خاطرات جبهه
 

« فكه » از كجا تا به كجا ؟!

به دنبال انتشار مطلب گذشته ام پيرامون « برائت از فكه » ، برخي دوستان مشتاق شده اند تا از چگونگي و علل راه اندازي مجله فكه و همچنين سرانجام و نهايت آن و بخصوص علت و علل آن آگاه شوند .
اگرچه تلخ است ، ولي فقط براي اينكه برخي دوست نمايان برايمان روايت دروغ جعل نكنند ، خواهم نوشت كه فكه از كجا تا به كجا ره پيمود . و من در آن وادي چه بودم !
هر آنچه كه بود و شد ، مي تواند براي بسياري از شما درس تجربه اي باشد تا قبل از گام نهادن در هر راهي ، رفته ديگران را طي نكنيد .
در ضمن سوالات شما پيرامون فكه ، بهتر مي تواند مرا در ذكر حوادث و وقايع ياري كند .
فقط اين را بگويم كه داستان فوق ، از مهر 1377 آغاز مي شود و تا اولين روز بهمن 1382 كه براي من همچون اولين روز ورودم به جبهه ـ 25 مهر 1360 ـ آنچنان شيرين و غرورآفرين است كه هيچگاه فراموشش نخواهم كرد ، ادامه خواهد داشت . چرا كه در آن روز ـ 25 مهر 1360 ـ از دنيا و دنياييان بريدم و پاي در طريقي مقدس براي حضور در جبهه گذاشتم ، و آن روز ـ اول بهمن 1382 ـ نيز كم از آن نداشت و با افتخار و غروري مقدس ، برنفس دنيايي خويش فائق آمدم و از جمعي نا اهل و ... بريدم و طريق مقدس خويش را از مضحكه ها و نامردمان روزگار جدا كردم . مضحكه هايي كه چند سالي نقش دوست را بازي كردند و نيات ... شان نقاب از رخشان بركشيد .
بگذريم . پس در آينده نزديك منتظر باشيد كه داستان جذاب و جالبي از فكه خواهيد خواند .

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸۳/۱٠/۳٠ - حمید داودآبادی