كيه كه آخر ديوونگيه ؟
اين اشعار روهم كه بهترين زبان حال خودم و مصطفي ديدم ، براتون ميذارم اينجا.
اونايي كه داستانشو مي دونن بهتر متوجه ميشن چي ميگم !
( از بقيه هم معذرت مي خوام چون داستانش مفصله و گفتني ، نه نوشتني )
كيه كه آخر ديوونگيه ، واسه چشمات
كيه جز من كه ميميره واسه لحن خنده هات؟
كي برات قصه ميگه ، شبا كه خوابت نميره
كيه پا به پات مياد وقتي كه بارون ميگيره؟
كيه وقتي تشنته ، تو ابرا بلوا ميكنه
اگه يك جرعه بخواي كويرو دريا ميكنه
يه شب موي تورو به صد تا مهتاب نميده
خودش ميسوزه ولي تن به سايه وآب نميده
اون منم كه عاشقونه ، شعر چشماتو مي گفتم
هنوزم خيس ميشه چشمام وقتي ياد تومي افتم
هنوزم مياي تو خوابم ، تو شباي پرستاره
هنوزم ميگم خدايا ، كاشكي برگرده دوباره
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٢/٧/٢٢ - حمید داودآبادی
