خاطرات جبهه
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

دوست بزرگوار "امید حسینی" در "سایت آهستان" مطلبی در دفاع همه جانبه از آقای سیدمهدی شجاعی منتشر کرده و از بنده نیز درخواست نمود تا آن را بخوانم و نظرم را بنویسم.
ممنون. خواندم و این هم پاسخ بنده به آهستان:

بنام حضرت دوست
شهید مصطفی چمران: هنگامی که شیپور جنگ نواخته می شود، شناختن "مرد" از "نامرد" آسان می شود!
بزرگوار!

همین که نوشتی "نویسنده محبوب آقای سید مهدی شجاعی" همان اول خط و نشانت را کشیدی! یعنی کاملا چشمانت را بر هرگونه خطا و اشتباه او بستی! و هیچ گونه نقدی بر او را نمی پذیری!

بنده وقتی آن خاطره را ذکر کردم، به صورت تیغ زده شجاعی گیر ندام، به این گیر دادم او که اصلا ساعتی هم در جبهه نبوده، به چه حقی برای رزمندگان دیروز خط و نشان می کشد و عملی را که خود روزی چندبار مرتکب می شود (تیغ زدن صورت) تا بهتر پز روشنفکری بدهد، برای دیگران حرام و منفور جلوه می دهد!
خداوکیلی این روش سخن گفتن منافقانه و دروغ نیست؟

آقای شجاعی فقط این را جواب بدهد که صورت تیغ زدن حرام و زشت است یا نه؟
و فرق آن برای شما با یک رزمنده چیست؟
مگر نه اینکه از دید این آقای با فرهنگ خاص! تیغ زدن صورت ته ته انحراف و ضلالت و نکبت! محسوب می شود که برای یک رزمنده متصور می شود؟ پس خود او در کجا قرار دارد؟
شما فقط کافی است این را جواب بدهید:

آقای شجاعی در هر دوره وزارت ارشاد از خاتمی گرفته تا مهاجرانی و تا امروز، از فیض بی پایان هدایا و رانت و ... کدام بهره مند نشده است؟ هم ایشان هم دوست گرمابه و گلستانش مجید مجیدی! اینها که ماشالله گل سرسبد فرهنگ هر دولتی بودند و خدا می داند چه بردند و چه خوردند و چه کردند!
این گونه خود را مرید اینان نکنید که خدا می داند اوضاعشان چیست و چه بود!

دینت را از قرآن بگیر نه از نوشته های احساسی حضرات که برای هر یک صفحه کاغذی که جلوی چشمانت می بینی، ورق ورق چک های با مبالغ هنگفت صف کشیده اند!

و متاسفانه باید پرسید:
این مردان امروز و نامردان دیروز! به کدام سطر از نوشته های خویش اعتقاد داشتند و دارند که اگر داشتند امروز وضعشان این نبود که از جبهه گریزان بودند و امروز دم خویش با فتنه گران گره می زنند. و این سرنوشت همه کسانی است که در ایام خون و آتش و غیرت، به خیال خود زرنگی کردند و گریختند و امروز بر سر سفره حاضرتر از دیگرانند.

به قول مرحوم محمدرضا آقاسی:
جنگ زد نعره ولی پنجره ها را بستید
به غنائم که رسیدیم به ما پیوستید
کسی از پنجره بسته خروشی نشنید
هر چه گفتیم که جنگ آمده گوشی نشنید

[ ۱۳٩٠/٧/۱٩ ] [ ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ] [ حمید داودآبادی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رزمنده، جانباز، عکاس، خبرنگار، محقق و نویسنده دفاع مقدس مسئول صفحه "از معراج برگشتگان" نشریه "فرهنگ آفرینش" سردبیر مجله تخصصی اسناد "پانزده خرداد" سردبیر مجله دفاع مقدس "فکه" همکار نشریات: جمهوری اسلامی - کیهان - شلمچه - جبهه - صبح دوکوهه - عاشورا - یاد ماندگار - پلاک هشت – پیک - امتداد و ... مدیر مسئول سایت های: WWW.SAJED.IR و WWW.4DIPLOMATS.COM کتاب‌های منتشر شده: - آیا می‌دانید؟: نکاتی جالب از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس - از معراج برگشتگان: خاطرات کودکی، انقلاب، جنگ - پاره‌های پولاد: تاریخ عملیات شهادت طلبانه در لبنان - پرواز پروانه‌ها: زندگی‌نامه سرداران شهید حسین قجه‌ای، رضا چراغی، علی‌اکبر حاجی‌پور - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا (چاپ دوم با شکل جدید) - حماسه ذوالفقار: زندگی‌نامه سرداران شهید یوسف کابلی، علی‌رضا ناهیدی، محسن نورانی - خاطرات انقلاب اسلامی: مجموعه خاطراتی از انقلاب اسلامی - خاطرات شکنجه: مجموعه خاطراتی از شکنجه در زندان‌های حکومت پهلوی - دجله در انتظار عباس: زندگی‌نامه سردار شهید عباس کریمی - دفاع مقدس در اینترنت: نشانی سایت ها و وبلاگ های دفاع مقدس و ضدصهیونیستی - دیدم که جانم می رود: خاطرات شهید مصطفی کاظم زاده - ستارگان درخشان تاریخ: وصیت‌نامه شهدای مقاومت اسلامی لبنان - سید عزیز: زندگی نامه خودگفته سیدحسن نصرالله - کمین جولای 82: روزشمار گروگان‌گیری دیپلمات ‌های ایرانی در لبنان - یاد ایام: متن کامل خاطرات حضور در جبهه از سال 1360 تا 1367- - یاد یاران: خاطرات حضور در جبهه - القصة الکاملة للاستشهادیین فی لبنان (ترجمه عربی "پاره های پولاد" چاپ لبنان) - : AMBUSH OF JULY1982 ترجمه انگلیسی "کمین جولای 82" به زودی منتشر می‌شود: - تبسم‌های جبهه: خاطرات شاد و شیرین دفاع مقدس - داستان دوکوهه: داستانی برای کودکان - روزی روزگاری جنگی: خاطرات اشکی دفاع مقدس - قاتل سلمان رشدی: زندگی‌نامه شهید "مصطفی مازح" - من قاتل پسرتان نیستم: خاطرات لحظات شهادت دوستان و ...
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب