برای همه اسماعیل های خرمشهر
یه روز صدای زنگ موبایلم دراومد. وقتی برداشتم متوجه شدم یک sms از شماره ای ناشناس دارم. باز که کردم فقط خوندم:
زاییدش
تاتی تاتی راه بردش
بزرگش کرد
از وقتی اسماعیل به جبهه رفته، برنگشته
تو اونو ندیدی؟!
![]() خاطرات جبهه |
یه روز صدای زنگ موبایلم دراومد. وقتی برداشتم متوجه شدم یک sms از شماره ای ناشناس دارم. باز که کردم فقط خوندم:
زاییدش
تاتی تاتی راه بردش
بزرگش کرد
از وقتی اسماعیل به جبهه رفته، برنگشته
تو اونو ندیدی؟!