خاطرات جبهه
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

پرنسس … با هزار کبکبه و دبدبه، با ثروت چندین میلیارد دلاری و با هزار و یک عنوان و لقب آن چنانی، همه عشقش این بود که به افغانستان، پاکستان، هند، آفریقا و خلاصه همه نقاطی که در آن جا مردم با فقر و گرسنگی شدید دست و پنجه نرم می کنند، برود و شخصا و مستقیم، با ثروت خویش و به دست خودش، برای بچه های سیاه گرسنه ای که از شدت نخوردن پیتزا و نان باگت! شکم شان به کمر چسبیده غذا بدهد و ما با دیدن تصاویر تکان دهنده آنها، فقط به دنده های آنها که به راحتی می توان از روی پوست قهوه ای سوخته شان شمرد، نگاه می کنیم و آن وقت فقط:
- آخه … حیوونکیا …
ولی همان پرنسس قصه ما، عشقش این است که همان بچه های مریض و کثیف که میان نکبت و خاک زندگی می کنند، در آغوش بگیرد، ببوسد و برایشان بیمارستان بسازد و سهمیه غذای مفصل برایشان تهیه کند.
***
خانم … هنرپیشه معروف فیلم های (اسمشو نبر) که کارگردان های حریص و طماع، برای یک لحظه نگاه و نمای او در فیلم شان، دلارهای بسیار کلان که تصورش برای ما غیرممکن می نماید، به پایش می ریزند و التماسش می کنند تا گوشه چشمی و غمزه ای هم در فیلم آنها بنماید بلکه فرجی گشت و فیلم به مبارکی حضور خانم هنرپیشه، از فروش کلان بهر ه مند گرددريا، همین چند روز پیشتر، همین خانم چند میلیون دلاری! عراق بود. بله به عراق رفته بود و با زنان و بچه های مسلمان عراقی که از فقر و جنگ به ستوه آمده اند، همدردی کرد و نگاهی و کلامی، تا همه رسانه های گروهی و ارتباطی را بدان سو متوجه سازد.
***
نمونه های از این دست کم نیستند. کاری هم به علت و انگیزه شان نداریم. این که شاید برخی بگویند: آنها جاسوسند و مبلغ دین و کشور استعمارگرشانند و از این شعارهای تکفیری دیگر، اصلا کار نداریم.
آن خبرها را که می خواندم، به رویاها سفر کردم و برای خودم روزنامه ای با این اخبار در ذهن محال اندیش خویش، منتشر کردم:
آقای … بازیکن معروف و بزرگ … که پول و دارایی اش از پارو که بالا نمی رود هیچ، با لودر و بولدوزرهایی که زمانی با آنها جانپناه و خاکریز و سنگر می ساختند،  هم نمی شود گوشه هایی بس عظیم دارایی اش را که با همین تشویق و هواداری ملت ورزش دوست به دست آمده، جابجا کرد و دو سه تا ویلا و کاخ در این کشور و آن کشور، دو سه تا کارخانه در خوش آب و هواترین نقاط کشور خودمان و … بنا کرده.
در خواب دیدم که تیتر اول روزنامه محالات ذهنی ام، این شده:
 - آقای … قهرمان و عقاب و … طی یک ماه گذشته، با اقامت در شهر حماسه و خون، خرمشهر عزیز، به لطف خداوند سبحان، موفق شد کارخانه تولیدی بسیار عظیمی راه اندازی کند که از همین الان با بر زمین خوردن کلنگ آن، صدها جوان خرمشهری که از بیکاری رنج می بردند، به شغلی نان و آب دار دست یافتند و …
- خانم … هنرپیشه معروف و محبوب! فیلم های ایرانی که خانه ای در انگلیس بنا نهاده و … سرانجام موفق شد بیمارستان فوق تخصصی بزرگی در منطقه دشت آزادگان بنا کند تا عشایر و مردم زخم دیده سوسنگرد، بستان، حمیدیه، هویزه و … از عالی ترین و بهترین امکانات پزشکی که چه بسا در تهران هم یافت نمی شوند، بهره مند گردند.
- قهرمانان تیم ملی … پس از موفقیت اخیر خود که صدها جایزه و هدیه از جمله خودروهای آخرین مدل وطنی و مبالغ نقدی کلان در برداشت، با حضور بر مزار شهدای شهر مهران، به یاد شهدای عملیات آزاد سازی مهران، مجتمع تحصیلی دبستان، راهنمایی و دبیرستان عظیمی بنا کردند و هزینه های تحصیل یک هزار دانش آموز را تا مقطع پیش دانشگاهی پذیرفتند.
- آقای … خواننده محبوب و سلطان هنر ایران، پس از بازگشت از تعطیلات تابستانی خود در جزایر قناری، سریعا به قصرشیرین رفت تا در آخرین مناطق منتهی به مرز خسروی، در منطقه بیمارستان سوسن! که هنگام حمله عراق در مهر 59 ویران شده، بیمارستان فوق مجهزی بنا کند تا هم عشایر و بومی های منطقه و هم زائرانی که با گذر از این منطقه وارد عراق شده و به زیارت مراقد پاک اهلبیت (ع) خاصه اباعبدالله (ع) می روند، از امکانات کاملا رایگان و بسیار ویژه این بیمارستان که کلیه هزینه های آن را آقای … تقبل نموده اند، بهره مند شوند.
***
همین طور که داشتم در این آرزوهای محال و خیالات آن چنانی غوطه می خوردم، ناگهان یاد خبرهایی که چندی پیش در روزنامه ها منتشر شد مبنی بر این که فلان هنرمند و فلان هنرپیشه معروف، در کمال سادگی و درحالی که حتی توان پرداخت هزینه های بیمارستانش را نداشته، در همان جا فوت کرده است. بی این که دوستان، همکاران و حتی مردمی که با نمایان شدن چهره او بر پرده  سینما، برایش سوت و کف می زنند، مطلع شوند.
اینها را نگفتم که دیگران را بکوبیم و ضایع شان کنیم. اینها را نوشتم تا سوزنی به خودمان زده باشیم و یادمان نرود در همسایگی خانه و شهر و دیارمان، چه می گذرد!
همین!

[ ۱۳۸٦/٧/٢٢ ] [ ٩:۳۳ ‎ق.ظ ] [ حمید داودآبادی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رزمنده، جانباز، عکاس، خبرنگار، محقق و نویسنده دفاع مقدس مسئول صفحه "از معراج برگشتگان" نشریه "فرهنگ آفرینش" سردبیر مجله تخصصی اسناد "پانزده خرداد" سردبیر مجله دفاع مقدس "فکه" همکار نشریات: جمهوری اسلامی - کیهان - شلمچه - جبهه - صبح دوکوهه - عاشورا - یاد ماندگار - پلاک هشت – پیک - امتداد و ... مدیر مسئول سایت های: WWW.SAJED.IR و WWW.4DIPLOMATS.COM کتاب‌های منتشر شده: - آیا می‌دانید؟: نکاتی جالب از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس - از معراج برگشتگان: خاطرات کودکی، انقلاب، جنگ - پاره‌های پولاد: تاریخ عملیات شهادت طلبانه در لبنان - پرواز پروانه‌ها: زندگی‌نامه سرداران شهید حسین قجه‌ای، رضا چراغی، علی‌اکبر حاجی‌پور - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا (چاپ دوم با شکل جدید) - حماسه ذوالفقار: زندگی‌نامه سرداران شهید یوسف کابلی، علی‌رضا ناهیدی، محسن نورانی - خاطرات انقلاب اسلامی: مجموعه خاطراتی از انقلاب اسلامی - خاطرات شکنجه: مجموعه خاطراتی از شکنجه در زندان‌های حکومت پهلوی - دجله در انتظار عباس: زندگی‌نامه سردار شهید عباس کریمی - دفاع مقدس در اینترنت: نشانی سایت ها و وبلاگ های دفاع مقدس و ضدصهیونیستی - دیدم که جانم می رود: خاطرات شهید مصطفی کاظم زاده - ستارگان درخشان تاریخ: وصیت‌نامه شهدای مقاومت اسلامی لبنان - سید عزیز: زندگی نامه خودگفته سیدحسن نصرالله - کمین جولای 82: روزشمار گروگان‌گیری دیپلمات ‌های ایرانی در لبنان - یاد ایام: متن کامل خاطرات حضور در جبهه از سال 1360 تا 1367- - یاد یاران: خاطرات حضور در جبهه - القصة الکاملة للاستشهادیین فی لبنان (ترجمه عربی "پاره های پولاد" چاپ لبنان) - : AMBUSH OF JULY1982 ترجمه انگلیسی "کمین جولای 82" به زودی منتشر می‌شود: - تبسم‌های جبهه: خاطرات شاد و شیرین دفاع مقدس - داستان دوکوهه: داستانی برای کودکان - روزی روزگاری جنگی: خاطرات اشکی دفاع مقدس - قاتل سلمان رشدی: زندگی‌نامه شهید "مصطفی مازح" - من قاتل پسرتان نیستم: خاطرات لحظات شهادت دوستان و ...
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب