خاطرات جبهه
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

برای این روزها که سخت احساس پیری، خستگی و تنهایی می کنم و با نگاه دزدکی به ورق های تقویم، سال ها دوری و فراق دوستان روحم را بیش از پیش می آزارد!

ایام خوش آن بود که با دوست بسر شد
باقی همه بی فایده و دربدری بود

حمید توپول در شش – هفت ماهگی بغل برادر بزرگترش علی

نزدیک ساعت سه بعد از ظهر روز یک‌شنبه، بیست و پنجمین روز مهر ماه سال 1344، در بیمارستان مادر در چهارراه مولوی تهران به دنیا آمدم. یکی دو روز بعد بردندم به خانه‌ای معمولی در خیابان بیهقی، محله‌ی تهران‌نو در انتهای شرقی تهران؛ البته خیلی مانده به محله‌ی تهران‌‌پارس. علی، اولین بچه‌ی خانواده بود و من دومی. بعد از من هم محمد و خواهرمان اشرف هر کدام به فاصله‌ی دو سال به دنیا آمدند. سرانجام در سال 1358 هم برادر کوچک‌ترمان مهدی به جمع‌مان اضافه شد.

سه برادر: علی – محمد – حمید
یادش بخیر زندگی بدون پستونک سوتی، اصلا مزه نداشت!

مادرم می‌گوید:
شش هفت ماهت که بود، مریضی سختی گرفتی. دکترها جواب‌مون کردن. آخرین جایی که رفتیم، مطب دکتر محمدزاده بود در ایستگاه دفتر تهران‌نو. تو رو که بردیم توی مطب، با دیدن رنگ و رو و اوضاع و احوالت گفت: این بچه مُردَنی‌یه ... اگه امیدی هم باشه، باید ببرینش بیمارستان که فکر نکنم تا اون‌جا هم دووم بیاره. توی سرمای سیاه زمستون، از مطب که بیرون اومدیم، یه تاکسی گرفتیم تا ببریمت بیمارستان بوعلی نزدیک میدون فوزیه. توی ماشین، با هیکل گوشت‌آلو و تُپُل، روی دست دایی ابوالفضلت* مونده بودی. داییت همون جا یه گوسفند نذر امام رضا کرد که حالت خوب بشه. همون‌جور که من اشک می‌ریختم، یک‌دفعه دیدیم از لای پتوی بچه صدای مِلِچ و مُلوچ میاد. به همدیگه نگاهی انداختیم و چشممون افتاد به تو که انگشت شست دستت رو توی دهنت کرده بودی و می‌خوردی.
نذر امام رضا (ع)، کار خودش را کرده بود و من که همه برایم گریه می‌کردند و مثلاً باید این روزها را از شر خودم خالی می‌کردم، برگشتم و شدم این ‌که امروز هستم. البته هنوز اون گوسفند پیدا نشده که قربانی من شود!
*ابوالفضل حدادنیا، دایی دوست‌داشتنی‌ام، در آخرین ساعات زمستان 1388 رفت و ما را در سوگ سخت خویش نشاند. روحش شاد.

اولین برگ ها از کتاب "از معراج برگشتگان"

[ ۱۳٩٠/٧/٢٤ ] [ ٢:۳٧ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رزمنده، جانباز، عکاس، خبرنگار، محقق و نویسنده دفاع مقدس مسئول صفحه "از معراج برگشتگان" نشریه "فرهنگ آفرینش" سردبیر مجله تخصصی اسناد "پانزده خرداد" سردبیر مجله دفاع مقدس "فکه" همکار نشریات: جمهوری اسلامی - کیهان - شلمچه - جبهه - صبح دوکوهه - عاشورا - یاد ماندگار - پلاک هشت – پیک - امتداد و ... مدیر مسئول سایت های: WWW.SAJED.IR و WWW.4DIPLOMATS.COM کتاب‌های منتشر شده: - آیا می‌دانید؟: نکاتی جالب از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس - از معراج برگشتگان: خاطرات کودکی، انقلاب، جنگ - پاره‌های پولاد: تاریخ عملیات شهادت طلبانه در لبنان - پرواز پروانه‌ها: زندگی‌نامه سرداران شهید حسین قجه‌ای، رضا چراغی، علی‌اکبر حاجی‌پور - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا (چاپ دوم با شکل جدید) - حماسه ذوالفقار: زندگی‌نامه سرداران شهید یوسف کابلی، علی‌رضا ناهیدی، محسن نورانی - خاطرات انقلاب اسلامی: مجموعه خاطراتی از انقلاب اسلامی - خاطرات شکنجه: مجموعه خاطراتی از شکنجه در زندان‌های حکومت پهلوی - دجله در انتظار عباس: زندگی‌نامه سردار شهید عباس کریمی - دفاع مقدس در اینترنت: نشانی سایت ها و وبلاگ های دفاع مقدس و ضدصهیونیستی - دیدم که جانم می رود: خاطرات شهید مصطفی کاظم زاده - ستارگان درخشان تاریخ: وصیت‌نامه شهدای مقاومت اسلامی لبنان - سید عزیز: زندگی نامه خودگفته سیدحسن نصرالله - کمین جولای 82: روزشمار گروگان‌گیری دیپلمات ‌های ایرانی در لبنان - یاد ایام: متن کامل خاطرات حضور در جبهه از سال 1360 تا 1367- - یاد یاران: خاطرات حضور در جبهه - القصة الکاملة للاستشهادیین فی لبنان (ترجمه عربی "پاره های پولاد" چاپ لبنان) - : AMBUSH OF JULY1982 ترجمه انگلیسی "کمین جولای 82" به زودی منتشر می‌شود: - تبسم‌های جبهه: خاطرات شاد و شیرین دفاع مقدس - داستان دوکوهه: داستانی برای کودکان - روزی روزگاری جنگی: خاطرات اشکی دفاع مقدس - قاتل سلمان رشدی: زندگی‌نامه شهید "مصطفی مازح" - من قاتل پسرتان نیستم: خاطرات لحظات شهادت دوستان و ...
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب