خاطرات جبهه
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
نویسنده: حمید داودآبادی - ۱۳۸۳/٥/۱۳

حتما با واژه هايي همچون « ويروس » ( Virus ) و « آنتي ويروس » ( Antivirus ) -  يا همان « ويروس كش » خودمان -  آشنايي داريد .

ويروسها ، برنامه هايي مخرب هستند كه غالبا توسط انسان نوشته شده و به رايانه داده مي شوند تا به وسيله آنها ، ديگران مورد هجوم و آزار و اذيت قرار بگيرند و سازنده ويروس نيز از اين ميان احساس آرامش و ارضاء كند !

هر روزه در بسياري از مطبوعات عمومي و بويژه نشريات تخصصي رايانه ، بحثهاي مفصلي درباره ويروسها و معرفي ضد ويروسهاي جديد مي شود . حتما مي دانيد كه چون سازندگان و اشاعه دهندگان ويروس ها ، هر روز و ساعت ويروس جديدي ساخته و پخش مي كنند ، ضد ويروسها نيز بايد به روز باشند تا مقابل جديدترين ويروس ها قد علم كنند . وگرنه اگر قرار باشد با آنتي ويروس تاريخ گذشته جلوي ويروس را بگيريم ، خودش مي شود مكمل و تكثير كننده ويروس . درست مثل بسياري از داروهاي شيميايي كه براي حادترين امراض اثرات مفيدي دارند ولي به محض اينكه تاريخ مصرفشان گذشت ، خطرناك شده و مصرف همين داروها به راحتي مي تواند ايجاد مسموميت و مريضي كنند .

حتما اين را هم خوب مي دانيد كه براي به روز كردن آنتي ويروس ، بايد به اينترنت متصل شويد و يا از نرم افزارهاي بسيار جديد بهره ببريد .

اين را يادم رفت كه براي بقيه خوانندگان كه با ويروس آشنايي چنداني ندارند ، توضيح بدهم كه ويروس چه ضرري دارد .

ويروس در رايانه ، درست مثل ويروس در بدن انسان عمل مي كند . يعني اگر ويروس سرماخوردگي بخواهد وارد بدنتان شود ، ابتدا از نقاط ضعف و محلهايي كه آمادگي بيشتري براي ورود ويروس دارند ، وارد مي شود و به زور خود را در سيستم بدن جاي مي دهد . سپس به تضعيف سيستم دفاعي پرداخته و همه اعضاي انسان را مهياي پذيرش بيماري ، كسالت  و درد مي كند و سرانجام او را از پاي در مي آورد . ويروس هاي بيماري زا ، بر سيستمهاي عصبي و دفاعي بدن اثرات مخرب گذاشته و راه را براي دستيابي ديگر ويروس ها و ميكربها به بدن باز مي كنند .

در رايانه هم ويروس ها به همين صورت عمل مي كنند ، كه ابتدا از به روز نبودن آنتي ويروس مطمئن شده و سپس با ورود به دستگاه شما ، به انجام اعمال ناخواسته اقدام مي كنند كه اولين آن تضعيف ديواره دفاعي سيستم رايانه است .

همانطور كه ويروس بيماري از راه ارتباط با ديگران و يا همغذايي و همنفس شدن با افراد مريض سرايت مي كند ، ويروس رايانه اي نيز از راهي به همين شكل وارد مي شود .

مثلا هنگامي كه به اينترنت وصل مي شويد ، تصويري بسيار زيبا و جذاب نظرتان را جلب مي كند . و يا اينكه متني و يا از همه مهمتر فيلمي برايتان خيلي جالب مي آيد . خب اولين چيزي كه به ذهنتان مي رسد چيست ؟ « دانلود » كردن . يعني انتقال آن تصوير و يا متن و فيلم از رايانه و شبكه مقابل ، به رايانه خودتان . يعني آوردن ميهماني كه هيچ شناختي از او نداريد .

اگر رايانه تان به آنتي ويروس به روز شده متصل باشد ، داد و فريادش بلند مي شود كه مراقب ميهمان خطرناك باشيد . و از همه بدتر اينكه خودمان آنتي ويروس را مزاحم قلمداد كرده و ساكتش كنيم .

آن لحظه غافليد كه در پشت آن تصوير زيبا و يا فيلم ، ويروسي خطرناك نهفته است كه به سرعت به سيستم رايانه شما آسيب مي رساند . آسيبهايي از جمله از بين بردن فايلها و مطالب موجود در رايانه تان كه مي توانند براي شما بسيار حائز اهميت و ارزش باشند .

ديگر خيلي تخصصي شد . قرار بود خطرناكترين ويروس ها  را برايتان معرفي كنم . ويروس هايي خطرناكتر از «  Sasser»  و «  Blaster»  :

گفتيم كه ويروس هاي بيماري زا ، جسم و بدن انسان را مورد حمله قرار مي دهند و ويروس هاي الكترونيكي نيز سيستم هاي رايانه اي را . آيا تا به حال با خود فكر كرده ايد كه بسياري از ويروس ها هستند كه روح و روان و درون انسان را مورد حمله و تهاجمي وحشيانه قرار داده و آدمي را از درون تهي و پوچ مي كنند ؟ ويروس هايي كه به راحتي مي توانند همه معنويت و مسائل الهي انسان را تحت سلطه خود درآورند و از آدمي مومن و پايبند به مسائل اخلاقي و ارزشي ، فردي بسازند بي قيد و بند و خدايي ناكرده فاسد و به دور از خدا و احكام الهي !

خوب است توجه داشته باشيم كه خطرناكترين ويروس هاي روحي و معنوي ، زير مجموعه ويروسي بسيار عظيم و خطرناك هستند كه آلوده شدن به آن ، همه ويروس هاي ديگر مثل « تكبر » ، « غرور » ، « خودبيني » ، « حرامخواري » ، « رباخواري » و ...  را به همراه مي آورد . علتش هم اين است كه ويروس « دروغ » كه اصلي ترين ويروس هاست و به قولي « مادر اكثر ويروس ها » ست ، مانند كليد عمل مي كند . شما فكر كنيد همه ويروس ها را در رايانه اي حبس كرده اند كه تنها راه خروج آنان ، كد و رمز ويژه است . يعني نياز به كليد است تا خروجي اين رايانه گشوده شود . كليد آن هم « دروغ » است . خروجي كه باز شد ، ديگر نمي توان انتظار داشت بقيه ويروس ها هجوم نياورند . و از همه بدتر هم اين است كه راه مقابله با آنها بسيار سخت است و البته كه اگر توانستيم همه ويروسها را از سيستم وجودي روحي و معنوي خود پاك كنيم ، لازم است كه كليد آنها را كه « دروغ » است از بين ببريم . به قولي شيشه عمر بيشترين ويروسهاي معنوي و انساني « دروغ » است .

يكي ديگر از اماكني كه به راحتي مي تواند منفذي براي ورود ويروس هاي خطرناك شود ، « چشم » است . بله درست خوانديد « چشم » . چشم به سادگي تمام مي تواند كاري كند كه انسان در برابر اكثر ويروس ها بخصوص ويروس « شهوت » ، خود را ببازد . اگر آنتي ويروس قوي اي نداشته باشيم ، به راحتي در دام ويروس « چشم » مي افتيم كه خدايي ناكرده به دنبال آن ويروس هاي « چشم چراني » ، « خواسته نامشروع » و ...  به درون آدمي نفوذ كرده و روح و روان او را در اختيار خويش مي گيرند و به راحتي از انساني پاك ، آدمي مي سازند چنان چندش آور كه حتي نزديكترين بستگانش رغبتي به رابطه با او ندارند .

حالا كه با برخي ويروس هاي انساني و روحي و معنوي آشنا شديم ، بهتر است با آنتي ويروس هاي خوبي هم كه مي توانند انسان را در برابر هجوم ويروس هاي خطرناك حفاظت كنند آشنا شويم .

يكي از بهترين آنتي ويروس ها « ذكر » است . با ذكر و ياد خداست كه مي توان به مقابله با بسياري از ويروس ها پرداخت . زباني كه مدام به ذكر پروردگار مشغول باشد ، اجازه نخواهد داد تا ويروس « غيبت » و « تهمت » به درون او نفوذ كند .

يكي ديگر از ويروس كش هاي قوي ، « شرم » است . اگر آدمي ، نه به هوا و هوس « بهشت » ، و نه از ترس و عذاب « جهنم » ، خدا را پرستش كند ، بسيار دلنشين تر است ،  و اين ممكن نيست جز اينكه انسان به « نتي ويروس » شرم مسلح شود . كافي است انسان متوجه شود كه معصيت و گناهي را كه مرتكب مي شود ، اگر در برابر ديدگان پدر ، مادر ، برادر و ... باشد ، چقدر شرمنده مي شود و به هيچ وجه حاضر نيست در مقابل ديدگان آنان با ويروس « گناه » سرگرم شود . حال اگر همين آدم متوجه شود و باورش اين باشد  كه « تنها خداست كه درون و برون ما را مي بيند » و « اگر مواقعي چشم پوشي مي كند ، از دوستي و محبتش به ماست » ، آيا حاضر مي شود در برابر ديدگان هميشه ناظر و حاضر چنين پروردگار لطيف و زيبايي كه در بسياري موارد ، برخلاف خيلي از زميني ها ، از كرده ها و گفته هاي ما درمي گذرد و ديده فرو مي بندد ، همان معصيتهايي را كه از انجامش در برابر انسانها شرم دارد ، مرتكب شود ؟!

يكي از مهمترين آنتي ويروس ها كه امروزه خيلي كاربرد دارد ، « نماز » است . انساني كه همواره به آنتي ويروس « نماز » مسلح باشد و همواره صبح زود ، ظهر ، عصر ، مغرب و عشا ، و بهتر و بالاتر اينكه در نيمه هاي شب هم ، آنتي ويروس « نماز » را به روز كند ، ديگر فرصتي براي ورود ويروس هاي مختلف باقي نمي گذارد . انساني كه تكيه اش به نماز باشد ، كمتر در گرداب ويروس هاي معنوي مثل « دروغ » ، « حرامخواري » ، « غيبت » و ... مي افتد ، چرا كه همواره خود را در برابر او و او را شاهد اعمال و كردار خويش مي بيند . البته اگر اين « نماز » هرچه خالصانه تر و با ايمان بيشتر باشد ، قدرت ويروس كشي اش نيز بيشتر خواهد بود و آدمي را در برابر حملات خطرناك ، بيمه خواهد كرد . تنبلي و كاهلي در به روز رساني نماز و پشت گوش انداختن اين مسئله كه باعث از دست رفتن فرصت مناسب مي شود ، خود مي تواند به ويروسي خطرناك تبديل شود ، كه نماز براي انسان فقط يك دولا و راست شدن باشد و خدايي ناكرده كارآيي اش را در دور ساختن نمازگزار از ويروس هاي مخربي چون « فحشا » و « منكر » از دست بدهد كه ديگر واويلاست ، كه با خطاي انسان ، خود آنتي ويروس تبديل به ويروس شود . و فرداست كه بايد جواب اين ظلم بزرگ را نيز بدهيم .

بعضي از كاربران اينترنت و رايانه نسبت  به « به روز كردن » آنتي ويروس خود اهميتي نمي دهند و غافلند كه كوتاهي در اين مسئله مهم مي تواند خطرات بزرگي را در بر داشته باشد . چرا كه هر روز و ساعت و حتي لحظه ، ويروس هاي خطرناكي كه تابع ديگر ويروس ها مثل « چشم چراني » « دروغ » ، « غيبت » ، « تهمت » ، « رابطه نامشروع » و ... هستند ،  با فن آوري نويني توليد مي شوند كه بسياري از جوانب و راههاي مقابله آنتي ويروس ها در آنها در نظر گرفته شده است . پس بجاست كه با « به روز كردن » آنتي ويروسي مثل « قرآن » و « ذكر » ، ما نيز از فن آوري نوين بهره برداري كرده و از بهترين راهها براي مقابله با ويروس ها استفاده كنيم تا مهمتر از رايانه خود ،  وجودي عاري از ويروس ها و امراض جسمي ، روحي ، رواني و معنوي داشته باشيم و به دنبال آن نيز داراي جامعه اي سالم و ارزشمند شويم .

برخلاف برخي تصورهاي پوچ ، « قرآن » يكي از بزرگترين آنتي ويروس هاست كه در خود بسياري از راهها و شيوه هاي مقابله با ويروس ها و امراض را آموزش مي دهد . و مهمتر اينكه باوجودي كه قرآن 1400 سال پيش از سوي خداوند سبحان به پيامبرش نازل گرديده ، آنقدر داراي حكمت و معرفت است كه مفسران و اهل علم و فن قرآن ، مي توانند راههاي مقابله با جديدترين ويروس ها و خطرناك ترين حمله ها را استخراج كنند و ما نيز با « به روز كردن » آنتي ويروس خود ، از هر تهاجمي مصون بمانيم .

خيلي طولاني شد . راستي شما آنتي ويروس خود را به روز كرده ايد ؟ مثل اينكه صداي اذان مي آيد ؟!

 




نویسنده: حمید داودآبادی - ۱۳۸۳/٥/٤

اين چند ماهه كه چيز جديدي ننوشتم ، بيشتر ناشي از بي حوصلگيم بود تا تنبلي . شايد سرمايي كه خودتون بهتر مي دونين ، يه جورايي آخرش به منم سرايت كرد و دلم رو فريفت !

اينكه چرا نمي نوشتم رو بذارين بعدا براتون ميگم . بذارين تا توي حس و حالش هستم ، از يك سفر معنوي و تاريخي با حال براتون بگم :

قسمت بود ، اونم چه قسمتي كه بچه هاي « كانون رهپويان وصال – شيراز » براي مراسم سالگرد اسارت « حاج احمد متوسليان » و سالروز پذيرش قطعنامه 598 ، بنده رو دعوت كنن كه به شيراز برم و براشون افاضه سخن كنم !

چه سعادتي از اين بالاتر ؟ هم فال و هم تماشا . هم با برو بچه هاي كانون رهپويان كه خيلي مشتاق زيارتشون بودم آشنا مي شدم ، هم يه گشت و گذاري توي شيراز داشتم .

يه چيز بگم شايد باورتون نشه و پهلوي خودتون بگين « جو گير شده » . نخير . حداقل از من يكي ديگه گذشته كه جو منو بگيره .

شب اول قرار بود به هيئت هفتگي شون بريم . پهلوي خودم جمعي بيست – سي نفره يا حداكثر پنجاه يا صد نفره رو تصور كردم كه ميشينن يه گوشه اي و عزاداري و سينه زني مي كنن . از سر خيابون كه با ماشين راهي شديم ، جمعيت رو كه ديدم به طرف پائين ميرن ، از بغل دستي هام پرسيدم كه اينها دارند به پارك ميرن ؟ كه با تبسم او روبه رو شدم . خب كه دقت كردم متوجه شدم اون جمعيت كه يه طرف خيابون رو گرفته و راهي پائين بودن ، ميرن حسينيه سيدالشهدا (ع) تا پاي وعظ و منبر « حجت الاسلام سيد محمد انجوي نژاد » بشينن و فيض ببرن .

الله اكبر . اصلا در باورم نمي گنجيد . توي تهران كه حضرات خودشون رو مي كشن كه يه مراسم سالگرد و يادواره برگزار كنن ، به زور سيصد – چهارصد نفر ميان . اينجا توي شيراز ، براي جلسات هفتگي كانون ، چند هزار نفر هجوم مي آوردن . اونقدر كه توي سه – چهارتا سوله اي كه زده بودن جاي نشستن نبود .

از همه مهمتر و از همه مهمتر اينكه : اكثر قريب به اتفاق جمعيت رو جوانان و نوجواناني شاداب و پرشوري تشكيل مي دادن كه آدم با ديدن حال و صفاي اونا ، ياد بچه هايي مي افتاد كه براي اولين بار به جبهه اعزام شده بودن و سرشار بودن از اخلاص و صداقت .

خدا پدرش رو بيامرزه آقا سيد كه وقتي صحبت مي كرد ، همه جمعيت انبوه ، يكپارچه شده بودن گوش . و چه زيبا از همه جا سخن گفت . از پيامبر(ص)  و علي (ع) ، از فاطمه (س) و حسين (ع) و گريز زد به خاطرات جبهه و شهدايي كه حسيني رفتند تا ما يزيدي نگرديم !

روضه خواني و مصيبت خوانيش كه حرف نداشت . عجب مداحي هم هست ! خودش اومد وسط و دم مي داد و جمعيت باصفا ، گرد شمعش ، براي آل البيت (ع) مي سوختن و آب مي شدن . ريا نشه ، بعد از مدتي يه چشم سير عقده هام رو خالي كردم و اشكامو توي حسينيه شون جاگذاشتم كه دفعه بعد هم بهونه داشته باشم . من يكي كه خيلي حال كردم . اونقدر كه خودم رو فراموش كردم و مثل بقيه ، فقط شدم اون . اگه خودش قبول كنه ان شاالله .

فرداش با دوتا از بچه ها رفتيم تخت جمشيد و سرنوشت ايران كهن رو نظاره كرديم . راستي داشت يادم مي رفت . براي پسرم يه بليط گرفتم و « سعيد » رو كه 14 سالشه بردم شيراز . اصرار اون بود كه به حافظيه و تخت جمشيد بريم . وگرنه من فقط علاقه داشتم تا فلكه ساعت رو كه از بچگي از كتاباي درسي توي ذهنم مونده بود ببينم كه ديدم . توي تخت جمشيد با تاريخ گشتيم و گشتيم تا اينكه بعد از ظهر رفتيم طرف سالن دانشگاه . يك ساعتي حرفهاي من رو جووناي فهيم شيرازي تحمل كردن و بعدش هم خود آقا سيد درباره قطعنامه صحبت كرد كه اصلا بحث تخصصي جنگ نبود بلكه بحث دل بود و دلبر !

                        آقا سعيد -  من و آقا سيد در مراسم سالگرد اسارت حاج احمد متوسليان

آخرش وقت وداع رسيد و سوار بر طياره راهي تهران شديم . هنگام خداحافظي يكي از بچه ها سي دي هاي سخنرانيهاي  آقا سيد و كتاب « حماسه ياسين » رو بهم يادگاري داد . باوجودي كه گفتم اين كتاب رو توي خونه دارم ، اون رو داد .

جا داره از بچه هاي بامعرفت و باحال شيرازي كه اين دو روز كلي براشون زحمت داشتم تشكر كنم . اول از خود آقا سيد محمد انجوي نژاد كه اجازه داد من هم بر كرسي خطابه اش تكيه بزنم و همين طور از « اكبر بانشي » كه بيشتر رتق و فتق امور ما با او بود .خدا خيرش بدهد .

« حاج محمود جوانمرد » رو كه نگو . از اون قديمي هاي با صفا كه خودش با حاج احمد متوسليان لبنان بوده . اول نشناختمش . اين دو روزه بيشتر روي خونه او آوار مي شديم . وقتي كه دقت كردم و با هم گپ زديم ، خوب شناختمش . از بچه هاي سپاه لبنان بود كه سال 1362 باهاشون بودم . اون موقع خيلي ازش خوشم مي اومد . برام خيلي جالب بود كه حالا توي خونه اوني بودم كه از سال 62 تا حالا چهره اش در نظرم بود كه كجاست و چه مي كند . هنوز همان مرام و منش باحال خودش رو داره . از زيارت اون كلي حال كردم .

« پارياب » و « مدبري » و بقيه كه متاسفانه اسمشون توي ذهنم نيست ، كلي منت گذاشتن و مثل يه همرزم قديمي ، خودم و پسرم رو تحويل گرفتن و اونقدر حال دادن كه هوس كردم دوباره برم شيراز ! آقا ببخشين كه اسماتونو يادم رفته . شرمنده تك تكتون هستم .

« حماسه ياسين » كتاب نبود ، آتيش بود كه به جونم افتاد . همين امروز خوندنش رو تموم كردم . توي اتوبوس كه نشسته بودم و مي خوندمش ، خيلي با خودم كلنجار رفتم كه كسي سوختنم رو نبينه . چه سري بود كه تا همين اواخر بچه ها سفارش مي كردن كه اين كتاب رو بخونم ولي من تنبليم مي شد . ولي واقعا وجودم رو ريخت به هم . كاشكي مي تونستم برم مزار تك تك شهدايي كه اسمشون و نحوه رزم و شهادتشون رو سيد تعريف كرده ، ببوسم .

راستش ... ببخشين آقا سيد ... كاشكي قبل از شيراز رفتن اونو خونده بودم تا با زدن يه بوسه جانانه بر دستان خسته ولي همچنان قدرتمند سيد ، به او التماس مي كردم كه دعا كنه تا خدا به من هم توفيق و غيرت و همت استواري در راهش رو عطا كنه .

از كتاب هيچي براتون نميگم و نمي نويسم ، ولي حتما اونو بخونين . تا حالا به چاپ چهارم رسيده . يه كتاب جمع و جور ولي يكپارچه سوز كه حوزه هنري چاپش كرده . من كه از خوندنش كلي صفا كردم . هم احساس غرور كردم از اينكه چنين دوستان و همرزماني داشته ايم ، هم اينكه ...

خورد شدم ... شكستم ... آب شدم ... نه از سوز ، از خجالت ... از شرمساري ... يه عده چه جوري خالصا و مخلصا همه جوره به پاي انقلاب اسلامي سوختن و هنوز هم مي سوزن ولي ما ... يعني من ...

خدا خودش منو ببخشه كه اصلا بلد نيستم شكر نعمتهايي رو كه بهم داده بجا بيارم .ان شاالله قدر نعمت همدمي با امثال بچه هاي شيراز بخصوص آقا سيد رو درك كنم و بتونم در روزمره زندگي خود از همت و هميت اونا درس بگيرم .




.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رزمنده، جانباز، عکاس، خبرنگار، محقق و نویسنده دفاع مقدس مسئول صفحه "از معراج برگشتگان" نشریه "فرهنگ آفرینش" سردبیر مجله تخصصی اسناد "پانزده خرداد" سردبیر مجله دفاع مقدس "فکه" همکار نشریات: جمهوری اسلامی - کیهان - شلمچه - جبهه - صبح دوکوهه - عاشورا - یاد ماندگار - پلاک هشت – پیک - امتداد و ... مدیر مسئول سایت های: WWW.SAJED.IR و WWW.4DIPLOMATS.COM کتاب‌های منتشر شده: - آیا می‌دانید؟: نکاتی جالب از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس - از معراج برگشتگان: خاطرات کودکی، انقلاب، جنگ - پاره‌های پولاد: تاریخ عملیات شهادت طلبانه در لبنان - پرواز پروانه‌ها: زندگی‌نامه سرداران شهید حسین قجه‌ای، رضا چراغی، علی‌اکبر حاجی‌پور - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا - تفحص: گزارش و خاطرات عملیات تفحص و کشف شهدا (چاپ دوم با شکل جدید) - حماسه ذوالفقار: زندگی‌نامه سرداران شهید یوسف کابلی، علی‌رضا ناهیدی، محسن نورانی - خاطرات انقلاب اسلامی: مجموعه خاطراتی از انقلاب اسلامی - خاطرات شکنجه: مجموعه خاطراتی از شکنجه در زندان‌های حکومت پهلوی - دجله در انتظار عباس: زندگی‌نامه سردار شهید عباس کریمی - دفاع مقدس در اینترنت: نشانی سایت ها و وبلاگ های دفاع مقدس و ضدصهیونیستی - دیدم که جانم می رود: خاطرات شهید مصطفی کاظم زاده - ستارگان درخشان تاریخ: وصیت‌نامه شهدای مقاومت اسلامی لبنان - سید عزیز: زندگی نامه خودگفته سیدحسن نصرالله - کمین جولای 82: روزشمار گروگان‌گیری دیپلمات ‌های ایرانی در لبنان - یاد ایام: متن کامل خاطرات حضور در جبهه از سال 1360 تا 1367- - یاد یاران: خاطرات حضور در جبهه - القصة الکاملة للاستشهادیین فی لبنان (ترجمه عربی "پاره های پولاد" چاپ لبنان) - : AMBUSH OF JULY1982 ترجمه انگلیسی "کمین جولای 82" به زودی منتشر می‌شود: - تبسم‌های جبهه: خاطرات شاد و شیرین دفاع مقدس - داستان دوکوهه: داستانی برای کودکان - روزی روزگاری جنگی: خاطرات اشکی دفاع مقدس - قاتل سلمان رشدی: زندگی‌نامه شهید "مصطفی مازح" - من قاتل پسرتان نیستم: خاطرات لحظات شهادت دوستان و ...
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب