چند سال پیش، در آستانهی سالروز شهادت امام رضا (ع)، پای تلویزیون نشسته بودم. "سیدمحمد حسینی" و "سیدکاظم احمدزاده" برنامه داشتند. همان اول برنامه، حسینی برگی دستمال کاغذی برداشت و به کف کفشش کشید. سپس آن را به احمدزاده داد و گفت:
- این دستمال رو بکش روی چشمات.
احمدزاده با تعجب گفت: "این چه خواستهایه؟ مگه من دیوونهام که این دستمال رو بکشم به چشمم؟"
حسینی گفت: "برای چی این کار رو نمىکنی؟"
احمدزاده گفت: "چون مطمئن هستم این دستمال کثیفه."
حسینی گفت:
- یک نفر به امام رضا (ع) گفت: "امام شما هم مثل ما هستید ولی چرا طرف گناه نمىروید؟" امام ظرفی جلوی او گرفت و گفت: "اگر من به تو بگویم که داخل این ظرف کثافت و نجاست است، تو حاضری آن را بخوری؟" فرد گفت: "نه." امام پرسید: "چرا نمىخوری؟" فرد گفت: "چون مطمئن هستم داخل این ظرف کثافت است." امام گفت: "خب ما هم به گناه به همین چشم نگاه مىکنیم. چون مطمئن هستیم گناه کثیف است، پس به راحتی طرف آن نمىرویم."
این جمله برای من یکی خیلی جالب و زیبا بود و هیچ گاه این کلام نورانی امام رضا (ع) و حسینی را که این قدر زیبا آن را برای همه بیان کرد، فراموش نمىکنم.
این شب های عزیز که در رحمت خداوند بیش از هر زمانی دیگر به روی بندگانش باز است، برای عاقبت بخیری همه دعا کنید. برای من، دیگران و خودتان.
برای "سیدمحمد حسینی" هم دعا کنید. دو سه سالی ست زده توی جاده خاکی. فرار کرد رفت دوبی و شد ... حالا هم توی آمریکا نشسته و به خیال خودش داره از همه انتقام مىگیره. به همه چیز و همه کس اهانت مىکنه و ...
دعا کنید تا او به همان حدیث زیبایی که برای ما تعریف کرد، پایبند بشه و یادش بیاد چی بوده و حالا چی شده.
نمىدونم چرا دلم به حال آدمای این جوری مىسوزه! اونایی که فکر مىکنند دارند از دیگران انتقام مىگیرند ولی آتشی که بپا مىکنند دودش فقط به چشم خودشان مىرود.
دعا کنیم برای شفای همهی مریض های جسمی و روحی.
از یکی از ائمه (ع) پرسیدند : "عاقبت بخیری چیست؟"
گفت: "این که توفیق پیدا کنید هنگام جان دادن، زبان و دلتان به ذکر "لا اله الا الله" بچرخد."
الهی به حق مولا امیرالمومنین (ع) ، همهمان عاقبت بخیر شویم.
