خاطرات جبهه
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

 

"حمید داودآبادی" عکاس، خبرنگار، محقق و نویسنده متعهدی که پس از پایان جنگ اسلحه را بر زمین گذاشت و قلم به دست شد تا روایتگر تلخ و شیرین روزهای جنگ باشد.

 

 

 

 


به گزارش گروه چند رسانه‌ای باشگاه خبرنگاران، "حمید داودآبادی" عکاس، خبرنگار، محقق و نویسنده متعهدی که پس از پایان جنگ اسلحه را بر زمین گذاشت و قلم به دست شد تا روایتگر تلخ و شیرین روزهای جنگ باشد.
گفتنی است؛ 20 کتاب از او به چاپ رسیده که بعضی از آنها به عربی و انگلیسی ترجمه شده و "یاد یاران" اولین کتاب اوست.
همچنین این نویسنده از مقام معظم رهبری، تنها مشوق سالهای شروع نویسندگی‌اش می‌گوید.

 لینک گفتگوی باشگاه خبرنگاران با حمید داودآبادی

 

[ ۱۳٩۳/۸/٢۸ ] [ ۸:۳۱ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]
دهه 60، تروریست های سازمان منافقین (مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی) با حمایت اطلاعاتی و سیاسی آمریکا، برای از بین بردن نهال نوپای حکومت اسلامی، شدیدا در تلاش بودند.
بمب گذاری برای حضرت آیت الله خامنه ای به جراحت ایشان منجر شد، بمب گذاری در دفتر "حزب جمهوری اسلامی" منجر به شهادت حضرت آیت الهح سیدمحمد حسینی بهشتی و 72 تن از وزرا و نمایندگان مجلس شد و همچنین بمب گذاری در دفتر نخست وزیری که به شهادت محمدعلی رجایی رئیس جمهور و محمدجواد باهنر نخست وزیر انجامید، از جمله آن جنایات تروریستی بود.

در آن برهه بسیار حساس که آمریکا به خیال خام خود، با ایجاد ترور و بمب گذاری توسط منافقین، کار نظام جمهوری اسلامی را تمام شده می انگاشت، فضای خطرناکی بر کشور حاکم شده بود.
روزی نبود که در کوچه و خیابان، بقال، رفتگر، کاسب و خلاصه هر کس که نشانی از مسلمانی داشت، به جرم حمایت از نظام، مورد اصابت گلوله کین منافقین قرار نگیرد.
گاه اتفاق می افتاد منافقین در تیم های چند نفره، خیابانی را بسته و اتومبیل های گذری را مورد بازرسی و حمله مسلحانه قرار می دادند.

در آن زمان، برای حفاظت از مسئولین و شخصیت های اصلی نظام که هدف اصلی تروریست های منافق بودند، تشخیص داده شد جدا از تیم حفاظت و اسکورت که همواره در کنار آنان بود، خود شخصیت های سیاسی و مذهبی نیز شخصا اسلحه کمری (کلت) با خود حمل کنند.
لذا آموزش خاصی به اشخاص داده شد و سپس سلاح کمری تحویل آنان گردید.

آن زمان، واحد "حمل سلاح" ستاد مرکزی سپاه، وظیفه اصلی اش تشخیص صلاحیت و تایید حمل سلاح و صدور کارت و مجوز لازم برای اشخاص بود.

یکی از روزها متوجه کارت حمل سلاحی شدم که مدت اعتبار آن تمام شده و صاحب کارت آن را برای تمدید اعتبار، به واحد حمل سلاح فرستاده بود.
به عکس و اسم که دقت کردم، جا خوردم:

سیدعلی خامنه ای

عجب!
صاحب کارت و مجوز حمل سلاح، کسی نبود جز رئیس جمهور وقت، حضرت آیت الله خامنه ای.
جالب این بود که برای کلت کمری برونینگ "BROWNING" (ساخت بلژیک که 13 تیر در خشاب آن جای می گرفت و از نظر دقت و خوش دستی، بسیار عالی بود) به نام ایشان مجوز صادر شده بود.

یعنی حضرت آیت الله خامنه ای، با وجود مسئولیت های نمایندگی حضرت امام در شورای عالی دفاع و ریاست جمهوری که برای پیر و جوان مملکت و نیروهای نظامی و انتظامی کاملا شناخته و معروف بود، حاضر نبود بدون مجوز، اسلحه حمل کند! و تازه، چون تاریخ اعتبار یک ساله مجوز حمل سلاح رو به پایان بود، سریع آن را فرستادند تا تمدید شود!

همواره این سوال در ذهنم بود و هست:
واقعا چه کسی می خواست جلوی نماینده حضرت امام در شورای عالی دفاع و رئیس جمهور را بگیرد و از ایشان طلب مجوز حمل سلاح کند و یا ایشان را به دلیل همراه داشتن اسلحه بدون مجوز، بازداشت کند، که به سرعت کارت را برای تمدید اعتبار فرستاده بود؟!!!
حمید داودآبادی

 

[ ۱۳٩۳/۸/٢۱ ] [ ٩:۳٥ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]

با امید به فضل و رحمت خداوند رحمن، و به دعای همه دوستان، رفع کسالت شد و اگر خدا بپسندد، مجددا در خدمت عزیزان خواهم بود.
بدون شک محبت خالصانه و دعای قلبی برآمده از درون و سرشت پاک شما عزیزان، به خصوص اینکه لطف کرده و امثال بنده را یادآور آن دوران عشق و خون می دانید، شامل حال مان گردید وگرنه ما چه داریم که خدا را بر آن پسند آید!

شکر خدا، همچنان پرتلاش و پرتوان در خدمت آرمان های اسلام ناب محمدی (ص)، ولی امر مسلمین و طریق سرخ شهیدان خواهم بود.
بدان امید که نفسمان در این راه باشد و جانمان جز در این مسیر درنرود.

خودمونی بگم:
دم همتون گرم.
خیلی باحالید.
با همین دعاهای شماست که روی زمین موندم!
کوچک همه تان
حمید داودآبادی

آهان داشت یادم می رفت:
فعلا به همت پزشکان بزرگوار و کادر پرستاری محترم بیمرستان خاتم الانبیاء (ص)،  کسالت رفع شد و همین امروز صبح از بیمارستان مرخص شدم.

[ ۱۳٩۳/۸/٢٠ ] [ ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]
اگر خوش‌تون اومد‌، دعاشو به ‌جون رفیقم بکنید‌
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، کتاب «تبسم‌های جبهه» کاری متفاوت از «حمید داودآبادی» است که به خاطرات با حال و قشنگ بچه‌های جبهه و جنگ می‌پردازد.

در این کتاب به خوبی صفا و صمیمیت بین رزمندگان اسلام توصیف شده است و بیان شوخی‌ها و طنزهای رزمندگان در دفاع مقدس به جذابیتش افزوده است.

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1393/08/19/13930819000209_PhotoL.jpg

نویسنده محبوب و ارزشمند دفاع مقدس «حمید داودآبادی» در مقدمه کتاب «تبسم‌های جبهه»، نوشته است: شاید اکثر اونایی که گول خورده! و توی مطبوعات یا اصلاً توی کتاب‌های خودم‌، خاطرات تلخ و شیرینم رو خونده باشن، بعضی از این خاطرات براشون تکراری باشه! بله درسته ولی ...

به پیشنهاد یکی از دوستان، این کتاب رو از دل همه خاطراتم درآوردم تا تبسم‌های شیرین و شادی‌های کودکانه‌مان رو در جنگ‌، یکجا بذارم توی قاب نگاهتون.
حالا خود دانید.
اگر خوش‌تون اومد‌، دعاشو به ‌جون رفیقم بکنید‌، و اگر هم نه‌، که خب چیکار کنم تا راضی بشین؟!

بر اساس این گزارش، مؤسسه شهید کاظمی کتاب «تبسم‌های جبهه» را در 320 صفحه رنگی و  با قیمت 8000 تومان منتشر کرده است که علاقه‌مندان برای تهیه این کتاب می‌توانند با شماره‌های 02537840844 الی 6 تماس گرفته یا به نشانی اینترنتی من و کتاب www.manvaketab.ir و سایت اطلاع‌رسانی مؤسسه شهید کاظمی و به نشانی قم، خیابان معلم، مجتمع ناشران، طبقه اول، فروشگاه 131، مرکز نشر و پخش شهید کاظمی مراجعه کنند.
[ ۱۳٩۳/۸/٢٠ ] [ ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]
مــی خواستــم بـزرگ بشـــم
درس بخــونــم
مهنــدس بشـــم
خاکمــــو آبــاد کنـــم
زن بگیــــرم
مادر و پــدرمــو ببــــرم کربــلا
دختـــرمـــو بـزرگــ کنــــم ببـــرمــش پارکــ
تو راه مــدرسه با هـــم حرفـــ بزنیـــم
خیلـــی کارا دوسـت داشتــــم انجـــام بـــدم
خــب نشــــد….!!!
...

http://kordestan.basij.ir/sites/default/files/n00070418-b_4.jpg

بایـــد مــی رفتـــم از مـــادرم، پـــدرم، خاکـــم، نامـوســـم، دختــــــرم و … دفـــاع کنــــم
رفتـــم کـــه دروغ نباشـــه
احتـــــرام کــم نشــه
همــدیگـــرو درکـــ کنیـــم
ریــا از بیـــن بــره
دیگـــه توهیـــن نباشـــه
محتــاج کســـی نبــاشیــم
راستی الان اوضاع چطوره ؟؟؟؟؟

بخشـــی از وصیــت نامه شهیـــد "کاظم مهـــدی زاده" تخــریــب چـــی عمـلیــات کربــلای یک

 

[ ۱۳٩۳/۸/۱۱ ] [ ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ ] [ حمید داودآبادی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رزمنده، جانباز، عکاس، خبرنگار، محقق و نویسنده دفاع مقدس مسئول صفحه "از معراج برگشتگان" نشریه "فرهنگ آفرینش" سردبیر مجله تخصصی اسناد "پانزده خرداد" سردبیر مجله دفاع مقدس "فکه" همکار نشریات: جمهوری اسلامی - کیهان - شلمچه - جبهه - صبح دوکوهه - عاشورا - یاد ماندگار - پلاک هشت – پیک - امتداد و ... مدیر مسئول سایت های: WWW.SAJED.IR و WWW.4DIPLOMATS.COM کتاب‌های منتشر شده: - آیا می‌دانید؟: نکاتی جالب از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس - از معراج برگشتگان: خاطرات کودکی، انقلاب، جنگ - پاره‌های پولاد: تاریخ عملیات شهادت طلبانه در لبنان - پرواز پروانه‌ها: زندگی‌نامه سرداران شهید حسین قجه‌ای، رضا چراغی، علی‌اکبر حاجی‌پور - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا (چاپ دوم با شکل جدید) - حماسه ذوالفقار: زندگی‌نامه سرداران شهید یوسف کابلی، علی‌رضا ناهیدی، محسن نورانی - خاطرات انقلاب اسلامی: مجموعه خاطراتی از انقلاب اسلامی - خاطرات شکنجه: مجموعه خاطراتی از شکنجه در زندان‌های حکومت پهلوی - دجله در انتظار عباس: زندگی‌نامه سردار شهید عباس کریمی - دفاع مقدس در اینترنت: نشانی سایت ها و وبلاگ های دفاع مقدس و ضدصهیونیستی - دیدم که جانم می رود: خاطرات شهید مصطفی کاظم زاده - ستارگان درخشان تاریخ: وصیت‌نامه شهدای مقاومت اسلامی لبنان - سید عزیز: زندگی نامه خودگفته سیدحسن نصرالله - کمین جولای 82: روزشمار گروگان‌گیری دیپلمات ‌های ایرانی در لبنان - یاد ایام: متن کامل خاطرات حضور در جبهه از سال 1360 تا 1367- - یاد یاران: خاطرات حضور در جبهه - القصة الکاملة للاستشهادیین فی لبنان (ترجمه عربی "پاره های پولاد" چاپ لبنان) - : AMBUSH OF JULY1982 ترجمه انگلیسی "کمین جولای 82" به زودی منتشر می‌شود: - تبسم‌های جبهه: خاطرات شاد و شیرین دفاع مقدس - داستان دوکوهه: داستانی برای کودکان - روزی روزگاری جنگی: خاطرات اشکی دفاع مقدس - قاتل سلمان رشدی: زندگی‌نامه شهید "مصطفی مازح" - من قاتل پسرتان نیستم: خاطرات لحظات شهادت دوستان و ...
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب