بسم اللهالقاسم الجبارین
اخوی بزرگوار حاج سید اسدالله لاجوردی
پیرو مکالمه تلفنی، زندانی رژیم سرنگون شده طاغوت حشمت الله رئیسی را توسط گروه گشت بلال حبشی، به زندان اوین منتقل میکنم.
گرچه نامبرده در موقع دستگیری مسلح نبود، اما دلایل فراوان وجود دارد که او از رهبران گروهک الحادی و ضدانقلابی چریکهای اقلیت است.
علاوه بر آن فرد مذکور همواره در افکار کفرآمیز و ضلالتهای خود محکم و استوار بودهاست. آثار شکنجههایی که بر بدن او مانده دلیل آشکاری بر این مدعاست.
باید اضافه کنم که ایشان از سردمداران مبارزه علیه دین، مذهب، و روحانیت بوده و در زندان طاغوت کار را تا حد تحقیر روحانیت و اهانت به مقدسات میکشانده است.
گزارش تکمیلی متعاقباً تقدیم میشود.
اخوی کوچک شما
محسن مخملباف
"حشمت الله رئیسی" از فعالان ضدانقلاب در خارج از کشور که هم بند مخملباف در زندان شاه بوده، در نوشتاری باعنوان "بای سیکل ران آکتور کمیته" در مورد دستگیری خود توسط وی می نویسد:
"در گرمای زودرس اوایل سال ۶۰یکی از چهره های پر آوازه هنر ایران، کلت کالیبر ۴۵ امریکایی خود را در پشت شقیقۀ مردی گذاشته بود و از او خواست که کوچکترین تکانی نخورد و دستهایش را بالای سرش نگهدارد. مادر سالخوردۀ مرد، دست فرزند خود را محکم گرفته بود و رها نمی کرد. مرد که عرق سردی بر شقیقه اش نشسته بود، صورت خود را برگرداند تاچهره شکارچی انسان ها را ببیند. باور نمی کرد چگونه جنایت و هنر می تواند دست در دست هم بگذارد و در وجود یک انسان تجلی کند."
"آیا میتوان در خیابان ها به شکار انسان پرداخت و دگراندیشان را دستگیر و به مسلخ فرستاد و همزمان به فعالیت های هنری و کارگردانی فیلم و تئاتر مبادرت ورزید ؟ "
و سرانجام باید اضافه کرد. اَیا می توان پذیرفت که انسان نماهایی چون مخملباف که معلوم نیست چند نفر را دستگیر و یا با راپرت هایشان به جوخه اعدام سپرده اند، آزادانه بگردند و از آن دردناک تر اینکه در صفوف اعتراضات ایرانیان مقیم خارج کشور سخنگوی مردم ایران شوند؟
محسن مخملباف در سال 1366 و در واکنش به اکران فیلم سینمایی "اجاره نشین ها" ساخته داریوش مهرجویی در نامه ای خطاب به معاونت وقت سینمایی ارشاد آورده است:
برادر بهشتی،
سلام. خسته نباشید.
انصاف حکم می کند که تلاش شما را در جهت رشد کمی سینما بستایم. اجرکم علی الله؛ اما وجود فیلمهایی چون اجاره نشینها را به چه حسابی بگذارم. بیدقتی شما؟، بیاعتقادی شما؟، در صورت آخر اعتماد پاک مهندس موسوی را به شما نمی توانم ندیده بگیرم. برادر عزیز از شما خیلی خوبی می گویند. خیلی ها می گویند دو سه سال پیش در محضر مهندس مرا امر به ثواب کردید، یادتان هست؟ پس من باب ثواب می گویم؛ حاجی واشنگتن را که گردن نگرفتید، اجاره نشینها به گردن چه کسی است؟ اگر فیلم را ندیدهاید، ببینید. اگر دیدهاید یک بار دیگر ببینید. شما را به همان حضرت اباالفضل (ع) تکلیف کسی چون من با شما چیست؟ ارج گذاریتان به جنگ را باور کنم یا اغماضتان را در مورد امثال اجاره نشینها، امیدوارم که همچنان ما را متحجر ندانید که مثلاً به هنر تبلیغاتی و سفارشی معتقدیم یا با انتقاد مخالفیم. اما انتقاد در چارچوب انقلاب و اسلام یا هجو اصل اسلام و انقلاب؟ توهین می شود اگر بگویم فیلم دیدن بلد نیستید. می توانید بنشینید با هم اجاره نشین ها را ببینیم.
من باب ثواب گفتم، گناه که نکردهام؟
واقع قضیه این است که دو ساعت پیش که فیلم را دیدم حاضر بودم به خودم نارنجک ببندم و مهرجویی را بغل کنم و با هم به آن دنیا برویم. اما یک ربع پیش که با قرآن استخاره کردم خوب آمد که به شما بگویم و نه به کس دیگر. ادای وظیفه کردم؛ ثواب یا گناه؛ آخرت خودتان را به دنیای دیگران نفروشید.
محسن مخملباف

مخملباف در دهه ۶۰ ایام که خیلی دوست دارد مردم آلزایمر بگیرند و آن را فراموش کنند
به همراه مرحومه فاطمه مشکینی و فرزندانش

مخملباف سبز لجنی به همراه مرضیه مشکینی و فرزندانش امروز در خارج از کشور
خداوندا!
عاقبت امور همه مان را ختم به خیر بگردان و از لقمه حرام، نفاق، ریا و تزلزل در ایمان و اعتقادات، دورمان گردان.
آمین
