آتیش!
به من چه؟ تقصیر خودتون بچه های نسل امروزیه.
تازه، خیلی چیزای بدش رو حذف کردم. خیلی بدآموزی داشت!
اینایی که می خونید خوب خوباشه.

غمم را شهیدان رقم می زنند‬‫
که در لحظه هایم قدم می زنند‬‫


علی محمودوند،‬ دم عید خونوادش رو آورده بود فکه. ‬‫یه بچه ناقص داشت‬‫. بغلش کرده بود و می بوسیدش. ‬‫می گفت:
- آوردمش فکه تا از این شهدا شفا بگیره‬‫ ...
دو سه سال بعد شهادت علی، ‬‫اون بچه هم فوت کرد و همسر علی رو که یه تنه برای اون هم پدر بود هم مادر، تنها گذاشت و ... رفت پیش باباش.
هیشکی به زنش نگفت حالت چطوره؟
‬‫مجید پازوکی وقتی شهید شد‬‫، سپاه هنوز حقوق مجردی به حسابش می ریخت‬‫؛ اونم با زن و دو تا بچه. ‬‫صداش درنمی اومد.

‬‫باید بودی و شب، همراه بچه های تفحص خونه علی محمودوند توی اندیمشک می خوابیدی‬‫، که صبح ببینی چطوری بچه معلولش رو می بوسه و با زن و بچه اش خداحافظی می کنه‬‫. اون قدر صحنه وداعش سخت بود که گریه ام گرفت.
‬‫اون زن تنها با بچه معلول، ‬‫هر لحظه منتظر بود خبر مرگ مرد خونه اش رو بیارن ... ‬‫و آخرش یک روز آوردند‬‫.

حسابش رو بکن، ‬‫ما با زن و بچه مون سوار هواپیما میشیم میریم مسافرت؛ ‬‫میریم مشهد عشق و حال‬‫. بچه مون ذوق میکنه هواپیما سوار شده‬‫!
اون شب تلخ، ‬‫وقتی زن محمودوند بچه رو بغلش زد و از هواپیما پیاده می شد، ‬‫از قسمت بار هواپیما‬‫، تابوت علی محمودوند رو به عنوان سوغات از فکه آوردند بیرون و تحویلش دادند.‬‫
هیشکی تا امروز نگفت علی کی بود‬‫؟ بچه اش چی شد‬‫؟ هیچ سردار و رئیس و مرئوسی حالی ازشون نپرسید! مگه بچه اون آدم نبود‬‫؟


شهید مجید پازوکی بعد از شهادت علی، تعریف می کرد‬‫:
علی محمودوند همیشه می گفت‬‫: من با خودم فکر می کنم کجای جنگ کم گذاشتم‬‫ که خدا این بچه رو گذاشته توی کاسه من‬‫!
مجید از قول علی می گفت:
‬‫رفته بودم مشهد چسبیده بودم به حرم و التماس می کردم که بچه منم شفا بدن. ‬‫توی عالم خواب دیدم آقا امام رضا (ع) اومد گفت: "‬‫اگه بهت بگم ما خواستیم اون همین طوری بمونه، ‬‫دیگه چی می گی؟"
‬‫از اون روز به بعد دیگه علی محمودوند هیچی نگفت.
به خودم و زن و بچه هام نگاه میکنم، ‬‫من چه فرقی دارم با دیگرونی که هیچ سراغی از بچه های علی و مجید نمی گیرند؟! ... ‬‫منم یکی مثل همونا‬‫. منم دنبال منافع شخصی خودم هستم. ‬‫
از مسلمونی، فقط یه نماز برام مونده!
‬‫از غیرت هم فقط حجاب زن خودم.
‬‫دیگه بی رگ بی رگ شدم‬‫!
اعتراف میکنم‬‫، وصیت میکنم: ‬‫من از همشون بدتر و بی غیرت ترم‬‫!
مقام وکیل و وزیر، شهردار و دکتر مهندس رو ندارم، ‬‫ولی توی ... از همشون جلوترم!

‫شهدا وقتی بخوان آدم رو نفرین کنن،‬ دعا می کنن توی دنیا بمونی و این چیزا رو ببینی! ‬
گناه نسل امروز چیه که گیر ما افتاده؟‬‫
در هر حال باید قربون صدقه ما بره، ‬‫ما رو بکنه الگو؛ ‬‫چرا؟‬‫
چون مجید پازوکی و محمودوند مرده اند!
‬‫یا باید امثال من بشن الگوشون!

[ ۱۳٩٠/٩/٩ ] [ ٩:۳۸ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رزمنده، جانباز، عکاس، خبرنگار، محقق و نویسنده دفاع مقدس مسئول صفحه "از معراج برگشتگان" نشریه "فرهنگ آفرینش" سردبیر مجله تخصصی اسناد "پانزده خرداد" سردبیر مجله دفاع مقدس "فکه" همکار نشریات: جمهوری اسلامی - کیهان - شلمچه - جبهه - صبح دوکوهه - عاشورا - یاد ماندگار - پلاک هشت – پیک - امتداد و ... مدیر مسئول سایت های: WWW.SAJED.IR و WWW.4DIPLOMATS.COM کتاب‌های منتشر شده: - آیا می‌دانید؟: نکاتی جالب از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس - از معراج برگشتگان: خاطرات کودکی، انقلاب، جنگ - پاره‌های پولاد: تاریخ عملیات شهادت طلبانه در لبنان - پرواز پروانه‌ها: زندگی‌نامه سرداران شهید حسین قجه‌ای، رضا چراغی، علی‌اکبر حاجی‌پور - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا (چاپ دوم با شکل جدید) - حماسه ذوالفقار: زندگی‌نامه سرداران شهید یوسف کابلی، علی‌رضا ناهیدی، محسن نورانی - خاطرات انقلاب اسلامی: مجموعه خاطراتی از انقلاب اسلامی - خاطرات شکنجه: مجموعه خاطراتی از شکنجه در زندان‌های حکومت پهلوی - دجله در انتظار عباس: زندگی‌نامه سردار شهید عباس کریمی - دفاع مقدس در اینترنت: نشانی سایت ها و وبلاگ های دفاع مقدس و ضدصهیونیستی - دیدم که جانم می رود: خاطرات شهید مصطفی کاظم زاده - ستارگان درخشان تاریخ: وصیت‌نامه شهدای مقاومت اسلامی لبنان - سید عزیز: زندگی نامه خودگفته سیدحسن نصرالله - کمین جولای 82: روزشمار گروگان‌گیری دیپلمات ‌های ایرانی در لبنان - یاد ایام: متن کامل خاطرات حضور در جبهه از سال 1360 تا 1367- - یاد یاران: خاطرات حضور در جبهه - القصة الکاملة للاستشهادیین فی لبنان (ترجمه عربی "پاره های پولاد" چاپ لبنان) - : AMBUSH OF JULY1982 ترجمه انگلیسی "کمین جولای 82" به زودی منتشر می‌شود: - تبسم‌های جبهه: خاطرات شاد و شیرین دفاع مقدس - داستان دوکوهه: داستانی برای کودکان - روزی روزگاری جنگی: خاطرات اشکی دفاع مقدس - قاتل سلمان رشدی: زندگی‌نامه شهید "مصطفی مازح" - من قاتل پسرتان نیستم: خاطرات لحظات شهادت دوستان و ...
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب