خاطرات جبهه
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

به گزارش فرهنگ نیوز، شماره دوم مجله صوتی داد همراه با مصاحبه اختصاصی با حمید داود آبادی رزمنده و پژوهشگر دفاع مقدس منتشر شد. در این مصاحبه داود آبادی از نقش اکبر هاشمی رفسنجانی و محسن رضایی در عملیاتهای ناکام بعد از فتح خرمشهر می گوید.
• اولین کسی که به فرمان امام عمل می کرد صدام بود!
•عراق توسط سازمان ملل به عنوان متجاوز شناخته نشد
•گزارش دروغ می دادند که مردم دیگر به جبهه نمی روند
دانلود فایل صوتی در : فرهنگ نیوز
http://www.farhangnews.ir/content/75597

[ ۱۳٩۳/٢/۳۱ ] [ ۳:٢٩ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]

داودآبادی: پایبندی کتب روایت فتح به اخلاص در بازگویی خاطره‌ها، بسیار برایم مقدس و جالب است 
به گزارش سایت روایت فتح حمید داودآبادی، نویسنده و خاطره‌نگار حوزه ادبیات شفاهی جنگ، در مصاحبه ای با خبرنگار روایت فتح، در مورد جایگاه ادبیات دفاع مقدس و این که جامعه فعلی به نشر کتب و آثار ادبیات دفاع‌مقدس چه اندازه بهاء می‌دهد گفت:
به هر حال هر فرد و نهاد دست‌اندرکاری، به اندازه خودش به این حوزه دارد بهاء می‌دهد؛ بلکه در اندازه نهایی توان و وظیفه محوله خودشان. لیکن با روش‌ها، شیوه‌ها و سلیقه‌های گوناگون. برخی هم در اولویت‌ها با یک‌دیگر متفاوت‌اند. تشخیص یک مؤسسه فرهنگی در برخورد با ادبیات دفاع‌مقدس، با یک نهاد یا مجموعه مترادف خودش، فرق می‌کند. به طور طبیعی، نویسندگان این عرصه هم تحت تأثیر سلیقه‌ها و اولویت‌ها قرار دارند.

وی در مورد ترجمه آثار دفاع مقدس تاکید کرد:
برخی از کتاب‌ها بالطبع بازخورد بین‌المللی ندارند؛ به ویژه آن دسته که بعد حماسی نداشته و یا در برخورد تحقیرآمیزی با دشمنان بعثی ما نگاشته شده. می‌شود گفت که این دسته، فاقد نگاه بین‌المللی‌اند. کار بین‌المللی، نگاه بین‌المللی و فرامرزی هم می‌طلبد. حتی در مورد برخی از فیلم‌هایی هم که با بازخورد بین‌المللی ساخته می‌شود، مردم ما باید بپذیرند که برای نگاه بین‌المللی ساخته نشده و ممکن است فراخور حال آنان چندان نباشد. در حال حاضر، اغلب کتاب‌های منتشر شده، بلکه غالب آثار روایت فتح، هیچ کدام نمی‌توانند در سطح بین‌الملل این را به اثبات برسانند که حزب بعث عراق متجاوز و ایران مدافع بود؛ چرا که صرفاً خاطره‌هایی با بازخورد داخلی و کاربرد ایرانی‌اند. بیست سال پیش مقام معظم رهبری در دیداری که با نویسندگان داشتند، اشاره کردند به کتابی و فرمودند که اگر این کتاب به زبان عربی چاپ بشود، خیلی خوب است. برخی هم گفتند که اگر به عربی چاپ‌اش کنیم، کولاک می‌کنند؛ منتهی حضرت آقا تأکید داشتند که آن بخش‌هایی که امکان دارد به مردم عراق بربخورد، پیش از ترجمه، حذف کنید. با این حال نمی‌دانم چرا برخی تصورشان این است که هر کتابی که به نظرشان خوب است، همان را هم عیناً به عربی و انگلیسی می‌شود ترجمه کرد و همان جواب را ازش گرفت! این اشتباه است و نمی‌شود یک دستور کلی برای ترجمه همه آثار جنگ داد. هنوز جهان عرب با ما مشکل دارد؛ چه بخواهیم و چه نخواهیم. بیش‌تر هم به لحاظ این‌که آنان عرب و ما عجم بودیم. حتی این فراتر از مشکل مثلاً دولت عربستان با دولت عراق است. پای ایران که در بحث‌شان به میان می‌آید، خود به خود به لحاظ فرهنگی و زبانی، احساس منافع مشترک در قبال ایران پیدا می‌کنند. چندان ‌که من خود به عنوان کسی که در فضای سیاسی و جنگ‌های داخلی لبنان و سوریه هم قلم زده‌ و آثاری در آن زمینه منتشر کرده‌ام، اذعان می‌کنم که عمده ملت‌های آن منطقه چیز دندان‌گیری از موضوع جنگ ما نمی‌دانند. حال برای چنان جامعه‌ای، نمی‌شود خاطرات یک همسر شهید را از شوهرش برد، ترجمه کرد و چاپ کرد.
درحال حاضر بیش‌تر کتب روایت فتح به این گونه قلم خورده‌اند که خاطره‌هایی تک‌گویی و به زبان یکی از نزدیکان شهداست. به یک جوان نخست باید بشناسانید که جنگ ایران و عراق چه بوده، سپس به سراغ حرف دل و بحث‌های هدف‌دار بروید. در مورد جنگ داخلی سوریه هم باید یک کتاب به زبان فارسی نوشته شود تا جوان‌ها بدانند که آن‌جا چه خبر است؟ امروز سرعت عمل حرف اول را می‌زند؛ آن هم در فضای مجازی و ماهواره. اگر امروز خاطراتی را که بیست‌سال پیش جمع‌آوری و تدوین شده را به چاپ برسانیم، لطف چندانی ندارد. من به رایزن فرهنگی ایران در سوریه گفتم که آن‌قدر در منطقه دارد جنگ روی می‌دهد که برای هر کدام‌اش می‌شود کتاب‌ها نوشت. ما نباید تنها به جنگ خودمان با صدام بچسبیم. دفاع ما در جریان است هم‌چنان. من به او گفتم که چرا ما نباید یک کتاب فارسی راجع به جنگ سوریه داشته باشیم؟!

وی با تاکید بر سرعت عمل در کار چاپ و انتشار آثار گفت:
در کتاب‌فروشی آنتوان خیابان الحمراء بیروت با موضوعی مواجه شدم که یک کتاب به فاصله سه روز پس از انتشار به زبان عبری در اسراییل، در آن‌جا توزیع و به فروش می‌رسد! در همان کتاب‌فروشی که کتاب‌های ایرانی با ترجمه عربی ـ حتی از شهید دستغیب ـ موجود می‌باشد که اصلاً به آن‌ها نگاه هم نمی‌شود چرا چون برای سی‌سال پیش است و یک جامعه‌شناسی و مخاطب‌شناسی بین‌المللی در پس آن‌ها نبوده. فرهنگ مردم لبنان، با مردم سوریه و عراق، زمین تا آسمان فرق می‌کند.

وی در بیان تأثیر آثار روایت فتح در داخل کشور و شناساندن دفاع مقدس به نسل جوان تصریح کرد:
پای‌بندی کتب روایت فتح به اخلاص و پای‌بندی‌اش در بازگویی خاطره‌ها، بسیار برایم مقدس و جالب است. همین که اهل اقتباس خاطره نیست و بدون غل و غش و دخل و تصرف در خاطره‌ها و بهره‌گیری از نثر داستانی، یک خاطره را از زبان یا بازماندگان یک شهید بیان می‌کند، خیلی خوب است؛ یعنی نگاه روشن‌فکری به خاطره‌ها و پرداخت داستانی به زندگی‌نامه شهدا ندارد. به طور نمونه مجموعه کتب «نیمه‌پنهان» که می‌توانند جوانان را معتاد شیوه خود سازد. البته روایت فتح خیلی راه در پیش دارد. روایت فتح به سختی توانسته در این زمینه برای خودش جای پایی باز کند؛ بنابراین نباید گول چاپ‌های مجدد و تیراژ آثار خودش را بخورد. روایت باید خیلی جلو‌تر از این‌ها و چیزی که امروز هست باشد. یک حصاری دور روایت هست که باید آن را بشکند و بیاید بیرون؛ بیاید بین مردم. روایت فتح باید بیش‌تر از سازمان‌شدن و تشکیلاتی برخوردکردن فاصله بگیرد و به میان مردم و جوانان برود. روایت امروز میان جوان‌ها و مردم نیست. روایت متأسفانه یک تشکیلات و سازمان شده و از مردم جدا شده. همان‌طور که سوره مهر برای نفوذ به میان مردم، هزار برنامه و طرح اجرایی دارد و توی مردم می‌پلکد. ولی روایت فتح، مثلاً یک برنامه که می‌خواهد برای شهید آوینی بگیرد، در همان سطح تشکیلات سازمانی و محیط خودش آن را برگزار می‌کند؛ نهایتاً مگر در تالار وزارت کشور! در نتیجه میهمان‌ها و آدم‌های خاصی هم در این برنامه‌ها رفت و آمد خواهند کرد و سخنرانی‌های کلیشه‌ای از آن در خواهد آمد. من اگر باشم، جوان‌ها را دعوت می‌کنم و می‌گویم که مثلاً شما جوانی که به خاطر شهید آوینی این‌جا آمده‌ای، شما که شیفته شخصیت او هستید، شما بیایید صحبت کنید! دیگر بس است حرف‌های تکراری و انقلابی. کتاب‌ها هم با همین نگاه.
روایت فتح باید به جوانان و نوقلم‌ها بیش‌تر بها دهد. نویسنده‌ها هم باید بیش‌تر و متنوع‌تر باشند. این آغوش برای جوان‌ها باید باز شود. در روایت مدتی یک تیپ از افراد روشن‌فکر مسلک آمدند و راهی را تا نیمه رفتند و برگشتند. آن‌ها به خاطرات دفاع‌مقدس با نگاه روشن‌فکری وارد شدند ولی اثر بدی از خود بر جای گذاشتند. ایراد در چه بود؟ در این که مثلاً بالأخره یک روزی یک مخاطب جوان از خودش خواهد پرسید که منبع این خاطرات کجاست و راوی آن کیست؟! اگر یک خاطره عجیب از یک شهید تعریف می‌کنید، باید این را هم گفت که منبع این خاطره کیست؟ انگاری که یک جوان را تشنه سازید، ذر‌ه‌ای آب بهش می‌دهید و دست‌آخر به امان خدا رهایش می‌کنید! با این کار شما نه تنها تشنگی او رفع نخواهد شد، بلکه سردرگم و زده هم خواهد شد. بنابراین به جای دیگری برای رفع تشنگی خود خواهد رفت؛ در صورتی که صفر تا صد این قضیه می‌باید دست شما باشد.
بزرگ‌ترین مشکل بنیاد حفظ آثار دفاع مقدس این است که مسؤولان آن‌جا روی دوش‌شان درجه دارند! هنگامی که می‌خواهی داخل آن‌جا شوی، احساس می‌کنی که داری توی یک پادگان قدم می‌گذاری! یک نویسنده در حالی می‌تواند وارد شود که کارت شناسایی‌اش را تحویل یک سرباز بدهد! این که نشد فرهنگ. درها را باز کنید، کسی کارتان ندارد، هیچ کسی به دنبال ضربه‌زدن به شما نیست، بلکه اتفاقاً جوان‌ها شیفته هستند و وقتی ببینند که جایی دارد بهشان اجازه ورود می‌دهد، به خودشان و سپس به شما بهاء می‌دهند. .

وی در پایان گفت:
نخستین کتابی که من نوشته‌ام در سال 1370 بود. روزی که به دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری رفتم و به خدمت آقای مرتضی سرهنگی رسیدم، تا من را دید، با این که برای نخستین‌بار با یک‌دیگر برخورد می‌کردیم، کلی تحویل‌ام گرفت، بلند شد و رفت برای‌ام چای ریخت و کاری کرد که تا امروز ازش به نیکی یاد کنم و همه عمر خودم را مدیون آن برخورد وی بدانم! از پیش شیفته بودم که او را ببینم. تا من را آن روز دید، پرسید که عزیزم بفرما! چه کار داری؟ گفتم که آمده‌ام مرتضی سرهنگی را ببینم. دیدم گفت که بشین تا الان بیاید. رفت و چای ریخت. دوباره تا آمدم حرف بزنم، گفت که اول چای‌ات را بخور، خستگی‌ات را در کن، بعد می‌گویم بیاید. حسابی که نشستم و خستگی‌ام در رفت، گفت که خب، سرهنگی خودم هستم، حالا بگو ببینم عزیزم! چه کاری از دست من برای‌ات ساخته است؟!
آیا امروز در روایت فتح از این خبرهاست؟! بزرگ‌ترین ضربه‌ها را منشی‌ها و مسؤول‌دفترها به مدیران ما می‌زنند. باید بسیاری از رویه‌های اداری را در این حرفه دور ریخت. 
http://revayatfath.ir/news.php?id=225

[ ۱۳٩۳/٢/۳۱ ] [ ۳:٢۳ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]
متاسفانه یکی دو هفته اخیر شاهد برخی مطالب در سایتهای ارزشی بودیم که به بهانه حملاتی که به یکی از هنرپیشه های کشور شده، موضعگیری کردند.
ماجرا از این قرار بود که خانم هنرپیشه در صحبتهایش در تلویزیون، اظهار ارادتی به مقام معظم رهبری داشت. همان طور که انتظار می رفت، برخی فتنه گران در شبکه های اجتماعی، او را مورد هجوم و اهانت قرار دادند.
خب این چیز عجیبی نیست. فتنه گران که عقده ناکامی و شکست عظیمشان در فتنه 88 دارد خفه شان می کند، همواره به دنبال فرصت و جایی هستند تا خود را خالی کنند و مثلا اظهار وجود کنند.
متاسفانه انعکاس این حملات در سایت های ارزشی، نه تنها بها دادن به فتنه گران بی خاصیت بود، بلکه قبح قضیه را هم از بین برد. برخی سایت ها هم که شروع کردند به انتشار فهرستی از اهانت به هنرمندان ارزشی و ...
آنچه پیش آمد و گهگاه نیز می بینیم و می شنویم، خاطره ای بسیار مهم و جالب را از شهید طیب حاج رضایی برایم یادآور شد.

http://sangariha.com/i/attachments/1/1374030625982389_large.jpg

یکی از نزدیکان شهید طیب حاج رضایی، خاطره بسیار جالبی از او تعریف می کرد:
روزی طیب خان همراه "ناصر جیگرکی" سوار بر درشکه، در حال گذر از محله سرچشمه بودند. ناگهان یکی از دشمنان طیب خان، سوار بر دوچرخه، آمد کنار آنها و فریاد زد:
- طیب خان .....
و فحش بسیار رکیکی خطاب به طیب خان داد، پا بر رکاب دوچرخه زد و گریخت.
ناصر جیگرکی بلند شد تا به دنبال او بدود. طیب خان یقه ناصر را گرفت و گفت:
- کجا؟
ناصر با عصبانیت گفت:
- مگه ندیدید طیب خان اون بی شرف چی گفت؟ می خوام برم حقشو بذارم کف دستش.

طیب خان خندید و درحالی که ناصر جیگرکی را روی صندلی درشکه می نشاند، گفت:
- ببین، اون اگه الان بره هر جا بگه که من جرات کردم و به طیب فلان فحش رو دادم، هیچکس باور نمی کنه، کافیه تو بری اونو بگیری و یه سیلی توی گوشش بزنی، همه باور می کنند که اون جرات کرده به طیب فحش بده.
[ ۱۳٩۳/٢/۱٤ ] [ ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]

"آن که فهمید، آن که نفهمید" جدیدترین کتاب نوشته حمید داودآبادی، در نمایشگاه کتاب تهران عرضه شد.


http://davodabadi.persiangig.com/1%20fahmideha.jpg

نمایشگاه کتاب تهران، شبستان مصلا، راهروی 32 غرفه انتشارات یا زهرا (س)

 

[ ۱۳٩۳/٢/۱۳ ] [ ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]

کتاب "آنکه فهمید، آنکه نفهمید" نوشته‌ی "حمید داودآبادی" در بیست‌ وهفتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در دسترس مخاطبان قرار می گیرد.
حمید داودآبادی، نویسنده‌ در گفتگو با خبرنگار ادبیات باشگاه خبرنگاران، با اشاره به راهیابی کتاب "آنکه فهمید، آنکه نفهمید" به بیست‌ وهفتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، افزود:
این کتاب دربرگیرنده‌ی بخشی از خاطرات منتشر نشده‌ی نویسنده از دو گروه از آدم‌ها،‌همرزمان و دوستانی بوده که جایگاه خود را در جنگ و بعد از جنگ فهمیده‌اند و نفهمید‌ه‌اند.

وی گفت: این کتاب که هم‌اکنون در انتظار سوار شدن بر قطار بیست وهفتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران است، براساس آیه‌ای از قرآن با این ترجمه که "آیا آنان که می‌دانند با آنان که نمی‌دانند برابرند" به نگارش درآمده و مصداق کامل این آیه است.

"آنکه فهمید، آنکه نفهمید" توسط نشر یازهرا (س) منتشر شده و در کنار کتاب "سید عزیز" از همین نویسنده، در نمایشگاه ارائه می شود.
گفتنی است که بیست‌وهفتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران از 10 اردیبهشت ماه سال جاری فعالیت خود را از آغاز می‌کند.
 باشگاه خبرنگاران جوان

 

[ ۱۳٩۳/٢/٦ ] [ ٩:٥٩ ‎ب.ظ ] [ حمید داودآبادی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رزمنده، جانباز، عکاس، خبرنگار، محقق و نویسنده دفاع مقدس مسئول صفحه "از معراج برگشتگان" نشریه "فرهنگ آفرینش" سردبیر مجله تخصصی اسناد "پانزده خرداد" سردبیر مجله دفاع مقدس "فکه" همکار نشریات: جمهوری اسلامی - کیهان - شلمچه - جبهه - صبح دوکوهه - عاشورا - یاد ماندگار - پلاک هشت – پیک - امتداد و ... مدیر مسئول سایت های: WWW.SAJED.IR و WWW.4DIPLOMATS.COM کتاب‌های منتشر شده: - آیا می‌دانید؟: نکاتی جالب از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس - از معراج برگشتگان: خاطرات کودکی، انقلاب، جنگ - پاره‌های پولاد: تاریخ عملیات شهادت طلبانه در لبنان - پرواز پروانه‌ها: زندگی‌نامه سرداران شهید حسین قجه‌ای، رضا چراغی، علی‌اکبر حاجی‌پور - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا (چاپ دوم با شکل جدید) - حماسه ذوالفقار: زندگی‌نامه سرداران شهید یوسف کابلی، علی‌رضا ناهیدی، محسن نورانی - خاطرات انقلاب اسلامی: مجموعه خاطراتی از انقلاب اسلامی - خاطرات شکنجه: مجموعه خاطراتی از شکنجه در زندان‌های حکومت پهلوی - دجله در انتظار عباس: زندگی‌نامه سردار شهید عباس کریمی - دفاع مقدس در اینترنت: نشانی سایت ها و وبلاگ های دفاع مقدس و ضدصهیونیستی - دیدم که جانم می رود: خاطرات شهید مصطفی کاظم زاده - ستارگان درخشان تاریخ: وصیت‌نامه شهدای مقاومت اسلامی لبنان - سید عزیز: زندگی نامه خودگفته سیدحسن نصرالله - کمین جولای 82: روزشمار گروگان‌گیری دیپلمات ‌های ایرانی در لبنان - یاد ایام: متن کامل خاطرات حضور در جبهه از سال 1360 تا 1367- - یاد یاران: خاطرات حضور در جبهه - القصة الکاملة للاستشهادیین فی لبنان (ترجمه عربی "پاره های پولاد" چاپ لبنان) - : AMBUSH OF JULY1982 ترجمه انگلیسی "کمین جولای 82" به زودی منتشر می‌شود: - تبسم‌های جبهه: خاطرات شاد و شیرین دفاع مقدس - داستان دوکوهه: داستانی برای کودکان - روزی روزگاری جنگی: خاطرات اشکی دفاع مقدس - قاتل سلمان رشدی: زندگی‌نامه شهید "مصطفی مازح" - من قاتل پسرتان نیستم: خاطرات لحظات شهادت دوستان و ...
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب